امروز: 1405/04/25 ساعت : 03:13

تنها با موفقیت یکپارچه جبهه مقاومت، پیروزی معنا خواهد داشت

نگاهی به تقابل جبهه مقاومت با جبهه کاملا هماهنگ آمریکا و رژیم صهیونی

رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای در آخرین پیام خود از چهار شرط ایران در برابر دشمنان سخن گفتند که یکی از مهم‌ترین آن‌ها، تحقق حقوق ملت ایران و تمام جبهه مقاومت به صورت یکپارچه بود؛ اما این نگاه جبهه‌ای دقیقاً به چه معناست؟امروز منطقه درگیر یک معرکه تمام‌عیار و نبرد وجودی بی‌سابقه است. جبهه مقاومتی که با خون دل‌ها و مجاهدت‌های بی‌بدیل حاج قاسم سلیمانی از هسته‌های پراکنده به شجره طیبه‌ای منسجم تبدیل شد، اکنون سینه‌به‌سینه در برابر جبهه واحد کفر، به سرکردگی آمریکای جهان‌خوار و سگ هار آن یعنی رژیم صهیونیستی ایستاده است.
پیروزی نهایی از دل همین تقابل برخواهد خاست و تنها کسی به آن خواهد رسید که نگاه جبهه‌ای را به درستی درک کند و برای تحقق آن بکوشد.اگر روزی تنها از غزه و لبنان سخن می‌رفت، امروز همه می‌دانند که تنها راه حفظ ایران، حفظ و تقویت همین جبهه مقاومت است. این نبرد فراتر از دفاع از مرزهای جغرافیایی ایران است؛ تقابلی وجودی برای رهایی و تغییر کل منطقه و حتی جهان به شمار می‌رود. تقابلی که در ماه‌های اخیر شتاب بیشتری گرفته و شاهد حمله مشترک رژیم و آمریکا به پنج کشور در منطقه خاورمیانه تنها در یک سال گذشته بوده‌ایم.
در جنگ تحمیلی دوم، آمریکا با مذاکره عملیات فریب را آغاز کرد و رژیم صهیونیستی به عنوان بزرگ‌ترین تروریست تاریخ به ایران حمله‌ور شد. وقتی رژیم در میدان کم آورد، آمریکا مستقیم وارد شد تا آغاز را با فریب و پایان را با حمله نظامی به نام خود ثبت کند و سند برنامه‌ریزی دوجانبه را بر جای بگذارد.در جنگ تحمیلی سوم اما ماجرا فراتر رفت؛ آمریکا و رژیم غاصب دوشادوش هم ایستادند، نام عملیات‌های مشترک گذاشتند و مسئولیت ترور فرماندهان، شهادت رهبران مقاومت و حملات به ایران را با هم پذیرفتند تا نشان دهند نه تنها هم‌سو هستند، بلکه جبهه‌ای کاملاً یک‌دست و یکپارچه تشکیل داده‌اند که به زعم خود برای تغییر معادلات و نظم جهانی تلاش می‌کند. از مدرسه شجره طیبه و کودکان مظلوم گرفته تا حمله به دارایی‌ها و زیرساخت‌های ما، همه گواه این هم‌پیمانی آشکارند.
برخلاف برخی تحلیل‌های سطحی، آمریکا هرگز فریب‌خورده رژیم نبوده، بلکه همیشه کنار او ایستاده است. تحلیل‌های رسانه‌ها و اندیشکده‌های آمریکایی و توصیه‌های پی‌درپی‌شان برای حمله به ایران پیش از جنگ، نشان می‌دهد که حتی در لحظه حمله، آمریکا نه دنباله‌رو، بلکه بازیگر مستقلی درون همان جبهه واحد برای نابودی ایران بوده است؛ نابودی‌ای که هرگز رقم نخورد و نخواهد خورد.
در سمت مقابل، بلافاصله پس از حمله به ایران، حزب‌الله لبنان به میدان آمد، مقاومت عراق و انصارالله یمن نیز وارد شدند تا ثابت کنند این نبرد نه نزاعی محلی و نه محدود به یک گروه، بلکه جنگی تمام‌عیار و وجودی میان دو جبهه است. همین ورود، جنگ را به نبردی وجودی در سطح منطقه تبدیل کرد.دشمنان تصور می‌کردند با تضعیف ایران و جبهه مقاومت، نظم منطقه را برهم بزنند و نفوذ ایران را پاک کنند؛ اما صخره اراده ملت‌ها و اقتدار نیروهای مسلح، آن‌ها را در باتلاق استیصال انداخت.
در این میان زمزمه‌های مسموم برخی مدعیان که می‌گویند باید با آمریکا به عنوان نیروی «عاقله» پای میز مذاکره نشست تا رژیم صهیونیستی مهار شود، خطای محاسباتی بزرگی است؛ زیرا خود آمریکا طراح اصلی و اتاق فرمان این جنایات است.در برابر این جبهه متراکم شرارت، مقاومت همچون «بنیان مرصوص» قد علم کرده که تعرض به هر عضو، حمله به کل پیکره محسوب می‌شود.
شکستن سکوت ۵۰۰ روزه حزب‌الله لبنان پس از حمله به حریم ایران، ورود مستقیم یمن و مقاومت عراق و دفاع مردانه حماس و جهاد اسلامی، همه نشان‌دهنده عمل کردن مقاومت به مثابه یک بدن واحد است.پس از ۴۸ روز از آغاز جنگ، طرف مقابل با ادعای پذیرش آتش‌بس آمد، در حالی که هدفش فقط تضعیف بخش‌های دیگر جبهه، خرید زمان و فرار از شکست قطعی بود. برنامه‌ای که از روز اول لبنان را جدا کرد، شدیدترین حملات را به آن انجام داد و هنوز هم ادامه دارد.
بنابراین این آتش‌بس مرده به دنیا آمد و در همان روز نخست باید با پاسخ قاطع مواجه می‌شد تا یا احیا شود یا جنگ به حال خود بازگردد.رژیم غاصب ماشین بی‌رحم کشتار جمعی و بزرگ‌ترین تروریست جهان، و آمریکا بانی و شریک اصلی جرم، دو روی یک سکه و دو سر یک اژدهای دوسرند که هرگز از هم قابل تفکیک نیستند. در این سوی میدان نیز نه فقط ایران، بلکه کل جبهه مقاومت ایستاده است؛ حزب‌الله، مقاومت عراق و یمن به سرعت به نبرد پیوستند. این جبهه بودن، واقعیت جنگ است و هر تفکیکی فریب محض.پیروزی حقیقی در این کارزار با شمارش سلاح و چرتکه‌اندازی مادی سنجیده نمی‌شود؛ عیار آن، تقویت و ارتقای کل جبهه است.
شواهد میدانی و تاریخی، از جمله اعترافات صریح ترامپ به ترور سردار سلیمانی و افتخار به حفظ رژیم صهیونیستی، نشان می‌دهد آمریکا حیات خود را وابسته به این غده سرطانی می‌داند. در یک سال گذشته، ماشین جنگی صهیونیست‌ها در بیش از پنج کشور آتش‌افروزی کرده و آمریکایی‌ها نه تنها پشتیبان همه‌جانبه، بلکه مستقیماً در میدان کنار آن‌ها جنگیده‌اند. از سوریه و عراق گرفته تا یمن، لبنان و غزه، همه نشان‌دهنده عملیات مشترک و درهم‌تنیده واشینگتن و تل‌آویو است.کسانی که هنوز با ساده‌لوحی آمریکا را «نیروی عاقله» برای مهار رژیم می‌دانند، در واقع چهره اتاق فرمان جنایت را بزک می‌کنند. پیروزی واقعی در گرو ایمان به این حقیقت است که حقوق هیچ عضوی به تنهایی تأمین نمی‌شود و ظفر نهایی تنها با پیروزی یکپارچه کل جبهه مقاومت به دست خواهد آمد.
تا وقتی چکمه متجاوزان در خاک لبنان و دیگر کشورهای مقاومت مانده، آتش‌بس فقط وقفه‌ای کوتاه است و فجر امنیت پایدار زمانی فرا خواهد رسید که همه حقوق جبهه به صورت یکپارچه تأمین شود

رضا صالحی

رضا صالحی روزنامه نگار و عضو شورای سردبیری عصر ایرانیان می باشد.

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم