از روز نخست تا آخرین سخنان، مخالفت با مذاکره با آمریکا، وصیت 36 ساله رهبری شهید انقلاب
رهبر شهید انقلاب، تنها دو ماه پس از انتخاب در ۲۳ مرداد سال ۶۸، با صراحتی تکاندهنده فرموده بودند: «ملت ایران، چیزی از این خندهآورتر و مسخرهتر نیست که آمریکا بیاید مذاکره با ملت ایران را ادعا کند و برای آن شرط قرار بدهد… شما امروز در چشم ملت ایران، منفورترین دولتها بعد از دولت غاصب صهیونیستی هستید… ما امروز هم مثل گذشته میگوییم: رابطه با آمریکا را نمیخواهیم.» این موضع که در تمام ۳۶ سال رهبری ایشان یک خط ثابت و لایتغیر بود، نهایتاً با شهادت ایشان توسط آمریکا با خون امضا شد. سید علی خامنهای، که پاکترین مرد خدا بود، توسط شقیترین آحاد بشر به شهادت رسید تا با خون خود ثابت کند مذاکره با آمریکا نفی مطلق دارد و آشتیناپذیر است.
این غصه و درد، میراثی ۴۷ ساله است که از امام راحل تا رهبر شهید تداوم داشت. ۴۷ سال است که رهبران از بیفایده بودن مذاکره میگویند و در مقابل، هواپیماهای دیپلماسی برای حصول توافق میروند و برمیگردند، اما نتیجه چه بود؟ از کودتای نوژه و طبس تا دو حمله مستقیم و سرانجام شهید کردن پاکترین غیرمعصوم جهان. متأسفانه جریان غربزده و مرعوب هرگز دست از تلاش برنداشت؛ حتی زمانی که کشور تحت حمله کامل آمریکا بود و تنها سه ماه از سخنرانی رهبر شهید که فرموده بودند: «مذاکره با آمریکا بنبست محض است» میگذشت، با ادعای واهیِ هماهنگی، تن به مذاکره دادند. فاجعه آنجا بود که در مهرماه همان سال، ایشان تأکید کردند: «ممکن است در آینده مثلاً ۲۰ یا ۳۰ سال بعد وضع دیگری ایجاد شود اما در وضعیت کنونی، مذاکره با آمریکا کاری است بدون سود که مطلقاً هیچ کمکی به منافع ملی نمیکند… بلکه ضررهای بزرگ و بعضاً جبرانناپذیری در پی دارد.» و چه ضرری بزرگتر از شهادت عزیز جانمان که قتیل همین مسیر مذاکرات شد؟
برای هر ذهن بیداری سوال است که کدام هماهنگی؟ مگر میشود رهبری که افق تغییر را ۲۰ تا ۳۰ سال بعد میدید، سه ماهه نظرش تغییر کند؟ هنوز یک سال از آن سخنان نگذشته و دستکم ۱۹ سال از آن وعده باقی مانده است. ثمره آن مذاکراتِ به اصطلاح هماهنگ، شکست کامل، زیادهخواهی آمریکا، حملات به لبنان و ایجاد احتمال حمله مجدد بود که دستاوردهای پیروزمندانه میدان را به خطر انداخت و منجر به دستور توقف مذاکرات از سوی رهبری معظم انقلاب، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای شد. اما امروز باز میبینیم که پس از نهی صریح، افرادی چون عباس عراقچی همچنان با زبانِ دیپلماسی از مذاکره میگویند و سفرهای خود را دوجانبه مینامند.
از ۳۶ سال مخالفت استوار و ۵۴ سخنرانی صریح علیه مذاکره که بگذریم، شهادت ایشان توسط آمریکا آن هم در حالی که زیرنویس شبکه خبر از «پیشرفت مذاکرات» میگفت، سندی بر مظلومیت ایشان است. وصیت ایشان و موضع صریح حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، نفی این مسیر است. رهبر شهید معتقد بود ملت «مبعوث» شدهاند تا از انقلاب دفاع کنند؛ تعبیری که نشان از فهم عمیق و نور الهی در قلوب مومنین دارد. این ملت که مبعوثشدگان خداوند علیه دشمنان صهیونی هستند، خود میدانند چگونه حول امر ولی وحدت کنند. این مسئولان هستند که باید به مردم بپیوندند، نه اینکه با توجیه «نرمش»، وحدتشکنی کنند. در حالی که رسانههایی چون تسنیم و مشرق با ادبیات «لوبیای سحرآمیز مذاکرات» جادهصافکنِ دشمن شدهاند، باید دانست که ذات آمریکا تغییرناپذیر است و طبق فرمان رهبر شهید، هرگاه آن ۲۰ یا ۳۰ سال گذشت، آن زمان به فکر بررسی مذاکره باشید، نه امروز که خون پاک ایشان هنوز بر زمین دیپلماسی میجوشد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید