از روزی که این دو خط اریب منتشرشده هی ذوقشان را میکنم. میچرخم و برای خودم توی هوا، روی فرش و روی کاغذ میکشمشان. دلم میخواهد اگر قرار باشد کیکی برش بزنم، کوکو و کباب تابهای خط بیندازم یا مثلاً جایی را ریسه ببندم مثل این دو خط اریب باشد.
این دو خط اریب را دوست دارم چون با همین دو خط ساده، بعد از صدها سال جمهوری اسلامی توانسته عزت درخور یک ملت را به او برگرداند. دو خط اریبی که به صدها سال استعمار و گردنکلفتی فحش میدهد.
حتی دلم میخواهد یک صورت فلکی به شکل این دوتا خط اریب توی آسمان پیدا کنم خوب نگاهش کنم و بعد پلکم را ببندم و رد نور ستارههایش توی چشمم بماند.
من اگر معلمی بودم و میخواستم خطوط موازی و منقطع را درس بدهم، اگر طراح لوگو بودم، اگر معمار بودم، اگر فیلمساز و رسانه دار بودم، اگر پویانمایی میساختم، اگر محصولی تولید میکردم و دستگاه برشی داشتم، حتماً این دو خط اریب زیبا و مقتدر را یکجوری توی کارم جا میدادم بعد سر حرف را میکشاندم سمتی که این نقطه عطف تاریخی را تعریف کنم و بعد گردن هر آزادهای توی دنیا صاف شود از غرور. عین این زن هایی که النگو میخرند و هی صدای جیلینگش را درمیآوردند تا به چشم بیاید دلم میخواهد هی این دو خط دوستداشتنی را یادآوری کنم.
مثل آن حرکت کمانی دستها که بوم بوم موشکها به اسرائیل را نشان میداد کاش نماد سازهای رسانهای یک حرکت ساده برای این دو خط زیبا طراحی کنند.
شما را نمیدانم اما من تا آخر عمرم هر وقت بخواهم نقشه ایران را برای دخترم بکشم حتماً این دو خط قشنگ را با رنگ قرمز دو طرف تنگه هرمز ترسیم میکنم. به نظرم همه نقشههای رسمی ایران باید با همین دو خط پررنگ چاپ و منتشر شود.
دو خط اریب!
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید