امروز: 1405/04/25 ساعت : 04:17

جنگ رمضان و ضرورت حملۀ پیش‌دستانه به نظم فکری غربزده ایرانی

یادداشتی به قلم سعید خورشیدی و محمدجواد یداللهی‌زاده

جنگ‌ها و بحران‌های بزرگ، صرفا منجر به تزلزل، تغییر و تحول در نظم‌های سیاسی و اجتماعی نمی‌شوند بلکه زمینه برای تغییر و تحول در نظم‌های فکری جامعه نیز فراهم‌ می‌سازند. جامعه پس از جنگ‌ می‌تواند در چارچوب یقین‌های تازه‌ای که در جنگ شهود کرده است، وقایع و مسائل روزمره خود را تحلیل و فهم کند. جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان فرصت‌های بی‌بدیلی برای ایجاد خدشه و حتی تخریب نظم فکری‌ای که جریان روشنفکری غربزده در طول تاریخ معاصر کشورمان با پشتیبانی استعمار در محافل علمی و فرهنگ عمومی بنا ساخته است، مهیا نموده است. جریان علوم انسانی اصیل و دغدغه‌مند آینده ایران، نباید از کنار این فرصت مغتنمی که در دل تهدید جنگ سربرآورده است، بی‌تفاوت بگذرد و از شکرگذاری عملی این نعمت فروگذاری کند که قرآن کریم انذار‌ می‌دهد: «لان کفرتم ان عذابی لشدید» ابراهیم/7، و از سوی دیگر بشارت‌ می‌دهد که به هر میزان شکرگزاری بیشتر باشد، نعمت هم بیشتر خواهد شد «لئن شکرتم لازیدنکم» ابراهیم/7. به نظر‌ می‌رسد حداقل از چهار منظر‌ می‌توان به حمله پیش دستانه به نظم فکری غربزده ایرانی پرداخت:
1 به رخ کشیدن گزاره‌ها و کنش‌های تمهیدکننده جنگ:
باید وجه تهمیدکننده گزاره‌ها و تفکری که غربزده/روشنفکر ایرانی در پیدایش جنگ رمضان و جنگ 12 روزه در جامعه رواج داده است و همچنین کنش‌هایی که آن‌ها در جهت داشته‌اند، مورد توجه قرار گیرد. به تعبیر رهبر شهید انقلاب امیدی که این تفکر در دشمن ایجاد کرده است که به خیال خام خود‌ می‌توان بر ایران غلبه کرد را نباید به راحتی رها کرد. مثلا نمی‌شود شما دائما و به سهولت از ضرورت امتیاز دادن به غرب سخن بگویید و دائما بر این کوس بکوبید که هرچه داریم را بدهیم برود تا دشمن به جنگ با ما وارد نشود (کاری که جریان غربزده چه در ساحت تفکر و چه در ساحت فرهنگ عمومی تا آخرین نفسی که داشت انجام داد) و بعد بگویید من هیچ نقشی در تمهید جنگ نداشتم. خود این ایجاد امید در دشمن در طمع او برای جنگ موثر است. این اتفاقی نیست که ترامپ انتظار تسلیم بدون قیدوشرط را از ایران بزرگ داشته است یا‌ می‌گوید ما انتظار داریم رهبران همسو با ما بر کشور حاکم شوند! این امیدی است که جریان غربزده/روشنفکر ایرانی در دشمن با تفکر و کنش خود ایجاد کرده است.
2 بازنمایی ابطال گزاره‌ها و مشهورات نظری جریان غربزده:
تفکر غربزده ایرانی در طول دهه‌های اخیر دائما از چیزهایی داد سخن سرداده است که حال در میانه میدان نبرد پرشدت و حدت جنگ با آمریکا و رژیم صهیونیستی به وضوح و به سهولت‌ می‌توان به بطلان آن‌ها پی برد. برای مثال تفکری که با هر رخداد اعتراضی تا‌ می‌توانست از مفهوم «فروپاشی اجتماعی» و نظایر آن برای توضیح جامعه ایرانی استفاده‌ می‌کند اما در میانه جنگ هنگامی که مقاومت شدید و پرقدرت جامعه را‌ می‌بیند، به کناری‌ می‌خزد تا باز در سال‌های آینده باز فرصتی فراهم شود تا به اندک رخداد ناخوشایندی دوباره از «فروپاشی اجتماعی»، «دوپارگی ملت»، «قطبی‌شدن شدید جامعه ایرانی» و نظایر آن سخن بگوید. باید این تفکر را رسوا و از این مفاهیم که بدون حساب و کتاب برای فهم جامعه ایرانی استفاده‌ می‌شوند، اعتبارزدایی کرد.
3 افشای پیامدهای عملی توصیه‌های نظری جریان غرب زده:
اگر فرض کنیم خدای ناکرده، قوه عاقله و نیروهای نظامی کشور دربست در اختیار تفکر روشنفکری غربزده بود و تجویزها و سیاست‌های آنان عمل‌ می‌کرد، اینک جنگ چه بلایی‌ می‌توانست بر سر کشور بیاورد؟ آمریکایی که عقب‌نشینی در ونزوئلا را تبدیل به غارت سرزمینی و تحقیری تاریخی تبدیل کرد، آن وقت با ایران و ایرانی که عقده چند ده ساله نسبت به او دارد، چه‌ می‌کرد؟ دو فرض بیشتر قابل تصور نیست: یا جریان غربزده هرآنچه آمریکا از ایران‌ می‌خواست را دودستی تقدیم‌ می‌کرد و از تجاوز لذت‌ می‌برد یا اگر هم احیانا جنگی رخ‌ می‌داد همان تسلیم بی‌قید و شرط را‌ می‌پذیرفت. تفکری که جنگ را شر مطلق بداند و ده‌ها سال آن را به انحاء مختلف بگوید حتما به این هم راضی‌ می‌شود که اسم تنگه هرمز هم بشود تنگه ترامپ، چه فرقی دارد. نصف نفت مملکت را هم به آمریکا‌ می‌دادیم، با عنوان پر طمطراقی همچون هزینه پیوست به اقتصاد جهانی، برای‌مان صورتبندی نظری‌ می‌کردند!
4 نقد تجویزهای فعلی جریان غربزده:‌
می‌گویند آن که خواب است را‌ می‌توان بیدار کرد ولی کسی که خود را به خواب زده است، نه. جریان روشنفکری و غربزده چون علقه روانشناختی با سلطه‌گر دارد، واقعیت‌های تکان‌دهنده که‌ می‌تواند مبانی نظری و عملی او را منهدم کند، نادیده‌ می‌گیرد و بر اساس اعتماد بنفسی که حاصل پشتیبانی نظری و رسانه‌ای غرب است، کماکان مبتنی بر همان مشهورات قبلی، نسبت به مسائل وضع موجود تحلیل و تجویز‌ می‌کند. تحلیل‌ها و تجویزهای مسمومی که بسط یافتن آن در جامعه، موجب ایجاد تردید در صفوف منسجم نیروهای داخلی‌ می‌شود. آن‌ها زمانی از این سنخ کنش‌ها دست‌ می‌کشند که احساس کنند انتشار نظرها و توصیه‌های‌شان منجربه هزینه‌هایی از سنخ انزوا و بی‌اعتباری در نزد عموم جامعه خواهد شد. تحقق این امر،‌ می‌طلبد که اهل نظر به نقد منضبط و اخلاقی مستمر تولیدات نظری و رسانه‌ای جریان غربزده بپردازند. چه در میانه جنگ رمضان و چه جنگ 12 روزه و خصوصا در میانه این دو جنگ جریان غربزده با پررویی که البته از این‌ها بعید نیست، باز هم برای آنکه از قافله عقب نمانند تجویزهایی‌ می‌کند که‌ می‌بینیم کاملا مبتنی بر افکار قبلی بنا شده است و هیچ تغییری در فکر ایجاد نشده است.
مثلا کسانی که در مقابله با دشمن غداری که از «تسلیم بدون قید و شرط» سخن‌ می‌گوید از «توقف فوری و بدون قید و شرط جنگ» حرف‌ می‌زنند، تنها کاری که دارند انجام‌ می‌دهند بزک کردن تسلیم به اسم توقف فوری است. این‌ها تجویزهایی است که کاملا با مبانی قبلی انطباق دارد. تفکری که سال‌ها از مذاکره با آمریکا حرف زده و برنامه‌های کشور را لنگ مذاکره کرده، حالا باز با همان فکر از توقف فوری جنگ و بازگشت به میز مذاکره حرف‌ می‌زند. مردم هر شب در میدان‌ها فریاد‌ می‌زنند که بابا «خر ما از کرگی دم نداشت» این‌ها‌ می‌گویند بیایید در مورد چسباندن یک دم حرف بزنیم!
نباید این تجویزها و خصوصا نشان دادن نسبت این تجویزها با آن تفکر را رها کرد.
برای تحقق چهار منظر فوق، چهار گام اجرایی زیر پیشنهاد‌ می‌شود:
1 رصد: رصد و پژوهش آنچه تفکر غربزده در یک سال اخیر و در مرحله بعدی طی سال‌ها و دهه‌های اخیر گفته است. مثلا سروش که از همان دهه 70 با ولایت فقیه سرجنگ داشته است و برخی ضروریات دینی را هم انکار‌ می‌کرده است، نمی‌تواند حالا باز با تکیه بر مبانی قبلی چون فقط گفته دست نیروهای مسلح را‌ می‌بوسم را رها کنیم. بلکه باید نشان دهیم موقعیت کنونی نیروهای مسلح حاصل بی‌اعتنایی نظام به گزاره‌های سکولار امثال او و پیگیری مجدانه بیان قدسی «و اعدولهم مااستطعتم من قوه» انفال/60، بوده است. بله اگر کسی بیاید به نحوی از مبانی و تفکر قبلی دست بکشد،‌ می‌شود از او قبول کرد.
2 نقد مشهورات نظری جریان غرب زده مبتنی بر واقعیت‌های میدانی دو جنگ اخیر: جنگ 12 روزه و خصوصا جنگ رمضان که صحنه مبعوث شدن مردم ایران بوده است، فرصتی به ما‌ می‌دهد که با این واقعیت بتوانیم تفکر غربزده/روشنفکر ایرانی را رسوا کنیم. باید از آن‌ها پرسید: فروپاشی اجتماعی‌تان کجاست؟ انشقاق ملی چه شد؟ همانطور که در مهمات تهاجمی نیروهای مسلح متناسب با اهداف هم موشک سجیل هست و هم پهباد شاهد، اینجا هم ما باید در سطوح مختلف به فکر غربزده حمله کنیم یکجا باید موشک سنگرشن زد و یکجا پهباد.
این فکر گاهی در سطح مبانی حضور دارد و گاهی در فرهنگ عمومی مفاهیمی را دستاویز قرار داده است. تمهیدی که غربزده ایرانی برای جنگ علیه کشور فراهم آورده است هم به مبانی او نظیر مشروع‌سازی سکولاریسم، جدایی دین حکومتی از دین عرفی و نظایر آن مرتبط است و هم به مشهورات سطحی‌تری که چه در مورد تحقیر جامعه ایرانی (که مثل اعلای آن پرفسور رنانی کورتکسی است) داشته‌اند و چه تدلیس غرب. این غربزده‌ها همانطور که یک عمر در مورد ناتوانی ایران و ایرانی در همه‌چیز مطلب نوشتند، یک عمر از بزک کردن غرب و غربی‌ها هم نان خورده‌اند. واقعیت‌های این دو جنگ، تسلیحاتی متنوع برای نقد مبانی و مشهورات غربزده ایرانی فراهم کرده است.
3 تبدیل کنش به کلمه: از نظر جریان غربزده تا زمانی که مردم مبعوث شده در میدان‌ها هستند، با نادیده‌انگاری و حتی انکار این «رهبری مردم» را رها‌ می‌کنیم تا آنکه بلاخره مردم میدان‌ها را پس از اتمام جنگ ترک کنند آنگاه از سوراخ موش بیرون آمده و دوباره از انشقاق ملی، فروپاشی اجتماعی و نظایر آن حرف‌ می‌زنیم. بنابراین تا زمانی که مبعوث شدن مردم را ما نتوانیم صورت‌بندی کنیم، نمی‌توانیم آن را به عنوان یک نیروی دائمی در جامعه ایرانی جریان دهیم و دقیقا این چیزی است که تفکر غربزده از آن واهمه دارد. اصحاب علوم انسانی وظیفه دارند که این کنش مردم را تبدیل به کلمه کنند تا ماندگاری آن تضمین شود.
4 طراحی تولید رسانه‌ای و هنری برای فرهنگ عامه: تفکر غربزده فقط محصور در دانشگاه و کتاب نیست و همیشه در رسانه و فرهنگ عامه مشغول به کار است. فیلم سینمایی، رمان، شعر روزنامه و… همگی ابزارهایی هستند که برای ما امکان گفتگو و مفاهمه با فرهنگ عامه را فراهم‌ می‌سازند و ما باید برای بهره‌گیری از آنان در جهت رسوایی تفکر غربزده، طراحی راهبردی در داشته باشیم. در غیر اینصورت دور از ذهن نیست که پس جنگ و بعد از جلوه‌گرشدن تسلیم‌ناپذیری ملت ایران، بازهم غربزدگان از لزوم تغییر پارادایم و تجدیدنظر در مبانی انقلاب سخن بگویند. ما باید با استفاده از این ابزارها برای رسوایی شخصیت غربزده فکر کنیم تا بعد از جنگ از «تغییر پارادایم» و «حاجی انا شریک» حرف نزند و دنبال غنائم نباشد.

عصر ایرانیان

روزنامه عصر ایرانیان به صورت منظم و ۱۷ سال در حال انتشار و تولید محتوا در جبهه انقلاب به صورت مستمر و بی وقفه است

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم