امروز: 1405/04/25 ساعت : 03:13

دیکتاتور های کوچک، خیابان را هم تحمل نمی کنند

تعطیلی برنامه پرمخاطب «ثریا» به بهانه سلب امکان پخش زنده، پرده دیگری از غربت جریان انقلاب در ساحت رسانه ملی را کنار زد؛ برنامه‌ای که در رتبه‌بندی‌ها صدرنشین گفتگوهای صراحت‌محور صداوسیما بود، به جرم داشتن زبان گزنده و مطالبه‌گر، به محاق رفت. اما ماجرا به همین‌جا ختم نشد. هجرت تیمی محسن مقصودی از جام‌جم به میدان ولی‌عصر و راه‌اندازی برنامه اینترنتی «خیابان انقلاب»، تلاشی مومنانه برای شکستن این بایکوت بود تا چراغ نقد زنده نماند، اما همین رسانه جایگزین نیز تنها پس از دو قسمت تحمل نشد و سفره‌اش را از کف خیابان جمع کردند.
نقطه عطف این برخورد، به توییتربازی و تحلیل‌های پشت‌پرده برخی مدعیان بازمی‌گردد؛ کسانی که با ادعای دسترسی به خطوط پنهان و کدهای انحصاری، منتقدان دلسوز را به بی‌انصافی متهم می‌کنند و مذاکرات جاری را به ظاهر فرسنگ‌ها دورتر از منطق خسارت‌بار برجام جلوه می‌دهند و در بستن دهان ها از هر صاحب برجامی تند تر رفتار می کنند.
چند روز پیش بود که برنامه «به وقت ایران» به دلیل حمایت یک طرفه از توافقات نقد شد، این برنامه اما برای پاسخ به این مساله از مسعود براتی که از شاخص های منتقدان است دعوت کرد تا صحبت کند و او نیز در برنامه حضور یافت و پاسخ هر سه مجری و کارشناس برنامه را داد، اما امروز وقتی مهدی محمدی برنامه اینترنتی را نقد می کند و از او دعوت به حضور می آید تنها در کمتر از 24 ساعت میدان ولیعصر مانند صدا و سیما از آن ها گرفته می شود! بستن به جای پاسخ شیوه ای است که برخلاف سعه صدر منتقدان مدافعان مذاکرات در پیش گرفته اند و گویا به جای استمرار تعطیلی کل برنامه را پیش می‌گیرند.
این جماعت که عادت کرده‌اند در کانال‌های یک‌طرفه و فضای بی‌سؤال، به نام «اطلاعات خاص» تحلیل‌های شبه‌واقعی به بدنه حزب‌الله تزریق کنند، از هرگونه گفتگوی زنده و شفاف هراسانند. کار به جایی رسیده که وضعیت شفافیت امروز، حتی از دوران برجام هم نگران‌کننده تر به نظر می‌رسد؛ در آن مقطع اگرچه نقدها سرکوب می‌شد، اما حداقل متن پیش‌نویس‌ها در دسترس بود و رسانه‌ها فضایی برای مجادله داشتند، اما امروز نه تنها خبری از انتشار جزئیات نیست، بلکه منتقد دلسوزی چون محسن مقصودی به خاطر چند خط نقد، ابتدا از آنتن صداوسیما رانده می‌شود و سپس حتی حق ایستادن در پیاده‌روی میدان ولی‌عصر نیز از او سلب می‌گردد، تا جایی که تیم برنامه مجبور می‌شود برای ضبط شب‌های بعد، آواره لوکیشن‌های دیگر نظیر میدان فلسطین شود.
جالب آن جاست که ملت مبعوث و سربلند ایران در حالی غریبه پنداشته شده اند و حق هیچ گونه اطلاعی از جزئیات اتفاق و توافقاتی که قرار است آینده کشورشان که نزدیک به صد شب است با جان و دل از آن حفاظت می کنند را ندارند که ترامپ جنایتکار و سگ دست آموزش نتانیاهو از تمامی جزئیات مذاکرات با خبرند و گویا اگر مردم چیزی را بدانند که قاتلین مردم شریف ایران و رهبری عزیز ملت از آن مطلع اند اتفاق بدی خواهد افتاد و الا دلیل این همه کتمان و فشار چیست ؟
هر چند از این روحیه فشار و پنهان‌کاری، قطعا منفعتی برای کشور و انقلاب حاصل نخواهد شد. وقتی خطبای دلسوزی چون شیخ اسماعیل رمضانی در همین برنامه صراحتاً اعلام می‌کنند که ما به مسئولان خود اعتماد داریم و تنها خواسته‌مان شفافیت با مردم است، پاسخ دادن به این مطالبه با چماق تعطیلی و بایکوت، نشان از یک انسداد ساختاری دارد. تا زمانی که حق صحبت از نیروهای دلسوز و مومن سلب شود و مدعیان پشت‌پرده‌نشین از مواجهه با منطق نقد فرار کنند، خروجی این فرآیندها نمی‌تواند گرهی از مطالبات واقعی مردم بگشاید.

رضا صالحی

رضا صالحی روزنامه نگار و عضو شورای سردبیری عصر ایرانیان می باشد.

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم