امروز: 1405/04/25 ساعت : 02:08

بررسی پیوندهای راهبردی واشنگتن و تل‌آویو در معادلات منطقه‌ای و تقابل با ایران

تحولات چند دهه اخیر در خاورمیانه و به‌ویژه روند رو به افزایش حمایت‌های سیاسی، نظامی و اقتصادی ایالات متحده از اسرائیل، همواره این پرسش را در محافل تحلیلی و سیاسی مطرح کرده است که چرا واشنگتن تا این اندازه از تل‌آویو حمایت می‌کند و چرا در بسیاری از موارد، حتی در برابر اقدامات بحث‌برانگیز این رژیم نیز موضعی بازدارنده اتخاذ نمی‌کند؟ بررسی‌های کارشناسی نشان می‌دهد که روابط آمریکا و اسرائیل تنها یک رابطه دیپلماتیک یا یک اتحاد معمولی نیست، بلکه پیوندی چندلایه و راهبردی است که در سطوح مختلف سیاسی، اقتصادی، امنیتی و حتی فرهنگی ریشه دارد.
بسیاری از تحلیلگران روابط بین‌الملل معتقدند اسرائیل در معادلات ژئوپلیتیکی آمریکا، یکی از مهم‌ترین ابزارهای حفظ نفوذ در خاورمیانه به شمار می‌رود. از این منظر، تل‌آویو نه‌تنها یک متحد منطقه‌ای بلکه بخشی از ساختار راهبردی ایالات متحده برای مدیریت تحولات منطقه محسوب می‌شود. به همین دلیل، حمایت‌های گسترده مالی، نظامی و اطلاعاتی واشنگتن از اسرائیل در طول دهه‌های گذشته به یکی از ثابت‌ترین عناصر سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده است.
در سطح راهبردی، بسیاری از ناظران بر این باورند که سیاست‌های آمریکا و اسرائیل در بسیاری از پرونده‌های منطقه‌ای و بین‌المللی به صورت مکمل طراحی می‌شود. در چنین چارچوبی، اقدامات میدانی و امنیتی اسرائیل در منطقه می‌تواند بخشی از فشارهای عملیاتی را شکل دهد، در حالی که آمریکا از ابزارهای سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک برای تکمیل همان راهبرد استفاده می‌کند. به همین دلیل تفکیک کامل اهداف این دو بازیگر در بسیاری از حوزه‌ها چندان واقع‌بینانه نیست.
یکی از عوامل مهم در تداوم این رابطه ویژه، نفوذ گسترده لابی‌های حامی اسرائیل در ساختار سیاسی آمریکا عنوان می‌شود. جامعه یهودیان آمریکا که جمعیتی حدود سه و نیم میلیون نفر را تشکیل می‌دهد، اگرچه از نظر عددی سهم کوچکی از جمعیت این کشور دارد، اما به دلیل حضور فعال در عرصه‌های اقتصادی، رسانه‌ای و سیاسی از نفوذ قابل توجهی برخوردار است. میزان مشارکت بالای این جامعه در انتخابات و نقش آنان در تامین منابع مالی کمپین‌های انتخاباتی نیز از جمله عواملی است که به افزایش وزن سیاسی آنان در ساختار قدرت آمریکا کمک کرده است.
در این میان، سازمان‌هایی مانند کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل (AIPAC) به عنوان یکی از شناخته‌شده‌ترین لابی‌های سیاسی در واشنگتن شناخته می‌شوند. این سازمان با ایجاد شبکه‌ای گسترده از ارتباطات سیاسی و رسانه‌ای تلاش می‌کند روابط آمریکا و اسرائیل را تقویت کرده و حمایت سیاستمداران آمریکایی از تل‌آویو را حفظ کند. فعالیت‌های این لابی شامل حمایت از نامزدهای سیاسی، برگزاری نشست‌ها و ایجاد ارتباط میان سیاستمداران آمریکایی و مقامات اسرائیلی است.
تحلیلگران همچنین به نقش رسانه‌ها در شکل‌دهی افکار عمومی آمریکا درباره اسرائیل اشاره می‌کنند. به باور آنان، تاثیرگذاری بر فضای رسانه‌ای و روایت‌های عمومی درباره تحولات خاورمیانه، یکی از ابزارهای مهمی است که می‌تواند بر جهت‌گیری سیاستمداران تاثیر بگذارد، به‌ویژه در کشوری که افکار عمومی و فضای رسانه‌ای در روند انتخابات و تصمیم‌گیری‌های سیاسی نقش مهمی ایفا می‌کند.
در کنار این عوامل، برخی پژوهشگران به پیوندهای ایدئولوژیک و مذهبی میان بخشی از جریان‌های سیاسی آمریکا و اسرائیل نیز اشاره می‌کنند. گروه‌هایی از مسیحیان انجیلی در آمریکا، که در دهه‌های اخیر به یکی از جریان‌های تاثیرگذار در سیاست داخلی این کشور تبدیل شده‌اند، از حامیان سرسخت اسرائیل به شمار می‌روند و حمایت از این رژیم را بخشی از باورهای دینی و سیاسی خود می‌دانند. این جریان‌ها به‌ویژه در برخی دوره‌های سیاسی توانسته‌اند بر سیاست خارجی آمریکا تاثیرگذار باشند.
افزون بر این، برخی مقامات پیشین آمریکایی نیز در اظهارات خود به عمق روابط دو کشور اشاره کرده‌اند. برای نمونه، جیمی کارتر رئیس‌جمهور پیشین آمریکا تاکید کرده بود که روابط واشنگتن و تل‌آویو تنها یک رابطه سیاسی ساده نیست و ریشه‌هایی عمیق‌تر در تاریخ و باورهای مشترک دارد. همچنین لیندون جانسون، دیگر رئیس‌جمهور آمریکا، از تعهدات آمریکا نسبت به اسرائیل به عنوان پیوندی فراتر از توافق‌های رسمی یاد کرده بود.
در مجموع، مجموعه‌ای از عوامل راهبردی، سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک باعث شده است که روابط آمریکا و اسرائیل به یکی از پایدارترین و پیچیده‌ترین اتحادها در نظام بین‌الملل تبدیل شود. از منظر بسیاری از کارشناسان، همین شبکه گسترده منافع و پیوندها سبب شده است که سیاست‌های واشنگتن و تل‌آویو در بسیاری از حوزه‌ها به‌صورت هماهنگ و مکمل پیش برود و جدایی کامل اهداف این دو بازیگر در عرصه‌های مهم بین‌المللی چندان قابل تصور نباشد.
در همین چارچوب، برخی تحلیلگران معتقدند تحولات اخیر منطقه و تنش‌های میان ایران و آمریکا نیز بدون در نظر گرفتن نقش اسرائیل قابل تحلیل نیست. از نگاه آنان، در شرایطی که آمریکا و اسرائیل در سطح راهبردی در بسیاری از اهداف امنیتی و سیاسی همسو عمل می‌کنند، هرگونه اقدام نظامی یا امنیتی اسرائیل در منطقه عملاً در چارچوب همان راهبرد کلان قابل تفسیر است. بر همین اساس، نقض هرگونه توافق یا آتش‌بس از سوی اسرائیل نیز در نگاه این تحلیلگران، جدا از سیاست‌های کلان آمریکا تلقی نمی‌شود و بخشی از همان منظومه فشار و تقابل راهبردی علیه ایران ارزیابی می‌گردد.

فهیمه مستحسن

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم