از انفجار در بیتشِمش تا انفجار های متعدد در امارات
ساعت از ۱۱ شب گذشته بود که انفجاری مهیب، آسمان بیتشِمش در غرب قدس اشغالی را روشن کرد؛ انفجاری با ابری قارچیشکل که حتی خبرنگاران صهیونیست نیز آن را «منظرهای آخرالزمانی» توصیف کردند.
روایت رسمی در ابتدا «آزمایشی برنامهریزیشده در یک کارخانه غیرنظامی» بود. اما مشکل آنجا بود که نه صدای انفجار شبیه یک آزمایش عادی بود، نه تصاویر ثبتشده با چنین توضیحی همخوانی داشت و نه ساکنان منطقه، برخلاف رویه معمول، هشدار قبلی دریافت کرده بودند.
همین تناقضها کافی بود تا زمزمههای پنهانکاری آغاز شود. برخی خبرنگاران عبری از حذف ناگهانی پوشش رسانهای حادثه خبر دادند و گفته شد در ساعات نخست، تنها انتشار تصاویر بیصدا مجاز بوده است. با وجود بزرگی انفجار و حضور گسترده شاهدان، تعداد تصاویر و ویدئوهای منتشرشده به شکل معناداری محدود ماند.
اندکی بعد مشخص شد محل حادثه، تأسیسات شرکت «تومر» بوده؛ مجموعهای وابسته به وزارت جنگ رژیم صهیونیستی که در توسعه موتور موشکهای تهاجمی، سامانههای پدافندی «آرو» و پیشرانهای راکتی فعالیت میکند. برخی گزارشها حتی از احتمال انفجار انبارهای مواد پیشران و آسیب دیدن ذخایر سامانه پیکان ۳ سخن گفتند؛ ادعایی که البته هیچگاه بهطور رسمی تأیید نشد.
این منطقه پیشتر نیز در جریان درگیریهای مستقیم میان ایران و رژیم صهیونیستی، در فهرست اهداف حملات موشکی قرار گرفته بود؛ حملاتی که بنا بر برخی گزارشها، ۹ کشته و دهها زخمی برجای گذاشت. همین سابقه، حساسیتها درباره انفجار اخیر در بیتشِمش را دوچندان کرده است.
در فضای امنیتی اسرائیل، «آزمایش کنترلشده» معمولاً با اطلاعرسانی قبلی همراه است؛ بهویژه زمانی که نتیجه آن، قارچی آتشین در آسمان شب باشد. همین مسئله باعث شد برخی تحلیلگران عبری از دو احتمال سخن بگویند: یا یک سهلانگاری بزرگ رخ داده، یا چیزی بزرگتر در حال پنهان شدن است.
این نخستینبار نیست که در حساسترین نقاط امنیتی منطقه، حادثهای رخ میدهد و روایت رسمی، با پرسشهای بیشتری از پاسخ همراه میشود. تنها ساعاتی پس از ماجرای بیتشمش، خبر دیگری این بار از جنوب خلیج فارس منتشر شد؛ جایی که ابتدا منابع محلی از شنیده شدن چند انفجار در ابوظبی خبر دادند و ساعاتی بعد، وزارت دفاع امارات تأیید کرد یک پهپاد ناشناس به محوطه نیروگاه هستهای «براکه» در منطقه الظفره اصابت کرده است.
طبق بیانیه رسمی، سه پهپاد از سمت مرزهای غربی وارد حریم امارات شده بودند؛ دو فروند رهگیری شد و سومی به یک مولد برق در خارج از محدوده داخلی نیروگاه برخورد کرد. نکته قابل توجه اما آن بود که برخلاف برخی موارد مشابه، این بار ابوظبی عجلهای برای متهم کردن تهران نداشت و صرفاً اعلام کرد منشأ حمله «در حال بررسی» است.
همین عبارت کوتاه، موجی از گمانهزنیها را به راه انداخت. برخی ناظران با اشاره به سردی کمسابقه روابط ریاض و ابوظبی، تلاش کردند جهت جغرافیایی ورود پهپادها را معنادار جلوه دهند. با این حال، در معادلات پیچیده امنیتی منطقه، مسیر ورود الزاماً به معنای تعیین منشأ عملیات نیست؛ بهویژه در دورانی که بازیگران منطقهای بیش از گذشته، جنگ سایهها و پیامهای بیامضا را ترجیح میدهند.
در هفتههای گذشته نیز، پس از حملاتی به برخی اهداف در عمق خاک امارات و همزمان با تنشهای مرتبط با تنگه هرمز، تهران هرگونه نقشآفرینی مستقیم را رد کرده بود؛ تکذیبهایی که اگرچه در سطح دیپلماتیک ثبت شد، اما برای بسیاری از ناظران منطقهای، بیش از آنکه به معنای نفی قطعی ماجرا باشد، یادآور الگوی آشنای ابهام هدفمند در منازعات جدید خاورمیانه بود.
اکنون در فاصلهای کوتاه، دو رخداد امنیتی در دو نقطه حساس منطقه رخ داده است؛ یکی در قلب صنایع موشکی اسرائیل و دیگری در مجاورت مهمترین تأسیسات هستهای امارات. هیچکس مسئولیت این اتفاقات را برعهده نگرفته، اما پیام آنها برای بازیگران منطقه، روشنتر از آن است که نیاز به امضا داشته باشد؛ گویی «تیر غیب»، این بار نه از آسمان، که از دل معادلات پنهان منطقه عبور کرده است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید