حزبالله نه یک متغیر سیاسی در معادلات منطقهای، که پارهتنِ امت و ستون استوارِ غیرتِ ایرانی در جغرافیای مقاومت است. آن روز که خنجر ملامتِ مدعیان و فشارهای سنگینِ دولت و مجلس لبنان بر پیکر این مجاهدان مینشست، آنها برای دفاع از حریمِ ایران، «تنِ زخمی» خود را سپر کردند و با وجود تمام ناسزاها، تنها یک روز پس از شهادت رهبر عزیز ما، مردانه در میدان ایستادند. این ایستادنی جانانه بود که در نبرد با رژیم صهیونی، ضرباتی به مراتب سهمگینتر و آزاردهندهتر از حملات مستقیم ما به پیکره دشمن وارد کرد.
امروز تمام ایران، از هر سلیقه و نگاهی، یکصدا و متفقالقول فریاد میزنند که باید با تمام قوا پشتِ سر لبنان ایستاد. این یک همسرنوشتیِ تاریخی است و جای هیچ درنگ و تأملی نیست؛ امروز باید عجله کرد، چرا که غیرت حکم میکند در این کارزارِ سرنوشتساز، برادر را در میانهی آتش تنها نگذاریم. تحلیلِ واقعبینانه حکم میکند که بدانیم وفاداری در سیاست خارجی ایران، یک انتخاب اخلاقیِ صِرف نیست، بلکه تنها فرمول بقاست. اگر ایران متحد خود را رها کند، اولین چیزی که قربانی میشود «اعتبار بازدارندگی» است و هیچ قدرت منطقهای دیگری در آینده به پیمانهای ما اعتماد نخواهد کرد.
نباید و نشاید که پاسخِ درست و مقتدرانهی میدان را به طنابِ پوسیدهی دیپلماسیهای فریبنده گره زد. همان اشتباهی که امروز در کلامِ آقای خطیبزاده به آن اعتراف میشود؛ آنجا که فاش کرد ایران در آستانه پاسخ به نقض آتشبس بود، اما با وساطت پاکستان و پیامهای توخالیِ آمریکا مبنی بر کنترل اسرائیل، آن فرصتِ طلایی از دست رفت. این تجربهی تلخ ثابت کرد که معطل کردنِ سیلیِ میدان به بهانهی پیامهای دیپلماتیک، نه تنها صلح نمیآورد، بلکه اشتهای دشمن را تیزتر و او را برای ضربات سهمگینتر جسور میکند.
عقبنشینی از حمایت متحدان به معنای آرامش نیست، بلکه به معنای «دعوت به حمله» است. رها کردن حزبالله در این مقطع، یعنی حذف بزرگترین بازدارندهی غیراتمی تاریخ در مرزهای دشمن و تغییر موازنه به نفع اشغالگری. ایستادن در کنار حزبالله، دقیقاً همان نقطهای است که در آن «اخلاق» و «امنیت» به هم میرسند؛ چرا که هزینه «ایستادن در کنار متحد»، همواره بسیار کمتر از هزینهی سنگینِ «تنها ماندن در برابر دشمن» است. امروز جبههی مقاومت یکپارچه است و همانطور که قرارگاه خاتمالانبیا بر آن صحه گذاشت، هرگونه تداوم جنایت در ضاحیه و لبنان، با پاسخی کوبنده و دردناک مواجه خواهد شد. این راه، راهِ بیبرگشتِ غیرت است و ایران هرگز رسمِ جفا را نخواهد آموخت.
حقیقتِ محض آن است که ماشینِ جنگیِ رژیمِ جنایتکارِ صهیونی، به عنوانِ بزرگترین کانونِ تروریستیِ جهان، تا زمانی که ریشهکن و نابود نشود، هرگز متوقف نخواهد شد. نگاهی به ورقهای سیاه تاریخ نشان میدهد که این رژیمِ سفاک، چگونه پس از فتنه در سوریه به سراغِ ایران آمد و با تضعیفِ مقاومت در جبهههای دیگر، بارها و بارها با وقاحتِ تمام، امنیتِ ما را هدف گرفت. امروز اگر خدایناکرده حزباللهِ قهرمان آسیبی ببیند یا دشمن در ما ذرهای ضعف و سستی در حمایت از برادرانمان حس کند، این بار با هجومی سهمگینتر و وحشیانهتر به سراغِ مرزهایِ خودمان خواهد آمد. در برابر چنین غدهی سرطانی و رژیمِ تروریستی که زبانِ منطق و دیپلماسی را نمیفهمد، تنها یک فرمول جواب میدهد: «افزایشِ حلقه متحدان، گسترشِ بیامانِ قدرتِ میدان و به انزوا کشاندنِ قطعیِ دشمن».
ما امروز در بزنگاهی تاریخی ایستادهایم که هرگونه اهمال، به معنای از دست دادنِ فداکارترین و تاریخیترین دوستانمان است؛ اشتباهی که جبرانش، هزینهای فراتر از تصور بر پیکرهی امنیتِ ملی و آرمانهای انقلاب تحمیل خواهد کرد. نبردِ امروز در ضاحیه، مستقیماً نبرد برای صیانت از ایران است.
اگر چه قرار خاتم الانبیا به صراحت عنوان کرده : «با توجه به یکپارچگی جبهه مقاومت، در صورت تداوم حملات دشمن به حزبالله و مردم مظلوم لبنان به ویژه ضاحیه ، به آن پاسخ کوبنده و دردناک خواهیم داد.» اما زمان فراتر از همه مسائل است و حواله دادن حتی به چند ساعت در آینده هزینه های جبران ناپذیری خواهد داشت.
حزب الله مردانه در کنار ما ایستاد، مردانه در کنارش بایستیم
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید