امروز: 1405/04/24 ساعت : 23:43

جلیلی برای مقابله با «تحجر سیاسی» سکوتش را شکست

سعید جلیلی بعد از یک دوره نسبتا طولانی (که از ۱۹ فروردین با پذیرش آتش‌بس شروع شد) سکوت خود را پایان داد. از بیان صریح «رای منفی» خود درباره تفاهم‌نامه پایان جنگ با آمریکا تا دفاع صریح از «مطالبه‌ی انتقام مردم» و حمله به «تحجر سیاسی».او در زمانی در میان مردم حاضر شد و به سکوت خود پایان داد که هیچ کدام از متولیان دولتی و غیردولتی مذاکرات تمایلی به حضور و صحبت در جمع مردم را ندارند. دلیلش هم روشن است. در کمتر از چند هفته بعد از امضای تفاهم‌نامه توسط روسای جمهور ایران و آمریکا، بی‌فایده بودن و ناتوانی تفاهم‌نامه در تحقق منافع و حقوق مردم مثل روز روشن شده و آمریکا تمامی تعهدات خود را زیر پا گذاشته است.
جلیلی در ایام بررسی تفاهم‌نامه گفته بود که: «اگر‌ برجام چند سال طول کشید تا نتیجه‌اش برای مردم روشن شود، این تفاهم‌نامه چند هفته بیشتر زمان نخواهد برد.»
جلیلی انتقام را حق مردم و وظیفه مسئولان می‌داند. او در هر دو سخنرانی خود به طور مفصل به موضوع انتقام پرداخت. اما نکته مهمی که جلیلی در پاسخ به شبهات ایجاد شده در پیگیری امر انتقام به آن اشاره کرد، پدیده «تحجر» بود، تحجری از جنس سیاسی.
جریان تحجر سیاسی از نظر جلیلی یعنی جریانی که یک حرف «نخ‌نما»، «چندین بار تجربه شده» و «همیشه شکست‌خورده» را در شرایط مختلف تکرار می‌کند. افراد و جریانی که تنها راه‌کار اداره و پیشرفت کشور و مواجهه با مشکلات مختلف را مذاکره و توافق با آمریکا می‌داند. علی‌رغم آنکه این تجویز بارها تجربه شده و شکست خورده بودنش آشکار شده است.
از صحبت‌های جلیلی مشخص می‌شود او این نوع تحجر را که هم در سیاست خارجی و هم در سیاست داخلی مشاهده می‌شود، مهمترین مانع پیشرفت جامعه و کنش‌گری در تراز جدید مردم مبعوث شده می‌داند.
برای آنکه بهتر با جریان تحجر سیاسی آشنا شویم، خوب است تحولات ۱۵ سال اخیر را مرور اجمالی کنیم:
از اواخر دهه هشتاد با بالا گرفتن تحریم‌ها و اعمال تحریم‌های فلج کننده علیه ایران (با تصویب قانون سیسادا ۲۰۱۰) و بروز مشکلات اقتصادی همچون جهش قیمت ارز و تورم حاصل از آن، جریان غرب‌گرا که ریشه در دولت اصلاحات و جریان کارگزاران داشتند، تلاش زیادی کرد و این گزاره را در کشور گسترش داد که راه حل مشکلات اقتصادی انجام مذاکره واقعی با آمریکا و رسیدن به توافق برای رفع تحریم است. ظریف و صالحی در کتاب راز سر به مهر تلاش‌های خودشان را برای گسترش این گزاره توضیح دادند. این تلاش‌ها علی‌رغم شکست‌هایی بود که همین‌ها در دو سال مذاکرات هسته‌ای دوره خاتمی تجربه کرده بودند. در آن زمان علی‌رغم امتیازها و عقب‌نشینی‌های متعدد که در برابر غرب داشتند، اما حتی نتوانستند وجود یک سانتریفیوژ را برای ایران تثبیت کنند. هیچ امتیاز اقتصادی نیز نتوانستند از غرب بگیرند و پرونده هسته‌ای را نیز علی رغم تعلیق دوساله برنامه هسته‌ای نتوانستند حل کنند.
روحانی با تکیه بر همین گزاره شعار معروف خود را یعنی «هم چرخ سانتریفیوژ باید بچرخد و هم چرخ اقتصاد» در انتخابات مطرح کرد و رای آورد. روحانی و تیمش حتی پس از آنکه برجام به مشکل خورد و سیف رئیس بانک مرکزی دست‌آوردهای برجام را «تقریبا هیچ» خواند، حاضر نشدند از تحجر خودشان دست بکشند و برای همین به FATF آوردند و تحجر خودشان را در اجرای دستورات این نهاد دنبال کردند.
اوج تحجر روحانی و تیمش را در زمان خروج آمریکا از برجام می‌توان دید. با اینکه طرف اصلی برجام آمریکا بود و با خروج از برجام و بازگرداندن تحریم‌ها و حتی تشدید آن، فواید حداقلی برجام را از بین برد، اما باز جریان تحجر ماندن در برجام و ادامه دادن مسیر با اروپایی‌ها را تجویز و اجرا کرد. در آن مسیر هم امتیازهای مهمی بدون مابه ازا در قضیه بازرسی‌های آژانس‌ داده شد که نتیجه همین نگاه متحجرانه بود و پرونده‌ها و قطعنامه‌های جدید برای ایران درست کرد. اما در نهایت هم اروپایی‌ها بودند که مکانیزم ماشه را فعال کردند.
در دوره شهید رئیسی نیز جریان تحجر فعال بود و به صورت مستمر دولت را به سمت مذاکره با آمریکا و حصول توافق سوق می‌داد. بیشتر فعالیت‌ آن‌ها از بیرون دولت و در رسانه‌ها بود. جریان‌ متحجر غرب‌گرا تمام تلاش خودشان را می‌کردند که مانع مرگ ایده مذاکره و توافق با آمریکا بشوند. من خودم یک مناظره حدود یک ماه قبل شهادت آقای رئیسی درباره همین موضوع داشتم و از نزدیک تلاش برای زنده نگه داشتن ایده مذاکره و توافق با آمریکا را مشاهده کردم.
پس از پیروزی پزشکیان در انتخابات ۱۴۰۳ جریان تحجر فعال‌تر از قبل شد و این بار به اسم دور کردن سایه جنگ به میدان آمد. بعد از ترور شهید هنیه چند ساعت بعد از برگزاری مراسم تحلیف پزشکیان، جریان تحجر بسیار فعال شد تا مانع مواجهه جدی ایران با رژیم صهیونیستی بشود آن هم با اسم رمز «تله تنش» و «تله جنگ». بعد از عملیات وعده صادق دو بود که خود مسئولان اذعان کردند دولت آمریکا وعده داده بود که اگر ایران خویشتنداری کند، صلح در غزه برقرار خواهد شد.
بعد از قدرت گرفتن ترامپ، علی رغم سابقه خراب او در برجام و تهدیدات مکرر نظامی علیه ایران،‌ حتی زمانی که رهبر شهید انقلاب مذاکره با چنین حیوانی را نه شرافتمندانه، نه عزتمندانه و نه عاقلانه بیان کردند، جریان تحجر با پمپاژ سنگین در فضای رسانه و شبکه‌های اجتماعی و کمک گرفتن از ناتوانی دولت در مدیریت بازار ارز، دور اول مذاکرات را تسهیل کردند و نتیجه آن را در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ با حمله رژیم صهیونیستی تحت مدیریت کلان آمریکا به ایران مشاهده کردیم. در این دوره تحجر البته از چهره غرب‌گرای خودش فاصله گرفته بود و با پوشش «وفاق» بیشتر بروز داشت.
بعد از جنگ ۱۲ روزه که با عدم پیروزی آمریکا و رژیم صهیونیستی تمام شد، انتظار این بود که جریان تحجر با این رسوایی بزرگ ساکت شود. اما جریان متحجر سیاسی به این راحتی از قدرت دور نمی‌شود و چند روز بعد با انتشار بیانیه ۱۸۰ به ظاهر استاد دانشگاه، تحجر را مجدد صرف کردند و درخواست تغییر پارادایم در جمهوری اسلامی ایران را مطرح کردند. حرکتی که به حق سعید جلیلی آن را پرستش «گوساله سامری» نامید.
جریان تحجر در برابر بیانات صریح رهبر شهید انقلاب که در اول مهر ۱۴۰۴ مذاکره با آمریکا را حتی در موضوع هسته‌ای بن بست محض دانستند، ایستاد و زمینه را برای مذاکرات جدید با ترامپ جنایتکار مهیا کرد. اما دوباره همان نتیجه قبلی حاصل شد و جنگ این بار با وسعت متفاوت بر ایران تحمیل شد. در اولین لحظه این جنگ رهبر عزیزمان به شهادت رسید.
جریان تحجر باز هم از حرکت نایستاد و با انتشار مقاله در فارین افرز ایران پیروز نبرد نظامی را به نشستن بر میز مذاکره با آمریکا دعوت کرد. و بعد از چند روز دیدیم که همان رویکرد متحجرانه با پذیرش آتش‌بس سکوت در عرصه نبرد نظامی را برقرار کرد. جریان تحجر سبب شد تا دست‌آوردهای مردم و نیروهای مسلح در طول چهل روز نبرد نظامی، تضعیف شود. دشمن جری‌ شود و محاصره دریایی را روز بعد از شروع مذاکرات اعمال کند تا آنجایی که به اقرار مسئولان امر دولت نتواند یک قطره نفت صادر کند.
الان و بعد از سومین تجربه شکست خورده مذاکره با آمریکا در یک سال و چند ماه گذشته، جریان تحجر با ایجاد شبهه به دنبال تکرار تجویز نخ‌نما و شکست خورده خود است. آن هم زمانی که مردم مبعوث شده با قیام عمومی در تشییع آقای شهید و مطالبه خونخواهی به دنبال ارتقای سطح بازیگری کشور هستند، می‌خواهند نگاه متحجرانه خود را بر مردم تحمیل کنند. متحجران سیاسی آنقدر به مذاکره با آمریکا دلبستگی دارند که حتی دو جنگ تحمیلی که در میانه مذاکره رخ داد را نتیجه مذاکره ندانسته و آن را نتیجه «مقاومت» می‌دانند.
این بار البته مردم هوشیار و در صحنه هستند و اجازه حاکم شدن نگاه‌های متحجرانه و عقب‌گرد از مسیر را نمی‌دهند. پیام ۲۸ خرداد رهبر انقلاب سد محکمی از مردم با بصیرت را در برابر هر نوع عقب‌نشینی ایجاد کرد. جریان تحجر این بار با مردم مبعوث شده و دارای قدرت تحلیل بالا روبه‌رو است و ابزار فریب و تحریف اثر گذشته را ندارد. هرچند جریان متحجر سیاسی خسته نمی‌شود. در زمان تدوین همین یادداشت صحبت‌های سید محمد خاتمی را دیدم که چه دفاع جانانه‌ای از مذاکره با آمریکا و حصول توافق آن هم زمانی که آمریکا از تفاهم‌نامه بندی را باقی نگذاشته که نقض نکرده باشد.
جلیلی این جریان متحجر سیاسی و تفکر پشت آن را مانع کنشگری در تراز مردم مبعوث شده می‌داند و از همین رو برای مقابله با این تحجر سکوت خود را شکست.

مسعود براتی

مسعود براتی، کارشناس، تحلیلگر و نویسنده، متولد 1364 است.براتی در دولت سیزدهم معاون سازمان سرمایه‌گذاری و کمک‌های فنی و اقتصادی ایران و همچنین مشاور وزیر اقتصاد و دبیر کارگروه طرح‌های تحریم ناپذیر بود.

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم