امروز: 1405/04/25 ساعت : 03:12

بی‌سِرور؛ بی‌سَرور

تولد دو ابررسانه ایرانی در دل جنگ تمدنی

در میانه جنگی که بیش از آنکه صرفا نظامی باشد ماهیتی تمدنی پیدا کرده است ایران شاهد پدیده‌ای استثنایی در تاریخ رسانه‌هاست. پدیده‌ای که باید آن را یکی از مهم‌ترین نوآوری‌های اجتماعی و ارتباطی این دوران دانست. این بار مردم ایران فقط مخاطب رسانه نیستند. خودشان تبدیل به رسانه شده‌اند.

در برابر سانسور جهانی لحظه برخورد موشک‌ها موشک نویسی به عنوان یک واکنش طبیعی و هوشمندانه از دل جبهه مقاومت ظهور کرد. پیامی مستقیم و بی واسطه و جهانی که از متن میدان برخاست و بر بدنه ابزار نبرد نشست. هر موشک حامل معنا شد. یک جمله. یک هشدار. یک پیام. یک اعلان تمدنی. آنجا که تصویر را سانسور کردند واژه ادامه تصویر شد. از نظر من این یکی از نخستین پایه‌های رسانه تمدنی ایرانی است. رسانه‌ای که از قالب‌های متعارف عبور کرده و از دل کنش و میدان متولد شده است.

در خیابان‌ها نیز واکنش دیگری شکل گرفت. مردمی که همزمان زیر فشار اقتصادی دشمن بودند و با تریبون‌های یک طرفه و صحنه سازی‌های خیابانی برای انحراف مطالبات عمومی روبه‌رو شدند ابزار بیان خود را آفریدند. پلاکارد نویسی در همین نقطه متولد شد. نه به عنوان یک حرکت حاشیه‌ای بلکه به عنوان صورت تازه‌ای از سخن گفتن مردم در میدان عمومی.

پلاکارد نویسی در واقع رسانه‌ای است که از پایین به بالا ساخته شده. هر پلاکارد یک پیام دقیق و کوتاه و روشن است. چیزی شبیه یک توییت نقطه زن اما در کف خیابان. چیزی که هم دیده می‌شود و هم بازنشر می‌شود و هم درباره آن گفت و گو شکل می‌گیرد. این رسانه غیر قابل سانسور است. کم هزینه است. پربازده است. قابلیت بازنشر دارد. قابلیت گزارش دارد. قابلیت واکنش و نظر دادن دارد. اصحاب رسانه و پیامرسان‌ها از آن عکس می‌گیرند و همان را در شبکه‌های موجود منتشر می‌کنند. به این معنا خیابان خود به یک شبکه اجتماعی زنده تبدیل شده است.

اهمیت تاریخی این پدیده در اینجاست که برخلاف رسانه‌های غربی که معمولا در مقیاس بزرگ متولد می‌شوند و سپس به درون زندگی مردم نفوذ می‌کنند این دو رسانه ایرانی در مقیاس کوچک متولد شدند اما در پیوند با یکدیگر به یک مقیاس بزرگ رسیدند و در نهایت به ابررسانه تبدیل شدند. اینجا با رسانه‌ای روبه‌رو هستیم که نه از بالا ساخته شده و نه با سرمایه‌های عظیم آغاز به کار کرده است. از ذهن و قلب مردم آغاز شده و با اتصال مردم به مردم بزرگ شده است. رسانه‌های بی‌سِرور و بی‌سَرور! رسانه‌هایی که بله قربان‌گوی قدرت‌های سیاسی و اقتصادی نیستند و پشتوانه سِرورشان ایمان است نه پول!

پلاکاردها با وجود تنوع ظاهری در مجموع حامل یک جهت گیری روشن و واحدند. پرتکرارترین مضامین آنها نیز نشان می‌دهد که این پدیده صرفا احساسی و مقطعی نیست بلکه واجد یک شعور اجتماعی و سیاسی منسجم است. در میان این مضامین جملات امام خامنه‌ای شهید درباره مقاومت و مذاکره با آمریکا جایگاه برجسته‌ای دارد. جملات امام خامنه‌ای جوان درباره شروط مذاکره و تنگه هرمز و مسائل راهبردی منطقه نیز به طور گسترده دیده می‌شود. تاکید بر شروط ده گانه از دیگر مضامین پررنگ است. تاکید بر وحدت حول ولایت حضوری جدی دارد. تاکید بر مقاومت و ادامه جنگ تا رفع فتنه بارها تکرار می‌شود. تاکید بر قصاص و انتقام بخش مهمی از این فضا است. تاکید بر مبارزه با گرانی و احتکار در کنار تاکید بر ماندن در خیابان با وجود فشار اقتصادی دشمن نیز بسیار به چشم می‌خورد. تاکید بر مبارزه با غربزدگی و لیبرالیسم حضوری مشخص دارد. تاکید بر بعثت مردم و ضرورت توجه مسئولین به نظرات مردم نیز از مضامین مهم این پلاکاردها است. اعتراض به نقض آتش بس مشاهده می‌شود. تاکید بر وحدت ساحات و دفاع از لبنان مطرح است. تاکید بر حقوق هسته‌ای تکرار می‌شود. تاکید بر دلارزدایی جایگاه خاص خود را دارد. تاکید بر حمایت از میدان و نظام جمهوری اسلامی نیز در شمار مضامین اصلی قرار دارد.

اینها پیام‌های پراکنده نیستند. اینها اجزای یک گفت و گوی ملی‌اند. ملت در خیابان فقط حضور پیدا نکرده است. معنا تولید می‌کند. روایت می‌سازد. افق ترسیم می‌کند. هر خیابان به یک صفحه زنده تبدیل شده است. هر پلاکارد یک فرسته است. هر تجمع یک بستر توزیع محتوا شده. هر نگاه یک امکان بازنشر است. به همین دلیل باید گفت ایران در دل این نبرد فقط با دشمن نجنگیده. همزمان در حال خلق الگوی تازه‌ای از ارتباط اجتماعی و سیاسی است.

حسین عباسی فر

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم