نگاهی به تغییر روند برنامهی «به وقت ایران» قبل و بعد از آتش بس
گروه برنامه «به وقت ایران» پیشتر در فضای مجازی برنامه میساختند. برنامه «میدان» را در آپارات و یوتیوب میساختند. البته چندباری تجربهی رسانه ملی را داشتند، اما فضای مجازی را انتخاب کرده بودند. بارها در برنامه اینترنتی میدان بیان کرده بودند برنامهی آزاد با مخاطب کمتر را به برنامهی سفارشی در صداوسیما ترجیح میدهند تا آنکه الزامات دستوری بالادستی دستوپایشان را ببندد. بنابراین جای تعجب ندارد که برنامهای که سراسر مخالف آتشبس و مذاکره بود، ظرف 24 ساعت به موافق پروپا قرص مذاکره تبدیل شود.
برنامه «به وقت ایران» با همان تیمی که پس از طوفان الاقصی جمع کرده بودند، زمانی که کودتای دی ماه کشور را به قطع اینترنت کشاند، با بسته شدن فضای مجازی برنامه «به وقت ایران» را به صداوسیما آوردند. برنامهای که در مدتی کوتاه، به علت زمان طلایی پخش شبکه خبر که در زمان قطع اینترنت به مرجع اصلی رسانهای بدل میشود و فرم جذابی که ارائه داد، توانست مخاطبان زیادی را جذب کند. ظرفیتی که این برنامه ایجاد کرد با شروع جنگ رمضان به سرعت توانست خود را با شرایط جنگی وفق دهد و با آمادگی بیشتر، زودتر از برنامههای دیگر صداوسیما توانست خود را برای جنگ مهیا کند. به وقت ایران در شرایطی که اکثر برنامههای صداوسیما ضبطی تولید میشدند، تنها برنامهی زندهای بود که آن هم در شبکه خبر به صورت روزنامه به موضوع جنگ میپرداخت. به نظر میرسد جایگاهی که این برنامه به دست آورد، دستمایهی وسوسه برانگیزی برای منابع آگاه نهادهای بالادستی به نظر میرسد.
برنامهای که تا دو روز پیش از آتش بس، چندین دلیل قطعی و عقلانی را مورد بررسی قرار میداد، ظرف دو روز به طرفدار مذاکرات بدل شد؛ به گونهای که صدای انتقاد از مذاکرات در این برنامه خاموش شد؛ به جز در مواردی که شکل کار چندجانبهگرایی را لحاظ کنند. در این شرایط، با توجه به انتقادات گسترده مردم با مذاکرات و تاکید همهجانبه بر شروط دهگانهی مقام معظم رهبری، سهمی از این صدا در برنامهی رسانهی ملی ایران دیده نمیشد. قابل تاکید مجدد است که برنامههای سیاسی که احتمالا صدای مخالفی داشتهاند، در این شرایط از آنتن زنده محروم ماندهاند؛ همانند اتفاقی که برای برنامه ثریا افتاد و برنامهی زندهشان تعطیل شد. در حالی که طبق افکارسنجی رسمی صداوسیما اکثریت مردم کاملا مخالف و مخالف مذاکرات هستند، باید سهم خودش را در گلدن تایم شبکه خبر ببیند. بیتوجهی به این اکثریت، دلسردیشان را در پی خواهد داشت. وظیفهی رسانه ملی در این شرایط پوشش عادلانهی نظرات و اندیشههای این جریان است.
برنامه به وقت ایران پس از گذشت قریب به پنجاه روز، مسعود براتی را به عنوان منتقد مذاکرات به آنتن آورد. برنامهای که به مناظرهی ناخواستهی کارشناس برنامه با مهمان برنامه منجر شد و وحید خضاب به عنوان کارشناس برنامه عملا طرف مذاکرات ایستاد. به وقت ایران با در نظر گرفتن آنکه 90 شب آنتن 90 دقیقه را در اختیار داشته و فرصت برابر را به مهمان بدهد، سعید آجرلو که اخیرا زیاد به صداسیما برده میشود، را تلفنی روی آنتن آوردند تا مواضع مذاکرهطلبان را تقویت کند؛ حضوری که به نقطه مقابلش تبدیل شد. سعید آجرلو روند مذاکرات را با محرمانگی بروز نداد؛ به نحوی که از زیر پاسخ دادن به سوال تخصصی، شانه خالی کرد. همین شد از 6 دقیقه پاسخ سعید آجرلو، کمتر از سی ثانیهی آن در تلوبیون باقی مانده و عمدهی شاهکار آجرلو از برنامه حذف شده است. دو روز بعدتر این برنامه کیان عبداللهی، سردبیر تسنیم، را که اتفاقا وفاقی است و طرفدار مذاکرات است را به این برنامه آورد تا پاسخ سخنان براتی را به صورت غیرمستقیم بدهد. عملکرد عوامل برنامه، در این دو برنامه قابل قیاس است. در این برنامه دیگر از مناظرهی کارشناس با مهمان خبری نبود و دیگر شخص مخالف نظر مهمان به صورت تلفنی روی آنتن برنامه زنده نیامد.
برنامهی به وقت ایران، در روزهای جنگ آزادانهتر عمل میکرد و به محض آتشبس و ورود دیپلماتها، تغییر ریل داد. این مسئله یا ناشی از فشار دیپلماتها و نهادهای بالادستی است، یا به دلیل اعتیاد این رسانه به منابع آگاه از جریانی خاص است و یا به دلیل فقر سردبیری و تخصص مرتبط کارشناسان است. به دلیل هر کدام که باشد مسیر مطلوبی را که به وقت ایران آغاز کرده بود را به حاشیه میکشاند و اعتمادی که از مخاطبان کسب کرده بود را از دست خواهد داد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید