مروری بر مسیری که صنعت هسته ای ایران در این سه دهه طی کرد
موضوع هستهای در ایران پیش از انقلاب اسلامی به عضویت در آژانس بینالمللی انرژی اتمی و امضای قرار NPT و امضای قرارداد ساخت نیروگاه اتمی بوشهر محدود میشود. اما محدود بودن پروژه به فضای نیروگاهی ایران را در تامین سوخت نیروگاه محتاج میداشت. همچنین سایر استفادههای صلحآمیز از این انرژی در حوزههای پزشکی و کشاورزی و همچنین نیاز مبرم به انرژیهای نو برای رفع نیاز در آینده و رفع وابستگی به انرژی فسیلی و دهها دلیل دیگر نیاز مبرم کشور به ایجاد یک رویکرد جدی برای خودکفایی در این زمینه و ساخت یک ایران قدرتمند را گوشزد میکرد.
ابلاغ سیاستهای کلی نظام توسط رهبر شهید انقلاب در 20 اسفند 1379 به سران قوا و گنجاندن بندی مبنی بر « تلاش برای کسب فنآوری و دانش هستهای و ایجاد نیروگاههای هستهای به منظور تأمین سهمی از انرژی کشور و تربیت نیروهای متخصص» شاید نقطه آغازین مسیری بود که دشمن را از همان روز اول به تکاپو انداخت تا به هر روشی که میشود مقابل هستهای شدن ایران را بگیرد که محور این خباثت اتهامزنی به ایران به تلاش برای ساخت بمب اتم بوده است. اعلام خبر تهیه سوخت هستهای در 20 بهمن 1381 توسط متخصصان توانمند ایرانی و گشوده شدن دربی به اسم مذاکره برای مسئلهی هستهای باعث شد عدهای از سیاستمداران به این صنعت به عنوان یک ابزار داد و ستد برای حل مسائل دیپلماتیک و تجاری بنگرند. نگاهی که فاصلهی معناداری با نگاه رهبر انقلاب داشت.
همین نگاه باعث شد که در سعدآباد، پاریس و بروکسل بیانیههایی قرائت شود و توافقهایی امضا شود که آرام آرام حرکت ایران را با عناوین مختلف کند و در مقاطعی به صفر برساند.
امام شهید در دیدار 25 مرداد 83 در دیدار با مسئولان وزارت امورخارجه در راستای تلاش غربیها برای روی میز مذاکره آوردن موضوع هستهای فرمودند: «غربیها معتقدند ما برای اعتمادسازی باید دور مسألهی استفاده از انرژی هستهای را به طور کلی خط بکشیم، اما این حرف کاملاً غیر منطقی و غیر قابل قبول است. آنها اکنون این جنجال را دربارهی ساخت قطعات سانتریفوژ به راه میاندازند، در حالی که این کار مخالف هیچ قراردادی نیست، اما آنها در صددند کار را به جایی برسانند که ما حق نداشته باشیم حتی اسم تکنولوژی هستهای را بیاوریم که البته جمهوری اسلامی بیاعتنا به این جنجالها، هدف منطقی استفاده از فناوری هستهای را دنبال میکند.»
رفتار غربیها در تلاش به بنبست رساندن برنامه هستهای ایران از مسیر مذاکره و تغییر دولت در ایران و چرخش رویکرد تیم مذاکره کننده ایرانی باعث شد مسیرهای فشار بر روی برنامه هستهای مسدود گردد و مبارزات برای شکوفایی صنعت هستهای از سنگر دیپلماسی انجام شود تا در بازه هشت ساله دولت نهم و دهم جمهوری اسلامی بتواند در کامل کردن روند غنیسازی اورانیوم موردنیاز خود چرخه عملیاتیاش را کامل و گسترده کند و در عین حال این اعتماد را از طریق بازرسیهای آژانس بین المللی بوجود آورد که البته با کارشکنی طرفهای غربی به سوی پروندهسازی دروغین علیه ایران شد. عملکرد مثبت تیم مذاکره کننده ایران در این بازه بارها مورد تقدیر رهبر انقلاب قرار گرفت.
آغاز قصه برجام اما گویا سرنوشت دیگری برای این دارایی ارزشمند ملی در نظر گرفته بود. تحویل اورانیوم غنی شده و از دور خارج کردن سانتریفیوژها و به حداقل رساندن برنامه هستهای نتایج روی کار آمدن نگاهی بود که مجددا هستهای را به جای یک نیاز حیاتی یک دارایی قابل معامله میدید که یک مسیر پرغصه برای ایران هستهای ساخت.
روایتهای متعدد از آنچه در برجام رخ داد بر همگان آشکار است. از تجربه ده ساله پر خسارتی که دارایی ایران را تحول دشمن داد و خسارت محض را برای ایران به ارمغان آورد بارها نوشته شده است. اما تذکرات متعدد رهبر شهید انقلاب در غیر قابل مذاکره بودن موضوع هستهای در ماههای انتهایی عمر مبارکشان به نوعی اتمام حجتی بود با همه معاملهگران این سرمایه ملی.
از چوب حراج به عمر ده ساله یک ملت و ناشرافتمندانه بودن مذاکره با غرب حتی با یک برداشت سطحی نیز میتوان فهمید عمر بازی با منافع ملی به پایان رسیده و مسیر تجربههای اشتباه به کلی مسدود شده است. این پیام واضح در کلام سومین رهبر انقلاب نیز به طور کامل متجلی شده است.
آیت الله سید مجتبی خامنهای، رهبر معظم انقلاب در آخرین پیام خود با ادبیاتی متقن موضوع هستهای و موشکی را همانند مرزهای آبی و خاکی دانستهاند. این پیام در پس ایجاد فضای مذاکراتی در میانه جنگ و زمزمههای تلاش دشمن برای به روی میز آوردن این دارایی ارزشمند، یک پیام واضح به دشمنان بود تا بدانند که دیگر از همان مکر همیشگی برای سد کردن راه پیشرفت این ملت نمیتوانند استفاده کنند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید