امروز: 1405/04/25 ساعت : 03:12

دلسوزی از پشت شیشه ضد گلوله

بعضیا ظاهراً فکر می‌کنن آزادی مثل پیتزاست؛ می‌تونی از اون‌ور دنیا سفارش بدی و چند تا جنگنده بیارن سر میز دم در خونه. نشستن تو استودیوهای شیک آمریکا، روبه‌روی دوربین با لبخند نسخه جنگ برای وطنت می‌پیچن…بعد هم اسمشو می‌ذارن “مبارزه برای مردم”. مردمِ کِی؟! مردمی که قراره زیر بمب همون کشوری له بشن که تو ازش حقوق می‌گیری؟!
هر جای دنیا جنگی شد یکی از همین نجات‌دهنده‌های صادراتی پیدا شد و گفت “باید جهان برای آزادی وارد عمل بشه”، نتیجه‌اش دود و ویرونی بود. جنگ که تموم شد، همونا تو هتل‌های لوس آنجلس و لندن یاد قربانی‌ها افتادن و اشک مصنوعی ریختن. کاش آزادی رو فقط یه‌بار نفس می‌کشیدن، لازم نبود اینقدر تقلید کنن.
هیچ دکتری برای درمان مریض، نسخه بمب نمی‌نویسه. تنها کسایی جنگ رو نسخه می‌دونن، یا از شعله‌اش دورن یا از دودی که بلند می‌شه پول درمیارن. همونایی که وقتی یک کودک ایرانی از زیر آوار در اومد، فریاد “همه ما کم گریه کردیم” سر دادن تا چند هزار لایک بگیرن؛ اما سکوت می‌کنن درباره دستی که ماشه رو کشیده بود.
نکته جالب اینجاست: هرکس صدای واقعی وطن رو بلندتر فریاد بزنه، می‌شه “وابسته”، ولی کسی که دعوت به موشک می‌کنه، می‌شه “فعال آزادی‌خواه”! انگار معیار آزادی، فاصله از خاک وطن شده. هر چی دورتر، قهرمان‌تر. هر چی پرصداتر، پاک‌تر. ولی واقعیت یه چیز دیگه‌ست: هیچ‌کس نمی‌تونه از بیرون برای یک ملت، آزادی بمباران کنه.
بعضی‌ها برای شهرت، وطنشون رو روشن کردن تا دودش دیده بشه. بعضیا به هوای لایک جمع کردن، دم از شجاعت می‌زنن؛ اما شجاعت این نیست که از امنیت پشت مرزها نسخه جنگ بنویسی. شجاعت یعنی وسط همین خاک، با همین مردم، درد رو ببینی و برای درمانش تلاش کنی، نه این‌که نسخه نابودی بنویسی و بگی «آزادی می‌ارزه بهش».
آزادی با بمب نمی‌آد، با حرف همکارِ سناتور هم نمی‌آد. تاریخ نشون داده هر ملتی که دستش رو به امید چک واشنگتن دراز کرد، آخرش هم ساکش رو جمع کرد برای کمپ پناهنده‌ها. وطن‌فروشی اولش شاید جذاب باشه، مثل شعله فشفشه‌ها، ولی آخرش فقط دود می‌مونه.
و اما اونایی که فکر می‌کنن با رقص و شعارهای آبکی، می‌تونن چهره جنگ رو بزک کنن: رقص آزادی نیست، وقتی همراه با طبل جنگه. فریاد حقوق بشر هم نیست، وقتی از دهان حامیان تحریم اقتصادی درمی‌آد. این فقط یک نمایش تکراریه: بازیگرها عوض شدن، سناریو همونه “نجات مردم با موشک”.
شاید امروز فالوورت زیاد باشه، لایک بالا، خبرگزاری‌ها سراغت بیان و اسمت بره تو ویترین. ولی تاریخ لایک یادش نمی‌مونه. یادش می‌مونه چه کسی برای وطن قلم زد و چه کسی برای دلار حرف زد.
چند سال بعد، وقتی هیاهو خوابید، مردم با خودشون خواهند گفت: اون که از آن‌سوی دنیا آمریکا را به جنگ علیه ایران دعوت می‌کرد، هیچ‌وقت صدای انفجار رو از نزدیک نشنیده بود. فقط دنبال دیده شدن بود.
و جمله آخر برای اون‌ها که نسخه جنگ می‌پیچن:
هیچ وطن‌دوستی، برای وطنش آتش نمی‌خواهد.

فریبا کلهر

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم