امروز بیش از هر زمان دیگری، مرز میان «دیپلماسی منفعلانه» و «اقتدارِ بازدارنده» در میدان عمل نمایان شده است. در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران داغدار شهادت رهبر فرزانه خود، حضرت آیتالله امام سید علی خامنهای( قدس الله نفسه الزکیه ) است، فضای سیاسی کشور با یک دوگانگی دردناک روبهروست. از یک سو، خشم انقلابی ملتی که خواستار انتقامی سخت است و از سوی دیگر، دستگاه دیپلماسی و اجرایی کشور که گویی در گردابِ «مذاکرهطلبیِ بیحاصل» گرفتار شدهاند.
اخیراً دونالد ترامپ در توئیتی پرده از ماهیت استیصالآلود و در عین حال تهاجمی خود برداشته است. او صراحتاً تهدید کرده است که اگر تهدیدات علیه رؤسای جمهور آمریکا عملی شود، با هزاران موشک، به ایران حمله خواهد کرد. فارغ از سر ترس و وحشت این پیام و تهدیدات نظامی او ، یک نکته در این میان نهفته است که دولتمردان ما، بهویژه آقایان پزشکیان، قالیباف و عراقچی، باید از آن درس بگیرند: «زبانِ دشمن، زبانِ قدرت است، نه التماسِ مذاکره.»
درسِ بزرگ از دشمن
ترامپ در اوجِ ترس و استیصال، بیدرنگ و بدون لکنت، «تهدید» را با «تهدید» پاسخ میدهد. او منتظر نمیماند تا ببیند آیا راهی برای گفتگو باز است یا خیر؛ او پیام خود را به صریحترین شکل ممکن ارسال میکند. اما در کشور ما چه میگذرد؟ در حالی که ملت ایران فریاد خونخواهی سر میدهد و خواهان مقابله به مثلِ قاطعانه است، دولت اعم از رئیس جمهور و وزیر خارجه تا رئیس تیم مذاکره کننده، همچنان بر طبلِ مذاکره میکوبند.
آقایان پزشکیان و قالیباف؛ آیا وقت آن نرسیده است که این مسیر خطا را متوقف کنید؟ شما در حالی به سمت میز مذاکره با دشمنی میدوید که مفاد توافقهای قبلی را زیر پا گذاشته و اکنون به صراحت پایان آتشبس را اعلام کرده است، اما مردمِ تشنهی عزتِ ملی، راهکار دیگری را طلب میکنند. مذاکره با کسی که زبانِ فهمش فقط «قدرت» است، نه تنها گرهی باز نمیکند، بلکه جریترش میکند و این گره را کورتر می کند حتی اگر بادست نه با دندان بخواهید ان را باز کنید. نگاهی به رفتار ترامپ بیندازید؛ او از تهدیدِ مردمِ ما میترسد و با خشونت پاسخ میدهد، اما شما در برابر شهادتِ رهبر این کشور، چه پیامی فرستادید؟
وزیر امور خارجه و لکه ننگِ مواضعِ زبون
در این میان، نقش آقای عراقچی، وزیر امور خارجه، فراتر از نقد، نیازمند بازنگریِ انقلابی است. خفتبارترین مواضع تاریخ دیپلماسی کشور را در کلام ایشان دیدیم؛ زمانی که پرسیده شد «اگر رهبری را ترور کنند چه میکنید؟» و او به جای وعدهی انتقامِ سخت، از «جایگزین کردن» سخن گفت. این سخن، نه تنها لکهای بر حیثیت وزارت خارجه است، بلکه اهانتی به خونِ شهدا و روحِ مقاومت ملت ایران محسوب میشود. چگونه میتوان در برابر تهدیدِ موجودیتی، از «جایگزینی» صحبت کرد و نه از «پاسخِ پشیمانکننده»؟ دشمن از مواضعِ زبون شما جسورتر میشود. تاریخ قضاوت خواهد کرد که در بحرانیترین دورانِ کشور، چه کسانی در مسیرِ اصلاح و قدرت گام برداشتند و چه کسانی با مواضعِ خنثی و حتی زبون، عزتِ ملی را به حراج گذاشتند.
پایانِ عصرِ مدارا؛ آغازِ عصرِ حاکمیت
ترامپ و ایادی او باید بدانند که ایران، کشوری نیست که با چند توئیت و تهدیدِ توخالی از پا درآید. به گفتهی خودِ آنها، تاکنون بیش از ۱۵ هزار نقطه در ایران را هدف قرار دادهاند؛ چه شد؟ ایران قویتر شد، مستحکمتر ایستاد و باز هم خواهد ایستاد.حالا اگر 1000 موشک دیگر هم بزنید این تغییر نخواهد کرد و تنگه هرمز و منطقه با گذشته باز نمی گردد.ترامپ،نتانیاهو ،امریکایی ها و صهیونیست ها بدانند که راحت نخواهند مرد و دستان این ملت و فرزندان امام خامنه ای شهید آنها را به درک خواهد فرستاد.راه فراری ندارید.
نظمِ منطقه تغییر کرده است. تنگهی هرمز، این شریانِ حیاتیِ انرژی جهان، در دستانِ قدرتمندِ ایران است و ایران بزرگ تنها تعیینکنندهی معادلاتِ این تنگه است. چه با رویِ خوش و دیپلماسیِ از موضع قدرت، و چه با زبانِ موشکها و پهپادها؛ جهان باید این واقعیت را بپذیرد که ایران به گذشته بازنمیگردد.
آقایان مسئول؛ راهی که میروید، هر روز بیش از پیش غلط بودنِ خود را اثبات میکند. از این مسیرِ خطا بازگردید. به جای پناه بردن به مذاکراتِ خفتبار، به فریادِ خونخواهی ملت لبیک بگویید. دشمن، ترامپِ ترسویی است که پشتِ دیوارِ تهدیدهایش پنهان شده؛ او راهی برای فرار از تیغِ انتقام ندارد و این انتقام، نه یک گزینه، بلکه یک ضرورتِ تاریخی است که به دستِ فرزندانِ غیورِ ایران محقق خواهد شد.
تاریخ فرصتِ اصلاح را به شما داده است؛ از آن بهره ببرید، پیش از آنکه دیر شود.
بوزینه، این پایان بازی است
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید