سناتور حامی رژیم صهیونی، جنگ و تحریم، به هلاکت رسید
مرگ لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه ایالت کارولینای جنوبی، تنها پایان زندگی یک سیاستمدار آمریکایی نیست؛ بلکه پایان حیات یکی از شناختهشدهترین چهرههای جریان جنگطلبی در واشنگتن است. سیاستمداری که نامش طی دو دهه گذشته با حمایت از تحریم، مداخله نظامی، جنگهای نیابتی و پشتیبانی بیقید و شرط از رژیم صهیونیستی گره خورده بود و در قبال ایران نیز همواره از تندترین مواضع دفاع میکرد.
در حافظه سیاسی ایرانیان، لیندسی گراهام صرفاً یک سناتور آمریکایی نبود؛ او یکی از صریحترین مدافعان فشار حداکثری علیه جمهوری اسلامی به شمار میرفت. از پیشنهاد تشدید تحریمهای فلجکننده گرفته تا حمایت از حمله به زیرساختهای اقتصادی و تأسیسات نفتی ایران، گراهام همواره در صف نخست سیاستمدارانی قرار داشت که راهحل اختلاف با تهران را نه در دیپلماسی، بلکه در تهدید، فشار و جنگ جستوجو میکردند.
آخرین مواضع او نیز تفاوتی با گذشته نداشت. گراهام در یکی از آخرین مصاحبههای خود با لحنی تهدیدآمیز از وارد کردن ضربات سنگین به ایران سخن گفت؛ ادبیاتی که بار دیگر نشان داد نگاه او به منطقه، همچنان بر پایه استفاده از قدرت نظامی و ایجاد هراس استوار است. این مواضع ادامه همان رویکردی بود که سالها از او چهرهای شاخص در میان سیاستمداران مداخلهگر آمریکا ساخته بود.
اما اهمیت گراهام تنها به مواضع ضدایرانی او محدود نمیشد. او یکی از نزدیکترین متحدان رژیم صهیونیستی در ساختار قدرت آمریکا بود؛ چهرهای که در بزنگاههای مختلف، از حمایت از عملیات نظامی اسرائیل تا تصویب بستههای کمک و پشتیبانی سیاسی، در کنار تلآویو ایستاد. شاید به همین دلیل بود که ساعاتی پس از اعلام خبر درگذشتش، بنیامین نتانیاهو و ایتامار بنگویر با پیامهایی کمسابقه از او به عنوان یکی از بزرگترین دوستان اسرائیل یاد کردند و حتی گزارشهایی درباره احتمال حضور نتانیاهو در مراسم تشییع او منتشر شد. این واکنشها بیش از هر چیز، جایگاه ویژه گراهام در معادلات امنیتی و سیاسی رژیم صهیونیستی را آشکار کرد.
از سوی دیگر، واکنش برخی چهرههای اپوزیسیون خارجنشین نیز قابل توجه بود. رضا پهلوی با انتشار پیامی از مرگ گراهام ابراز تأسف کرد؛ سیاستمداری که پیشتر نیز با او دیدار کرده بود و از حامیان شناختهشده برخی جریانهای مخالف جمهوری اسلامی محسوب میشد. در سالهای اخیر نیز بخشی از هواداران رضا پهلوی در فضای مجازی از گراهام با عنوان «عمو» یاد میکردند؛ موضوعی که نمادی از همسویی سیاسی میان این طیف و یکی از شاخصترین مدافعان فشار خارجی علیه ایران تلقی میشد.
با این حال، مرگ لیندسی گراهام حامل یک واقعیت نمادین نیز هست؛ سیاستمداری که سالها از جنگ، تحریم و فشار علیه ملت ایران دفاع کرد و بارها از نابودی توان اقتصادی و حتی وارد آوردن ضربات سنگین به ایران سخن گفت، سرانجام صحنه سیاست را ترک کرد، بیآنکه آرزوهای اعلامی خود درباره ایران را محقق کند. شاید همین، مهمترین تصویری باشد که از او در حافظه سیاسی منطقه باقی خواهد ماند؛ چهرهای که تمام سرمایه سیاسی خود را صرف ترویج تقابل کرد، اما خود از صحنه رفت و جدالهایی که برای آنها میکوشید، راه به جایی نبرد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید