امروز: 1405/04/25 ساعت : 03:13

بدتر از «خسارت محض» در مسیر تکرار

باز آمریکا وعده می دهد و ایران عمل می کند!

مذاکرات برای رسیدن به توافق با آمریکا، پس از توقف در صحنه نظامی همچنان ادامه دارد. طبق اطلاعاتی که تاکنون از طریق نمایندگان مجلس شورای اسلامی (مانند آقای دکتر ظهوریان) منتشر شده و همچنین بر اساس نکاتی که در نامه حجت‌الاسلام نبویان به آقایان دکتر قالیباف و دکتر پزشکیان آمده است، این گفتگوها حاوی نکات و بندهایی است که برای کسب و احصای منافع ملی ایران، نیاز به توجه و تامل جدی دارد. لذا در ابتدا نکات منتشرشده از سوی آقایان ظهوریان و نبویان را بیان می‌کنیم و سپس به بررسی این مسئله می‌پردازیم که آیا این نکات و بندها منافع ملی ما را تامین می‌کنند یا خیر؟
آقای ظهوریان در شبکه ایکس، متنی را با عنوان «خلاصه محورهای فعلی تفاهم‌نامه ایران و آمریکا» منتشر کرده‌اند.
بند اول: اعلام خاتمه جنگ از جمله در لبنان و عدم استفاده از زور علیه یکدیگر.
اولین موضوعِ قابل مناقشه و بحث‌برانگیز این است که چرا ما اصلاً باید با آمریکا مذاکره کنیم؟ کشوری که خود، حمله‌کننده و متجاوز است. اگر مبنا بر این باشد که کشوری تجاوز کند، رهبر و ولی‌فقیه شما را به شهادت برساند، فرماندهانتان را شهید کند، کودکان و مردم شما را به خاک و خون بکشد و شما بدون واسطه سازمان‌های بین‌المللی و قدرت‌های بزرگ مانند چین و روسیه (که در اینجا اولویت با خود سازمان ملل متحد و شورای امنیت است)، مستقیم بروید و با متجاوزی بنشینید که نه تجاوز را پذیرفته و نه به آن اقرار کرده است؛ متجاوزی که ادعا می‌کند اقدامش در راستای «ایجاد صلح از طریق قدرت» و برای جلوگیری از دستیابی شما به سلاح هسته‌ای بوده است؛ نفس این مذاکره، پذیرش دعوی او و مشروعیت‌بخشی به تجاوزش خواهد بود.
پس اساساً مذاکره با متجاوز بدون واسطه سازمان ملل و شورای امنیت (هرچند ما سازمان ملل و شورای امنیت را در راستای منافع آمریکا می‌دانیم و واقعاً هم این‌گونه است)، علاوه بر مشروعیت‌بخشی و پذیرش ادعای دشمن، موجب جری‌تر شدن متجاوز می‌شود. حتی اگر از نظر منافع ملی نیز عبور کنیم و این موضوع را نادیده بگیریم، مذاکره با قاتل رهبران، فرماندهان و مردمانت، آن هم پیش از پذیرش رسمی اشتباه از سوی او و بازگشتش از تهدیدها، الفبای غیرت دینی و ملی را زیر سوال می‌برد. تقلیل سطح خون‌خواهی امام و ولی‌فقیه شیعه در تاریخ ثبت خواهد شد و لکه ننگی بر پیشانی خواهد بود. چگونه می‌شود با کشوری که تجاوز را نپذیرفته و نامش در سازمان‌های بین‌المللی به عنوان متجاوز ثبت و اعلام نشده است، خاتمه جنگ را اعلام کرد؟ خاتمه جنگی که در آن متجاوز به صورت رسمی مشخص نشده است!
علاوه بر این، تاکنون آمریکا به کدام‌یک از توافقات خود با ایران پایبند بوده است که بتوان دوباره به آن اعتماد کرد؟ اگر توافق را امضا کرد، آیا بار دیگر حمله و تجاوز نخواهد کرد؟ مگر در آتش‌بس کنونی به آن پایبند ماند؟ او محاصره دریایی را به عنوان کارت بازی دیگری علیه ایران به کار گرفت. با چنین دشمنی پیمان بستن و توافق کردن، نه عقلانی است، نه شرافتمندانه و نه غیرتمندانه. این همان کلام امام شهید است که مسئولان امر به آن توجه نکردند و هر بار به بهانه‌های واهی، آن را مخدوش کرده و برخلاف آن اقدام نمودند تا اکنون کشور در چنین مسیر و بزنگاهی قرار گیرد.
بالاتر و مهم‌تر از این، نوع نگاه به وجوب یا عدم ضرورت این مذاکرات است. در نگاه کلان، علل وجودی این جنگ و تجاوز بر این بناست که اساس هژمونی و نظم بین‌المللی کنونی از هم پاشیده و نظم قدیم در حال فروریختن است. این تجاوز به کشوری رخ داده که سردمدار و پیشران مبارزه با نظم لیبرال غربی بوده است، تا بلکه جلوی فروپاشی این نظم را بگیرد یا بتواند دوباره بر آوارهای نظم فروریخته، نظم جدیدی را بنا کند. خودِ مذاکره با این شیوه و مخاطب قرار دادن رژیم آمریکا بدون در نظر گرفتن موارد فوق، به بازسازی نظم مورد نظر آمریکایی کمک می‌کند. توجه کلان به این موضوع که خروجی و شیوه مذاکرات و مفاد آن، بند به بند و واژه به واژه، چه تاثیری بر آینده نظم جهانی و مناسبات بین‌المللی می‌گذارد، از بالاترین اهمیت برخوردار است؛ موضوعی که به نظر می‌رسد در این بندها و مذاکرات اساساً به آن توجه نشده یا به هر صورت، در راستای ایجاد تنفس و بازسازی نظم در حال فروپاشی اقدام شده است.
بندهای چهار، پنج، شش، هفت، هشت و نه را اگر بخواهیم به صورت اختصاری مورد بررسی قرار دهیم، بدین گونه است: بند چهارم منتشرشده از سوی آقای ظهوریان، به رفع محاصره دریایی ظرف ۳۰ روز، خروج نیروهای آمریکایی از محیط پیرامونی ایران و در مقابل، باز شدن تنگه هرمز ظرف ۳۰ روز توسط ایران اشاره دارد. وقتی این بند را مشاهده کردم، یاد توافق برجام و تاکید امام شهید بر این نکته افتادم که وعده‌های دشمن نسیه است و اقدامات شما عینی و نقد. این قاعده در این مورد و این بند نیز صدق می‌کند و با کمی تامل روشن می‌شود.
شاید افرادی استدلال کنند که هر دو بند ۳۰ روزه، متناظر و بازگشت‌پذیر هستند. اما با کمی دقت در اثرات این دو اقدام، مشاهده می‌کنیم که پیامد آن‌ها یکسان، متناظر و بازگشت‌پذیر نیست و این مسئله موجب شکستن دور باطلِ «جنگ-مذاکره-آتش‌بس-جنگ» نمی‌شود. در طی این ۳۰ روز (که تا ۶۰ روز نیز قابل تمدید است)، آمریکا با آزادسازی و باز شدن تنگه هرمز، ذخایر خود و هم‌پیمانانش را پر می‌کند، قیمت نفت را به مقدار دلخواه تنظیم و کاهش می‌دهد و میزان تاب‌آوری بعدی خود را افزایش می‌دهد. اما اگر ایران تنگه را بعد از ۳۰ یا ۶۰ روز دوباره مسدود کند، قیمت‌ها مانند گذشته عمل نخواهند کرد. در صورت وقوع جنگ دوباره، این ایران است که باید شهید بدهد، هزینه‌های مادی متحمل شود و باز این چرخه معیوب ادامه یابد؛ در حالی که آقای قالیباف قبل از مذاکرات مدعی بودند تا شکستن این چرخه، جنگ و صحنه نبرد نظامی ادامه خواهد داشت. ما باید دوباره برای اعمال حاکمیت و بازگشت تنگه هرمز به روال خواسته رهبر معظم انقلاب اسلامی، هزینه‌های بیشتری پرداخت کنیم. از طرفی، درباره کیفیت، زمان و چگونگی خروج نیروهای آمریکایی صحبتی نشده و هنوز اطلاعی در دست نیست.
چهار بند دیگر که مربوط به تحریم‌ها و برنامه هسته‌ای است، منافع ملی ما را به زوال می‌کشاند و به بازتولید و بازسازی نظم آمریکایی کمک می‌کند؛ اما چگونه؟
بند ششم منتشرشده، برنامه بازسازی را به یک صندوق محول می‌کند که نحوه اعمال حاکمیت در آن نامشخص است و در بنیانِ موضوع، غرامت را نادیده گرفته و از دایره بررسی خارج می‌کند. این در حالی است که دریافت غرامت، یکی از شروط رهبر معظم انقلاب اسلامی و شعام (شورای عالی امنیت ملی) بود که در اینجا نادیده گرفته می‌شود. علاوه بر این، مشخص نیست چه کشورهایی و با چه مکانیسمی از این صندوق بهره‌برداری خواهند کرد. حتی این بازسازی، با توجه به تجربه‌های گذشته از اقدامات آمریکایی‌ها (از جمله برنامه مارشال و حتی برجام)، بیشتر برای تعمیق نفوذ و حاکمیت آمریکا صورت خواهد گرفت تا کمک به ایران.
اما بند هفتم به خاتمه تحریم‌های اولیه و ثانویه در یک برنامه زمانی می‌پردازد. در اینجا تجربه برجام و اقدامات آمریکایی‌ها پیش روی ماست؛ برجامی که قرار بود تمام تحریم‌ها را لغو کند و گلابی و انواع میوه‌ها را به ثمر بنشاند. آیا برجام گلابی داد که اکنون این توافق گلابی بدهد؟
رفع تحریم‌ها و خاتمه تحریم‌های اولیه و ثانویه در اختیار رئیس‌جمهور آمریکا نیست، بلکه باید به تایید مجلس سنا و مجلس نمایندگان آمریکا برسد و پس از آن، رئیس‌جمهور آن را تایید کرده و وتو نکند. اگر در دو مجلس فوق رای نیاورد و پس از رای‌آوری نیز رئیس‌جمهور رژیم آمریکا آن را وتو کند، برای بار دوم در رای‌گیری باید دو‌سوم آرا را کسب کند تا در کنگره آمریکا تایید گردد. با دانستن این مکانیسم رای‌گیری در سنا و کنگره آمریکا، مشخص می‌شود که صرفِ توافق و گنجاندن این جملات در متن، به خاتمه تحریم‌ها منجر نمی‌شود و همان اتفاقی رخ می‌دهد که در برجام و زمان اوباما افتاد. باید از برجام و تجربه ده ساله آن عبرت گرفت و نباید اجازه داد آن ده سال تکرار شود.
اما بندهای هشتم و نهم که مربوط به برنامه هسته‌ای است؛ در بند هشتم، عدم ساخت سلاح هسته‌ای توسط ایران و ایجاد یک چارچوب رضایت‌بخش برای طرفین در مورد سرنوشت ذخایر اورانیوم، غنی‌سازی و تمام موارد مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران مطرح شده است.
با مشاهده این واژگان، این معنی و برداشت به ذهن متبادر می‌شود که آمریکا هر آنچه را در جنگ موفق نشد در مورد برنامه هسته‌ای ایران به دست آورد، با این توافق و پای میز مذاکره به دست خواهد آورد. ایران با این بند، امنیت آینده سرزمین و ملت خود را می‌فروشد و امنیت‌فروشی‌ای مانند لیبی را می‌پذیرد.
می‌گویید چگونه؟ در متن، واژه «چارچوب رضایت‌بخش طرفین» آمده است. آمریکا اعلام کرده است که به چیزی کمتر از نابودی و برچیده شدن غنی‌سازی و تمام صنایع هسته‌ای رضایت نمی‌دهد؛ او اصلاً برای همین موضوع وارد جنگ شد و تجاوز علیه ایران را آغاز کرد. آن‌ها امام شهید را به شهادت رساندند چون مانع بزرگی برای نابودی صنعت هسته‌ای ایران بود. مواد و اورانیوم‌های غنی‌شده که بازدارنده‌ای برای اقدامات بعدی علیه ایران هستند، در صورت خروج یا نابودی، احتمال جنگ بعدی و تجاوز حداکثری آینده را به‌شدت افزایش خواهند داد. با این کار، ایران تمام کارت‌های قدرت خود را از دست خواهد داد و کشور بی‌دفاع‌تر می‌گردد. در اینجاست که همان کلام امام شهید که فرمود «مذاکره با آمریکا شرافتمندانه، عاقلانه و غیرتمندانه نیست»، بار دیگر اثبات می‌شود.
در بند نهم، در برابر «عدم افزایش تحریم‌ها»، ما برنامه هسته‌ای خود را فریز، خنثی یا بدون اقدام نگه می‌داریم. از برجامی که هدفش «رفع تحریم‌ها» بود، رسیده‌ایم به «عدم افزایش تحریم‌ها»! این سطح از تنزل و عقب‌نشینی برای امنیت و غیرت ایرانی جای بسی تاسف دارد. آیا تحریم دیگری باقی مانده است که تاکنون علیه ما اعمال نشده باشد؟ اینجاست که به سخن امام شهید رجوع می‌کنم که فرمود: کسانی که از مذاکره با آمریکا سخن می‌گویند، یا الفبای سیاست را نمی‌دانند یا الفبای غیرت را.

ایوب سحاب نژاد

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم