بازتاب بین المللی به کنش رسانهای موسسه مصاف در 22 بهمن
در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، اقدام نمادین سوزاندن مجسمه «بعل» توسط مؤسسه مصاف، بدون بودجه دولتی و با بهرهگیری از نمادپردازی خلاقانه، بازتاب گستردهای در شبکههای اجتماعی و رسانههای داخلی و خارجی پیدا کرد؛ اقدامی که نشاندهنده نقش مؤثر رسانههای مستقل در عرصه روایتسازی و ارتباطات سیاسی امروز است
در روزهایهای اخیر، افشای پرونده مرتبط با اپستین فراتر از یک موضوع قضایی باقی ماند و بستری برای شکلگیری روایتهای سیاسی و فرهنگی در سطح جهانی شد. این پرونده، که ابعاد گستردهای از فساد و سوءاستفاده قدرت را مطرح کرد، در شبکههای اجتماعی با نمادها و نشانههایی تاریخی پیوند خورد و موجی از تحلیلها و گمانهزنیها را ایجاد کرد.
در چنین فضایی، همزمان با نزدیک شدن به سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، ایدهای در شبکه اجتماعی توییتر توسط یک کاربر مطرح شد: ساخت و سوزاندن نمادی از «بعل» بهعنوان اقدامی نمادین در برابر آنچه فساد و ظلم جهانی معرفی میشد.
این پیشنهاد با استقبال علی اکبر رائفیپور وموسسه مصاف مواجه شد و نهایتاً به اجرای آن در مراسم سالگرد انقلاب منجر گردید.
ماکتهایی از نماد بعل و یک ابلیسک ساخته شد و در جریان مراسم به آتش کشیده شد؛ اقدامی که برگزارکنندگان آن را نه صرفاً یک نمایش، بلکه بخشی از کنش نمادین در میدان جنگ روایتها معرفی کردند.
بازتاب خارجی این رویداد قابل توجه بود. تصاویر و ویدئوهای سوزاندن بعل در شبکههای اجتماعی با سرعت دستبهدست شد و واکنش کاربران، بلاگرها و تحلیلگران رسانهای را برانگیخت.
با این حال، برخی رسانههای رسمی کشور از جمله صدا و سیما؛ با فاصله زمانی زیاد به این موضوع پرداختند و در برخی برنامهها بهطور مستقیم از ذکر نام برگزارکنندگان خودداری شد.
از منظر بینالمللی، این اقدام بازتاب گستردهای داشت. انتشار تصاویر در شبکههای اجتماعی و رسانههای خارجی توسط افراد، بلاگرها، اینفلوئنسرها و …، موجی از بحث و تحلیل ایجاد کرد. برخی رسانهها و تحلیلگران اقدام سوزاندن نماد بعل را نمونهای از قدرت نمادپردازی در رقابتهای گفتمانی قلمداد کردند؛ جایی که تصویر و نشانه میتواند به اندازه کنشهای سیاسی رسمی، پیامهای خاصی را منتقل کند. در مقابل، دیدگاههایی نیز وجود داشت که آن را صرفاً حرکتی نمایشی و نمادین میدانستند که اهمیت اصلی آن در زمینه جنگ روایتها و میدان رسانهای است.
اهمیت این رخداد تنها محدود به رسانه و فضای مجازی نیست؛ بلکه نشاندهنده تغییرات بنیادین در نحوه اثرگذاری و ارتباطات سیاسی در عصر رسانههای نوین است. اقداماتی از این دست بر اهمیت استفاده از ابزارهای نمادین، سرعت انتشار و توان روایتپردازی تأکید دارند و نشان میدهند که تأثیرگذاری در دنیای امروز تنها به منابع مالی وابسته نیست، بلکه مهارت در تولید روایت و بهرهگیری از نمادها نقش تعیینکننده دارد.
نکته مهمی که در تحلیل این رخداد برجسته شد، استقلال مالی مؤسسه مصاف بود؛ این اقدام بدون برخورداری از بودجه دولتی و حاکمیتی انجام شد. در مقایسه، مؤسسات و نهادهای متصل به بودجههای کلان که در فضای رسانهای فعالیت دارند، در بسیاری موارد نتوانستهاند خروجی با اثرگذاری مشابه ارائه کنند. از این منظر، تحلیلگران رسانهای این اقدام را نمونهای از چابکی، خلاقیت و اثرگذاری یک مجموعه مستقل در میدان رسانهای داخلی و بینالمللی ارزیابی کردند.
در نهایت، اقدام سوزاندن بعل و ابلیسک، با محوریت مؤسسه مصاف و علیاکبر رائفیپور، نمونهای شاخص از تلاقی روایتهای جهانی، ابتکار رسانهای داخلی و نمادپردازی فرهنگی است. چه این اقدام را حرکتی مؤثر در میدان جنگ روایتها بدانیم و چه صرفاً کنشی نمادین تلقی کنیم، بازتاب گسترده آن نشان میدهد عرصه ارتباطات و رسانهها بیش از هر زمان دیگری به رقابت بر سر معنا، تصویر و روایت تبدیل شده است و مجموعههای مستقل میتوانند با خلاقیت و ابتکار، جایگاه قابل توجهی در این میدان برای خود ایجاد کنند
محمد (مهمان)
1404/11/26آفرین به همچنین موسسه ای که بدون بودجه همچنین شاهکارهایی رقم میزنه
جا داره بقیه موسسه ها ایشون رو الگو قرار بدن
محمد رضائی (مهمان)
1404/11/27واقعا کار خوبی بود کاش رسانه های داخلی بیشتر بازتاب میدادن ، خصوصا با همزمانی قضیه اپستین که دنیا اگاه شده