امروز: 1405/04/25 ساعت : 03:16

توبه‌ی دانشی؛ از بی‌بدن به زنده‌شور

نقدی بر فیلم سینمایی کاظم دانشی در جشنواره فیلم فجر

کاظم دانشی سه فیلم سینمایی در جشنواره فیلم فجر دارد. زنده‌شور را کارگردانی کرده، تهیه‌کننده اردوبهشت و سرپرست نویسندگان گیس است. گنگ دانشی جشنواره امسال را کنترات برداشته به طوری که محمد داودی نویسنده زنده‌شور، کارگردان اردوبهشت است؛ حامد بهداد در هر سه فیلم بازی می‌کند. تورج الوند در زنده‌شور و اردوبهشت و عرفان ناصری، حسین پورکریمی و علیرضا آرا در دو فیلم زنده‌شور و گیس نقش‌آفرینی کرده‌اند. هر سه فیلم بر اساس پرونده‌های قضایی ساخته شده‌اند. تجربه‌ای که دانشی با علفزار و بی‌بدن به دست آورده در دست تکثیر است. فیلم‌هایی که در آن حاکمیت علفزاریست که فردی درون ساختار بر علیه آن می‌شورد.
زنده‌شور داستان پنج زندانی است که قرار است اعدام شوند. پنج زندانی که هر کدام به جرم قتل به اعدام محکوم شده‌اند؛ یکی زنش را به قتل رسانده، دیگری پدرومادرش را کشته، دیگری سه افغان را که به دختری تعرض کرده بودند به قتل رسانده، آن یکی صاحب ماشینی که برای سفر رفتن دزدیده بوده را کشته و آخری قتل دیگری را گردن گرفته است. در میان این پنج نفر تنها کسی که بی‌گناه است اعدام می‌شود و عذاب وجدان این قتل، انگیزه‌ای می‌شود که قاضی اجرای احکام به دنبال گرفتن بخشش برای چهار اعدامی دیگر باشد. زنده‌شور را می‌توان در برابر بی‌بدن فهم کرد. بی‌بدنی که کاظم دانشی خواسته یا ناخواسته قصاص را تایید کرده بود و حس رضایتمندی از اجرای قصاص را برای مخاطب ساخته بود، در جشنواره دو سال قبل به اصطلاح روشنفکران و کمپین‌های ضد اعدام آن را به باد انتقاد گرفتند. زنده‌شور دلجویی از بدنه به اصطلاح روشنفکری سینمای ایران است. در این دلجویی اما زنده‌شور نه برای بخشش بلکه ضدقصاص ساخته شده است.
دستگاه قضایی زنده‌شور فاسد است. این دستگاه یک حکم سالم هم ندارد. از طرف دیگر زنده‌شور کشکولی از پرونده‌های لبه‌دار است. مردی زن خیانتکارش را به قتل رسانده که اگر اثبات می‌شد به عنوان جنون آنی به اعدام محکوم نمی‌شد. پسری که پدرومادرش را کشته و اولیا دم پدربزرگ‌های آن هستند. اولیا دم سه افغانی به قتل رسیده را حاکمیت مجبور کرده که رضایت ندهند و به خاطر امنیت ملی قصاص را اجرا کنند و عدالت را به مذبح مصلحت می‌کشانند. تنها کسی که قصاص می‌شود فردی بی‌گناه است که جرم دیگری را گردن گرفته‌است. آخری نیز کسی است که اولیا دم به دیه رضایت داده‌اند اما نتوانسته‌اند هزینه را تامین کنند. قاضی اجرای احکامی که در تلاش است اعدامی‌ها را نجات دهد توسط سیستم سرکوب می‌شود؛ او را مامور اعدام خطاب می‌کنند. معاون دادستان که یک زن مذهبی است نماینده حاکمیت در برقراری امنیت ملی است که با قصاص قاتل سه افغان گره خورده. حتی چهار اعدامی دیگر برای این انتخاب شده‌اند که اسم قاتل افغان‌ها میان آن‌ها گم شود. تنها رندی دانشی در آن است که مبلغ دیه را 300 میلیون اعلام می‌کند. دیه‌ای که متعلق به دوره پیشین قوه قضائیه است؛ به عبارت دیگر زمان داستان را نه در زمان غلامحسین اژه‌ای، بلکه در زمان شهید رئیسی معرفی می‌کند. اتفاقی که احتمالا سبب شده تا قوه قضائیه به جای تقبیح فیلم، شنیده می‌شود به تقدیر از آن روی آورده است. زنده‌شور مانند علفزار و گیس حاکمیت را فاسد نشان می‌دهد و قهرمان داستان را در سکانس آخر دست بسته از زندان خارج می‌کنند و حاکمیت آن را به بند می‌کشد.
زنده‌شور کلاژ نچسبی از داستان‌های بی‌ارتباط است. فیلمنامه زنده‌شور به شدت ازهم‌گسیخته است. به غیر از امیر جعفری که بی‌گناه قصاص می‌شود و با آن‌که سیاه و چرک است در منطق داستانی به انگیزه قاضی اجرای احکام بدل می‌شوند، باقی افراد کارکردی ندارند. تنها محل اتصالشان بر اساس شامورتی‌بازی بهرام افشاری است که بخشش دو نفری که رضایت گرفته‌اند را به بخشش دو نفر دیگر گره می‌زند. کنشی که غیرقابل باور و بی‌پایه‌ای است که عمل نمی‌کند. به همین باقی نقش‌ها به غیر از حسین پورکریمی اضافه است. روحانی اضافه است و به غیر از متلک‌پذیری کارکردی ندارد. فیلمبردار طلبه اضافه است. داستان حامد بهداد قابلیت حذف دارد. محمد ولی‌زاده و زن عقدی و پدربزرگ‌هایش و عرفان ناصری و مادر زن و خواهر زن و باجناقش و وکیلش همه قابل حذف هستند. اما در فیلمنامه هستند و جز وقت‌کشی کارکرد دیگری ندارند.
فیلمنامه نمی‌تواند احساس را برانگیزد. نه زمانی که امیر جعفری اعدام می‌شود و خانواده‌اش ضجه می‌زنند می‌تواند به گریه درآورد، نه زمانی که به روحانی زندان تکه‌پرانی می‌شود می‌تواند خنده بگیرد و نه زمانی که موج رضایت از اولیا دم پدید می‌آید و مخاطب را به وجد آورد. البته خود اعدامی‌ها هم خوشحال نمی‌شوند. حتی حامد بهداد به دنبال گرفتن پول دیه است و به همسرش را ترغیب می‌کند با پولی که مردم جمع کرده‌اند فرار کند ولو آنکه اعدام شود. فیلم‌نامه اسیر خرده پیرنگ‌هایی است که به داستان خدمتی نمی‌کند. هر گفتگوی دونفره در این فیلمنامه به شدت ضعیف است. روبه‌رویی سارا بهرامی و همسرش، گفتگوی مرد ایرانی و زن افغان که به خون‌بس کشیده می‌شود، گفتگوی مرد نوازنده و زن تازه به عقد درآمده‌اش. دیالوگ‌های سارا بهرامی و مادرش بر مبنای تقاص هر روزه اسیر کلیشه می‌شود و روبه‌رویی با قاتل دخترش هم همین کلیشه را تکرار می‌کند.
کارگردانی زنده‌شور مخشوش است. امیر جعفری را قهرمانانه به تصویر می‌کشد، قاب در خدمت کسی است که جرم دیگری را گردن گرفته است. تنها کسی که خودش را پای چوبه دار خیس می‌کند فردی است که شجاعانه پای ناموس دیگری شهر را به آشوب کشیده‌است. کسی که پدرومادرش را به قتل رسانده به جای آنکه فردی با زمینه بیماری روانی نشان داده شود چنان آزاد است که اگر پای چوبه دار نبود می‌شود به او غبطه خورد، قاب تصویر او را می‌ستاید. حاکمیت در قاب کاظم دانشی مستبد است و کارگردان از حاکمیت تنفری دارد که در قاب‌هایش نمود پیدا می‌کند. بازی‌های زنده‌شور جدید نیستند. حامد بهداد که همان همیشگی است و بازی دخترانش بسیار بد است. بهرام افشاری نتوانسته سینما را با تئاتر اشتباه گرفته و گویی تئاتر اجرا می‌کند. سارا بهرامی حتی همان همیشگی هم نیست و بدتر از قبل بازی می‌کند. شبنم مقدمی نقش را مال خود نکرده و فقط آن را اجرا می‌کند و از پسش بر نیامده است. این همه سیاهه بازیگران فیلم را نمی‌توانند نجات دهند و صرفا تضمینی برای فروش فیلم در گیشه هستند.
کاظم دانشی باید تکلیف خود را حاکمیت مشخص کند و آن را صادقانه به مخاطب تضیح دهد. نمی‌شود در فیلم گیس از حاکمیت پروژه بگیرد و عرق‌خوری را قهرمان ملی جا بزند. نمی‌شود چنان تیزری از اردوبهشت بر ضد حاکمیت عرضه کند و در نشست خبری با اعلام شماره تلفن خود با ضدانقلاب فاصله‌گذاری کند. نمی‌شود در زنده‌شور چنان حاکمیت را بشورد، روی بند پهن کند و خشک کند و در آخر جوایزش را از همین حاکمیت بگیرد. نمی‌شود پرونده‌هایش را از دستگاه قضایی بگیرد اما علیه آن فیلم بسازد. در شرایطی که خیلی از فیلمسازها توانایی ساخت یک فیلم در سال را هم ندارند، کاظم دانشی باید بگوید چگونه سه فیلم با لیست بلندبالایی از بازیگران در جشنواره امسال دارد و پول فیلم‌هایش از کجا تامین شده و حامی پروژه کجاست.

سیدمحمدعلی قربانی

سیدمحمدعلی قربانی کارشناس ارشد مدیریت رسانه و منتقد سینما و فرهنگ و دبیر تولیدات تصویری عصرایرانیان است

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم