چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر با پشتسر گذاشتن ۱۰ روز نفسگیر، جنجالی، پر هیاهو و البته ملتهب و مانند همه دورهها توام با جذابیتهای متاثر از درونمایه فیلمها و … به اختتامیه رسید. اما نکته مغفول و پرسشانگیز دراین میان وضعیت حاکم بر جشنواره در روزهای پایانی است. مثلا در حالی به روز دهم رسیدیم که هنوز نه داوران اصلی رسانهای شدهاند و نه تا کنون فهرست نامزدهای برنده سیمرغ اعلام شده است.
بی تردید یکی از پر چالشترین بخشهای جشنواره امسال با توجه به فشارهای تحریمی، چگونگی برگزاری مراسم اختتامیه است، وقتی میدانیم قریب به اکثریت بازیگران برای گرفتن سیمرغ نخواهند آمد، وضعیتی که در سال ۱۴۰۱ هم برای جشنواره با مدیریت محمد خزایی رخ داد، ولی مدیریت جشنواره وقت با تمهیداتی براین مهم فایق آمد.
شاید منطقیترین راه حل برای برون رفت شاهسواری و تیم برگزاری جشنواره از موانع سر راه و چالشهای پیشرو این بود که اقدام به گسترش دامنه جذب داورها از میان هنرمندان غیر همجناحی و خارج از گعده محدود خودشان میکردند (راه و روشی که حتی از ابتدا در بخشهای مختلف اجرایی میتوانست مطمح نظر قرار بگیرد) تا چنین دچار استیصال در دعوت داور نشوند. کسی منکر حساسیت این دوره نبوده و نیست.
از سایه جنگ تا فشارهای روحی و روانی و حتی تهدید سینماگران و اهالی رسانه حاضر در جشنواره، حداقلهای وضعیت پیش آمده است، ولی در صورتی که متولیان برگزاری از پیشتر کمی تا قسمتی فراجناحی تر عمل میکردند و گارد این رویداد را نمیبیتند، به احتمال قوی شرایط بهتری برای رسیدن به پایان فراهم میشد، نه اینکه با رسیدن روز اخر با چالشهای بیشتر و جدیتری مواجه شوند مانند این فقره که بحث چگونگی و جزییات برپایی مراسم اختتامیه است.
بی تردید اهدای سیمرغ به سینماگرانی که حاضر نخواهند شد به مراسم بیایند، باعث بی اعتباری آن خواهد شد، لذا آقایان دراین زمینه هم میتوانستند ضمن دعوت به مشورت از تیمی کارکشته و قدیمی به راهکارهای درستی برسند، شاید لازم میبود تا خصوصا سیمرغ بازیگری جور دیگری اهدا شود، در حالی که محدود کردن خودشان به افراد صرفا همگروهی باعث شده تا حالا یک روز مانده به اختتامیه هنوز نتوانسته باشند تصمیم بگیرند که بهترین راهکار از میان دو عملکرد دادن سیمرغ به تحریم کنندگان و محروم کردن ان ها و دادن به حاضرین در مراسم پایانی یا … کدام راه ثواب است. و اما یکی از اتفاقهای قابل تامل و مهم جشنواره، مراسم خیر مقدم به «سلاف فواخرجی» بازیگر عرب و مطرح جهانی بود که در صبح روز دهم جشنواره با نمایش فیلم «سرزمین فرشتهها» برگزار شد.
و اما مختصراً بپردازیم به سه فیلمی که در روز نهم به نمایش درآمدند ولی نظرها را به خود جلب نکردند.
نقض غرض؛ خواب
فیلم «خواب» ساخته مانی مقدم یک تریلر روانشناسانه عقیم در ساخت و پرداخت است. فیلم که از چهرههای معروف بازیگری بهره میبرد، چالشهای خواب و بیداری یک مداح و فردی مذهبی را دستمایه قرار داده است، ولی از انجا که در میزانسنها نتوانسته سنجیده عمل کند عملا به ورطه پیامدهی منفی از شخصیت اصلی افتاده است. فیلمساز در حالی حرف و مفهوم مهم و بزرگی را برای فیلمش انتخاب کرده است که نه قادر به ساختن شیطان است و نه از پس ساخت و پرداخت زن «لکاته» به تعبیر بوف کور صادق هدایت برمیآید، بنابراین به فیلمی نقض غرض در همه زمینهها تبدیل میشود.
ساختار سه پاره؛ آرامبخش
فیلم «آرامبخش» به کارگردانی سعید زمانیان با ویترینی پر و پیمان از بازیگران سرشناس، اثری اجتماعی کهنه در موضوع و مضمون و ساختار سه پارهاش است. یعنی فیلم چند بار تمام میشود و دوباره شروع میشود. فیلم در رویکردهای قانونی مربوط به بهزیستی با پرسشهای جدی روبرو است، درعین اینکه مانند برخی دیگر اثار ازاین دست از جمله فیلم کافه سلطان، تاکید بر عدد ۴۰ نوعی موتیف روایت و مضمون است.
جنگ بهانه است؛ سقف
فیلم «سقف» ساخته ابراهیم امینی یکی دیگر از اثار با پس زمینه جنگ تحمیلی ۱۲ روزه است که هیچ چیز از حملات به کشورمان بازنمایی نشده جز مردمان فراری از تهران و … که علیرغم شیرینیهایی در لحن و گفتگوها، ولی به کمدی موقعیتی درخور که نمیرسد هیچ، بلکه برعکس، با نمایش خرابی و ویرانی همه چیز عملا به ورطه اغراق در بدنمایی میافتد.
ساختن اتحاد و همگرایی رخ داده در جنگ اخیر متاسفانه مستمسکی برای جذب بودجههایی شده که حداقلش توهین به شعور مخاطب است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید