محاصره دریایی ایران و یمن و محاصره غزه را چگونه بشکنیم؟
حملات روز گذشته ایران در استمرار نبردهای نظامی گذشته و جاری نشان داد که در برابر دزدان دریایی، تنها قدرت و ابزار فشار پاسخگوست. محدودیت رفتوآمد در تنگه هرمز و تلاش نافرجام آمریکا برای باز نگه داشتن آن گویای این است که واشنگتن با گفتگو به جایی نمیرسد و تنها فشار عملی او را به پذیرش واقعیت وامیدارد؛ همانگونه که خود با آرایش ناوها و ایجاد محاصره دریایی، تابآوری ملت ایران را هدف گرفته است. توقیف یک نفتکش ایرانی دیگر توسط آمریکا در لحظات نگارش این یادداشت، ثابت میکند صبر برای نتیجه گرفتن از مذاکره جهت رفع محاصره، بزرگترین خطای ممکن است. هر چند قطعا نیروهای مسلح ایران پاسخی متوازن به طرف مقابل خواهند داد اما طرف آمریکایی نشان داده تنها با پاسخ های فراتر از حد تصور و از اتفاق نامتوازن عقب نشینی خواهد کرد.
طرف غربی با علم کردن این محاصره در برابر هرمز میکوشد ملت را از داراییهایش محروم کند و مدیریت این تنگه استراتژیک را تحتالشعاع مذاکرات قرار دهد؛ معادلهای مخرب که دستاوردها و نگاه رهبری شهید را زیر سوال میبرد. دلسوزان از روز نخست تأکید کردهاند که دست آمریکا خالی است و تنها دو اهرم خیالی در دست دارد: اول، تهدید زیرساختها که پاسخ قاطع ایران در جنگ ۴۰ روزه و حمله به عسلویه ثابت کرد در صورت تداوم خط برخورد، دیگر کسی جرئت دستدرازی نخواهد داشت؛ دوم، محاصره دریایی که ابزاری مذاکرهساخته است. برای مقابله با آن، راهکار واگذاری داراییها در قالب مذاکره نیست، بلکه ایجاد موازنه قدرت از طریق پاسخدهی به تهدیدات و فراهم کردن مقدمات انسداد تنگه بابالمندب است؛ چراکه بابالمندب نیز باید از نظر بازدارندگی دقیقاً مانند هرمز شود.
تنگه بابالمندب به عنوان باریکهای ۲۹ کیلومتری که دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل میکند، در کنار تنگه هرمز دو شاهراه حیاتی انرژی و تجارت جهانی هستند. این آبراه میزبان ۱۲ درصد از کل تجارت دریایی و ۳۰ درصد از ترافیک کانتینری دنیاست و روزانه بالغ بر ۷۰۶ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از آن عبور میکند. اقدام اخیر جبهه مقاومت یمن در بستن این شریان به روی کشتیهای اسرائیلی در پاسخ به حملات بامداد این رژیم به ایران، ابزاری کارآمد برای اعمال فشار نامتقارن است. این مسیر شریان اصلی ترانزیت نفت، بنزین، گاز مایع، کالاهای مصرفی، غلات و اقلام صنعتی است. انسداد همزمان هرمز و بابالمندب نه تنها محاصره ایران و یمن را در هم میشکند، بلکه با خارج کردن بخش عظیمی از انرژی جهان، قیمتها را به اوج رسانده و با اتمام سریعتر ذخایر نفتی، فشار جدیتری بر مستکبران وارد میکند؛ این اهرم می تواند نقش آفرینی ویژه ای در لبنان و غزه هم ایفا کند
از سوی دیگر، این استراتژی مشترک، شریان اقتصادی شرکای عربی آمریکا را نیز مستقیماً زیر فشار قرار میدهد. به عنوان نمونه، خط لوله استراتژیک عربستان برای دور زدن هرمز، به امنیت دریای سرخ و بابالمندب وابسته است و انسداد این مسیر، فلاکت اقتصادی او را به همراه دارد. این امر قدرت چانهزنی بینظیری با اعراب برای برچیدن پایگاههای آمریکا و رفع فشار از یمن فراهم میسازد. عواقب انسداد بابالمندب با تحمیل مسافت اضافی ۶ تا ۱۰ هزار کیلومتری پیرامون دماغه امید نیک، موجب ۱۰ تا ۱۵ روز تأخیر در تحویل کالا و انفجار هزینه حملونقل جهانی میشود؛ اقدامی که پیش از این نیز بیمه کشتیها را با افزایش ۱۰۰۰ درصدی مواجه کرد و در یک کلام، اروپا را با رکود صنعتی و آمریکا را با تورم شدید روبرو میکند. استفاده درست از این ظرفیت استراتژیک، راهکاری مؤثر برای نابودی محاصره و دزدی دریایی آمریکا است.
در نهایت، مقابله با فشارهای طرف آمریکایی نیازمند عبور از احتیاطات بی فایده است، احتیاطاتی که اگر زودتر و پیش از جنگ تحمیلی سوم متوقف می شد بسیاری از هزینه ها به ملت ایران تحمیل نمی شد همانگونه که عبور از همین ملاحظات و احتیاطات و رو دروایسی با دشمنان این ملت در جنگ رمضان بود که عامل پیروزی و نمایش قدرتمند ایران شد بنابرین نباید گذاشت باز به چرخه احتیاطات هزینه ساز برگردیم و با قدرت های خدادادی خود که ابزار ابر قدرتی جبهه مقاومت است توان خود را به دشمنان دیکته کنیم.
ابزاری که هر یک به تنهایی توانسته اند آمریکا، این هژمون غارتگر را عقب برانند و ترکیب و استفاده توامان آن ها می تواند زمینه عقب نشینی های بزرگ تر و گسترده تر دشمنان شود.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید