امروز: 1405/04/25 ساعت : 00:15

بازماندۀ پهلوی

نقد فیلم سینمایی تاکسیدرمی که عاقبت اعتماد پهلوی به رژیم صهیونیستی را به تصویر می‌کشد

«تاکسیدرمی» اولین تجربه محمد پایدار در فیلم داستانی بلند قابل توجه است. اولین باری که پایدار دست به دوربین برد مستندی به نام باج به عنوان خروجی پایان دوره شهید آوینی سفیرفیلم بود. مستندی تند سیاسی که به مناطق آزاد تجاری می‌پرداخت. خروجی متفاوت دوره که برای تولید مستند تا منطقه آزادی تجاری میلک رفته بود که در میان کار اولی‌ها کار متفاوتی بود. بعد از آن اما پایدار تغییر مسیر داد و وارد سینمای داستانی فیلم کوتاه شد. بارها و بارها فیلم‌سازی را مشق کرد تا که امسال بتواند فیلم سینمایی تاکسیدرمی را بسازد. تم سیاسی و دستاوردهای فنی پایدار به تاکسیدرمی ختم شد. فیلمی استاندارد که مضمون سیاسی دارد و با پلان‌های حساب‌شده تولید شده است.

تاکسیدرمی مقطع روزهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی بر رژیم پهلوی را روایت می‌کند. داستانی که برداشت آزاد از یک اتفاق واقعی است و تلاش عبدالرضا پهلوی، برادر ناتنی محمدرضا پهلوی، برای فرار از کشور را روایت می‌کند.عبدالرضا پهلوی به علت عدم ازدواج با یکی از اعضای خانواده‌ی انورسادات، رئیس جمهور مصر، نمی‌تواند برادرش را در فرار به مصر همراهی کند. به همین دلیل برای یافتن مقصد مناسب برای فرار می‌گردد و همین پیرنگ اصلی داستان می‌شود و در همان دقایق اولیه‌ی فیلم یک خطی داستان به مخاطب معرفی می‌شود. مراجعه‌ی عبدالرضا به سفارت‌خانه‌های کشورهای مختلف به خوبی استیصال او را در فرار از کشور به تصویر کشیده بود.

تاکسیدرمی موقعیتی طلایی را برای روایت انتخاب کرده است. نقطه عطف ایران معاصر و زندگی و سلطنت پهلوی در ایران درون‌مایه‌ی مناسبی برای فیلمنامه است. هوشمندی فیلمنامه در روایت زندگی فردی فرعی در خاندان پهلوی است که به روایت قابل پذیرش داستان کمک کرده است. اگر داستان به سراغ خود محمدرضا پهلوی می‌رفت قطعا با موانع تاریخی متعددی روبه‌رو می‌شد و مخاطب به دلیل داشتن پیش‌فرض‌های ذهنی نسبت به فیلم سویه می‌گرفت.

تاکسیدرمی را می‌توان نمایش سرانجام جامانده‌ی خاندان پهلوی در اعتماد به رژیم صهیونیستی دانست. عبدالرضا که جایی برای فرار پیدا نمی‌کند، مجبور می‌شود به خواسته‌ی جاسوسان موساد تن بدهد و برای زنده‌گیری گوزن ایرانی که برای صهیونیست‌ها مقدس است تن بدهد و به همین دلیل راهی جنگل ناز ساری شدند. عبدالرضا پیشتر اهالی روستاهای اطراف جنگل ناز را با بستن آب بیرون کرده بود و زمین‌ها را تصاحب کرده بود. اما تاکسیدرمی یک نقطه ضعف بزرگ دارد. نمایش حقارت و ضعف برادر ناتنی که شاه که کمتر او را جدی می‌گیرند و عدم نمایش شرارت‌های او و پیش‌فرض‌های داستانی و بسنده کردن به اعلام با اتو سوزاندن، کشیدن ناخن و آواره کردن مردم نمی‌تواند مانع ایجاد حس سمپاتی با عبدالرضا شود و مخاطب در سکانس پایانی اگر برای او دلسوزی نکند، از سرنوشت او خوشحال هم نخواهد شد.

تاکسیدرمی زمانی که در کاخ جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد، در موقعیتی که عبدارضا پهلوی با عناصر موساد روبرو می‌شوند، برخی از تماشاگران سالن سینما را ترک کردند. حالا پس از دو سال که اکران شده، رابطه رژیم صهیونی و پهلوی برای مخاطبان بیشتر ملموس شده و حقیقت ذاتی رژیم پهلوی در هم‌دستی با رژیم صهیونیستی عیان شده‌است. تاکسیدرمی در شرایطی که سینما با جنگ رمضان همراه شد و مخاطبان آن کاهش یافتنه‌اند، توانسته با بیش از 13 میلیارد تومان درآمد در رتبه سوم فروش سینمای ایران در سال 1405 قرار بگیرد.

بازی درخشان بازیگران این فیلم به ویژه مجید صالحی در نقش عبدالرضا را نباید در این فیلم نادیده گرفت و این احتمال وجود دارد که او بتواند موفقیت خودش در فیلم شماره 10 را تکرار کند. در کنار مجید صالحی بازی سایر بازیگران بسیار استاندارد و به‌جاست که نشان از کارگردانی موفق محمد پایدار دارد. علاوه‌بر بازی هادی کاظمی و حسن معجونی در فیلم که شخصیت‌های مکمل داستان بودند، بازی بیژن بنفشه‌خواه که نقش‌های نسبتا کوتاهی داشت نیز کاملا درآمده است. در کنار این موارد افراد کنار شخصیت خورشید که می‌خواهند در مقابل عبدالرضا بایستند به خوبی نمایش داده نمی‌شود و دو نفر از آنان در تصاویر بعد از تصادف خودروها نشان داده نمی‌شوند. خود خورشید که کینه شخصی نسبت به عبدالرضا دارد، مانع از کشتن او می‌شود و می‌خواهد در میان مردم روستا دادگاهی شود. اما به دلیل پرداخت ناقص شخصیت او، وطن‌خواهی و دیالوگ‌های پایانی او شعاری به نظر می‌رسد. حتی صحنه مرگ او به دست عبدالرضا که می‌توانست سکانس پایانی را توجیه کند نیز نمایش داده نشد.

فیلمنامه کمدی تاکسیدرمی که از الگوهای کلاسیک کمدی بهره می‌گیرد می‌تواند در سراسر فیلم خنده بگیرد. در زمانی که فیلم‌های کمدی سراسر شوخی‌های رکیک جنسی است و با ابتذال سعی می‌کنند تا مخاطب را بخندانند، تاکسیدرمی به جز یک صحنه، عموما از طنز کلاسیک، نقطه گذاری و شوخی‌های تکرارشونده دومرحله‌ای استفاده می‌کند و در برخی موارد فضای فانتزی جذابی را ساخته است. پرتاب شدن به رودخانه و فرار از دست خرس، روحت شاد، موتورسواری بیژن بنفشه‌خواه، کنده شدن گوش و انگشت از این دست شوخی‌های فیلم است.

تاکسیدرمی درس عبرتی برای بازمانده پهلوی است که خواب شاه شدن را زیر سایه رژیم صهیونیستی می‌بیند و برای جلب توجه سران این رژیم دست به هر کاری می‌زنند. نمایش خیالات عبدالرضا در شاه شدن همان خیالاتی است که 45 سال است هر شب فرزند محمدرضا پهلوی می‌بیند و برای ملاقات غیررسمی با نتانیاهو آبروی خودش را گذاشت و در زمانی که بسیاری از کشورها جنایات رژیم صهیونیستی را محکوم می‌کنند، توئیت حمایتی نسبت به آن منتشر می‌کند. تاکسیدرمی میخی بر تابوت زهواردررفته‌ی پهلوی است که علیه کشوری که در آن به دنیا آمده با رژیم صهیونیستی همدست شد و خیال داشت با کشتار مردم ایران می‌تواند آرزوی محال خود را محقق کند. سکانس پایانی داستان که گوزن ایرانی را بر عبدالرضا ترجیح دادند و گوشش را به معنای واقعی کلمه کف دستش گذاشتند، نمایش عاقبت این مسیر است. جمله‌ای که در صحنه‌های پایانی داستان گفته شد که فقط جاسوسان سوخته را با خودشان می‌برند و جاسوسان سفید بمانند تا در حکومت جدید خدمات بدهند، نیز قابل تامل بود.

به طور کلی تاکسیدرمی فیلمی جذاب است که توانسته تا حدودی تجربه اکران موفق باغ کیانوش را برای محمدجواد موحد، تهیه‌کننده فیلم، تکرار کند و نویدبخش آمدن کارگردانی توانمند در سینمای ایران باشد که از او در آینده بیشتر شنیده خواهد شد.

سیدمحمدعلی قربانی

سیدمحمدعلی قربانی کارشناس ارشد مدیریت رسانه و منتقد سینما و فرهنگ و دبیر تولیدات تصویری عصرایرانیان است

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم