امروز: 1405/04/25 ساعت : 03:12

خطر صلح ابراهیم

نگاهی به ایده ترامپ برای منطقه و آرزوی های محال او

توئیت اخیر ترامپ در شبکه اجتماعی «تروث سوشیال» را نباید صرفاً یک موضع‌گیری دیپلماتیک یا تاکتیک مذاکراتی دانست. این متن، یک روایت‌سازی کلان و مانیفستی آشکار برای ترسیم آینده غرب آسیا و شمال آفریقا است. ترامپ با ادبیات همیشگی خود،آمیزه‌ای از تهدید به «بازگشت به جبهه نبرد و تیراندازی، اما بزرگ‌تر و قوی‌تر از همیشه» و تطمیع به «رونق مالی، اقتصادی و اجتماعی»مذاکرات جاری با جمهوری اسلامی ایران را به عنوان نقطه پرگار یک نظم جدید منطقه‌ای معرفی کرده است. فرای صحت و سقم ادعاهای او درباره هم‌نوایی رهبران منطقه (از قاهره و ریاض تا آنکارا و اسلام‌آباد)، این توئیت نشان‌دهنده یک بزنگاه تاریخی سرنوشت ساز است؛ نقطه‌ای که سرنوشت ژئوپلیتیک منطقه برای دهه‌های متمادی در آن تعیین خواهد شد.
هسته مرکزی استدلال ترامپ، مشروط کردن و گره زدن هرگونه توافق با ایران همه جانبه و بزرگ خواندن آن است به گونه ای که معامله بزرگ و کامل خواهد بود یا که یا هیچ معامله‌ای انجام نخواهد شد.اجبار به پذیرش بی‌چون‌وچرای «پیمان ابراهیم» توسط سایر کشورهای کلیدی منطقه مانند عربستان سعودی، قطر، پاکستان و ترکیه یکی از نکات برجسته متن اوست. او به صراحت می‌گوید: «باید اجباری باشد که همه این کشورها، حداقل، همزمان، توافقنامه ابراهیم را امضا کنند.»
آمریکا در حال روایت‌سازی خاص خود از این صحنه است؛ تصویری که در آن، توافق با ایران نه به عنوان یک معاهده مستقل، بلکه به عنوان کاتالیزور نهایی برای تسلیم ژئوپلیتیک کل منطقه در برابر پروژه صلح ابراهیم بازنمایی می‌شود. ترامپ به دنبال آن است که با به بند کشیدن ایران در این معاهده، عملاً ساختار مقاومت را منحل کرده و جمهوری اسلامی را نیز به عنوان جزئی از این ائتلاف تحت اشراف آمریکا درآورد؛ جمله‌ای که می‌گوید: «آنها مفتخر خواهند بود که به محض امضای سند ما، جمهوری اسلامی ایران را به عنوان بخشی از توافق‌نامه‌های ابراهیم داشته باشند.»
هژمونی صهیونیستی یا استقلال محور مقاومت؟
این توافق و مذاکرات، نماد بیرونی و مشخص‌کننده ماتریس قدرت در آینده منطقه است. در واقع ما با کارزاری میان دو نظم کاملاً متضاد روبرو هستیم:
1. نظم آمریکایی-صهیونیستی: نظمی که در آن رژیم صهیونیستی به «هژمون مطلق» منطقه تبدیل می‌شود. در این مدل، واشنگتن با برون‌سپاری امنیت و سیاست به تل‌آویو، منطقه غرب آسیا را از راه دور کنترل و اداره می‌کند. پیمان ابراهیم، ابزار حقوقی و سیاسی این استحاله است تا صهیونیسم را از یک «غده سرطانی منزوی» به «محور اقتصادی و امنیتی منطقه» تبدیل کند.
2. نظم بومی مبتنی بر عدالت و استقلال: نظمی که محوریت آن با کشورهای خود منطقه، بدون دخالت بیگانگان و بر اساس نفی سلطه پذیری است. این همان نظمی است که برای جلوگیری از تحقق نسخه اول، خون‌های پاک و بزرگی برای آن نثار شده است.
نمی‌توان به توئیت ترامپ نگریست و به یاد نیاورد که برای سد کردن این مسیر جهنمی، چه مجاهدت‌هایی صورت گرفته است. فروریختن طرح‌های اولیه صلح ابراهیم و به تاخیر افتادن آن، حاصل خون پاک شهدای بزرگی چون فرماندهان شهید یحیی سنوار، محمد ضیف، سید حسن نصرالله، اسماعیل هنیه،تا خون گرانقدر امام شهید انقلاب و خیل عظیم شهدای جنگ تحمیلی سوم بوده است. خون این شهدا بر زمین ریخت تا نظم منطقه بر پایه‌ عدالت، استقلال و خروج آمریکا و سگ دست‌نشانده‌اش یعنی رژیم صهیونیستی از مدار مقدرات خاورمیانه شکل بگیرد، نه بر اساس منویات حرام زاده ای مانند ترامپ.
ده شرط شعام، مرز میان پیروزی و تسلیم
ترامپ در توئیت خود با اعتماد به نفسی کاذب ادعا می‌کند: «اگر آنها [کشورها] این کار را نکنند… نشان‌دهنده نیت بد است… این سندی خواهد بود که مانند هیچ سند دیگری مورد احترام قرار می‌گیرد.» این لحن تکالیف سنگینی را بر دوش تیم مذاکره‌کننده ایران بار می‌کند.
در این بزنگاه حیاتی، هرگونه عقب‌نشینی، امتیاز دادن بی‌جا، یا هرگونه توافقی که ۱۰ شرط شورای عالی امنیت ملی (شعام) را به طور کامل، دقیق و قطعی تثبیت و محقق نکند، به معنای بازی در زمین توافق ابراهیم خواهد بود. هر روزنه نفوذی در متن توافق، می‌تواند به عنوان ابزاری برای تثبیت نظم مورد نظر آمریکا عمل کند و صلح ابراهیم را تسریع بخشد.خروجی مذاکرات نباید احیای پروژه نیمه‌جان صلح ابراهیم باشد، بلکه باید به نقطه پایان و نابودی نهایی این کلان‌پروژه استعماری تبدیل شود.
نتیجه‌گیری: مسئولیت تاریخی دیپلمات‌ها در اتاق‌های مذاکره
مذاکره‌کنندگان ایرانی در این مقطع زمانی باید بدانند که در اتاق‌های در بسته، تنها بر سر مسائل فنی یا اقتصادی بحث نمی‌کنند؛ آنها در حال نگارش بندهای نظم آینده منطقه هستند. فهم این اهمیت راهبردی، ایجاب می‌کند که در نوشتن مفاد، کلمات، و حتی ویرگول‌های متن احتمالی، دقتی مینیاتوری و آمیخته به ظرافت‌های امنیتی به کار گرفته شود. نباید اجازه داد «کلمات» ابزار دست ترامپ برای چیدن پازل پیچیده‌اش شوند. خون به ناحق ریخته‌شده شهدای مقامت، دِینی بزرگ بر گردن دیپلماسی کشور است تا خروجی این نبرد اراده‌ها، به جای «احیای صلح منحوس صهیونی ابراهیم»، ثبات مقتدرانه محور مقاومت و دفن همیشگی رویاهای صهیونیسم در منطقه باشد.

ایوب سحاب نژاد

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم