امروز: 1405/04/25 ساعت : 02:07

راویان ایران

بررسی تکلیف رهبر معظم انقلاب به هنرمندان در امتداد بعثت مردم

رهبر معظم انقلاب به مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت فردوسی پیامی را صادر کردند و در بخشی از این پیام، نقش هنرمندان را در دفاع مقدس سوم تعیین کردند. «حماسه‌ی حضور و دفاع و پیروزی، تکلیف بزرگی را بر دوش اهالی فرهنگ و ادب و هنر می‌گذارد تا همچون فردوسی برخیزند و بعثت هنرمندان را در امتداد بعثت مردم رقم زنند؛ فکر و قلم و زبان را با هنر درآمیزند و روایت خیزش عظیم ملّت را در تاریخ، ماندگار کنند.» فرمان رهبر معظم انقلاب موجز و دقیق است و هر بخش آن قابلیت پرداخت دارد.
بعثت بی‌نظیر مردم ایران در مقابله با دشمن و دفاع و پاسداری از سرزمین خود، مختصاتی منحصربه‌فردی برای مردم ایران ساخته، به‌گونه‌ای که آیین و مناسک جدیدی را برای ایران پدیدآوردند. مردمانی که وحدت‌شان، گسست را بر دشمنان تحمیل کرده و با شجاعت‌شان، ترس بر دل‌شان افکنده‌است. چنین مردمی که حماسه‌ای وصف‌ناشدنی را خلق کرده‌اند، فردوسی‌هایی را می‌خواهند تا صلابت‌شان را حماسه‌سرایی کنند. این بدهی بزرگ هنرمندان به مردم ایران است. هنرمندان هم‌پای مردم خیابان را به تصویر بکشند تا منشا قدرت ایران به رخ جهانیان کشیده شود. فتح و ظفر امروز ایران، فردوسی غیوری را می‌خواهد که با تمام وجود خود بخواند «دریغ‌ست ایران که ویران شود؛ کنام پلنگان و شیران شود.»
همزمان با آغاز دفاع مقدس سوم، هنرمندان غیور ایرانی پا به میدان گذاشتند تا تکلیف خود در نمایش عظمت ایران به تصویر بکشند. از حماسه‌سرایی مدیحه‌سرایان که نماهنگ‌های «بزن که خوب می‌زنی» مهدی رسولی و «باید برخاست»محسن محمدی‌پناه از جمله آن است تا خوانندگانی که با موسیقی‌های خود به دفاع از ایران پرداختند، که «حسبی‌الله» محسن چاوشی، «خدا، مادر، وطن» و «من ادامه می‌دمت» رضا صادقی و «شوکت جاودان» مصطفی راغب نمونه‌هایی از آن هستند. کارگردانان متعددی دست به دوربین شدند که مجموعه‌های تلویزیونی «سرو، سپید، سرخ» و «اهل ایران» پاسخ به‌هنگام سینمای ایران به دفاع مقدس سوم است. همچنین مستندسازهای متعددی در تلاش برای نمایش حقیقت جنگ هستند. تصویرسازها، نقاش‌ها و کاریکاتوریست‌های ایرانی نیز در به تصویر کشیدن قدرت ایران و هجو دشمنانش دست به قلم شدند. اتفاقی که به نظر می‌رسد سرآغاز مسیری نوین در تاریخ هنر ایران است.
دفاع مقدس سوم سراسر سوژه، قصه و درام است. داستان‌هایی که هر کدام توانایی پرداخت دارد. همان‌گونه که دفاع مقدس اول ظرفیت عظیمی در سوژه و داستان را در اختیار هنرمندان قرار داد، دوباره چنین فضایی مجدد در حال تکرار است. اگر روزگاری قصه‌ی مقاومت مردم ایران در خرمشهر و آبادان پرداخته می‌شد، امروز داستان پایداری مردم در خیابان قابلیت روایت دارد. اگر روزی مهاجر بر سینمای نقره‌ای به تصویر کشیده‌شد، امروز سینما باید دین خود را به حماسه‌ی شاهد 136 ادا کند. اگر روزگاری فرماندهان شهید دفاع مقدس اول چون باقری، باکری، زین‌الدین، بابایی، متوسلیان، هاشمی و… روایت شدند، امروز عرصه‌ی روایت حاجی‌زاده، سلامی، موسوی، پاکپور، تنگسیری و… فراهم شده‌است.
دفاع مقدس سوم حقیقتی منحصربه‌فرد است که باید روایت شود. اگر روزگاری شهید آوینی و نادر طالب‌زاده حماسه‌های رزمندگان و سربازان جبهه‌ی حق را به تصویر کشیدند، امروز عرصه روایت حضور عظیم مردم ایران در خیابان برای مستندسازان فراهم شده است. زیست مردمی که شجاعانه، عاقلانه، آرمان‌خواهانه و وطن‌پرستانه با فریاد الله اکبر بر لب و پرچم ایران بر دوش درس‌هایی که از عاشورا را گرفته‌اند را امتحان پس می‌دهند، قطعا دیدنی و شنیدنی است. مردمی که با ایمان‌شان مقابل آهن دشمن ایستادند و آن را به عقب راندند برای هر انسان آزاده‌ای ستودنی است.
دفاع مقدس سوم نماد وحدت کلمه‌ی مردم ایران است. روایت دفاع مقدس سوم علاوه‌بر آن‌که روایت تک‌داستان‌ها و خرده‌روایت‌های مردم را فراهم می‌سازد، می‌تواند به عنوان یک کل واحد و بهم پیوسته روایت شود. چندین میلیون ایرانی که درد و سرنوشت مشترکی دارند، لباس یک‌رنگی به تن دارند، پرچم واحدی بر دست گرفته و شعار یکسانی می‌دهند، می‌توانند قصه‌ی مشترکی هم داشته باشند. باید حضور مردم و یکپارچگی و وحدتشان به تصویر کشیده شود. نقصان آثار تولیدی دفاع مقدس سوم تاکنون همین است که حضور مردم آنچنان به تصویر کشیده نشده‌است. مردم می‌توانند گره‌گشای داستان باشند و بار نقطه‌ی عطف را به دوش بکشند.
دفاع مقدس سوم باید سرمایه‌های هنری دفاع مقدس اول را زنده کند. جنگ رمضان می‌تواند نفسی تازه بر سینمای ژانر دفاع مقدس بدمد و فصلی نوین بر تاریخ سینمای ایران باشد. ژانری که تنها ژانر بومی سینمای ایران است و سرمایه‌ی انباشته‌ی کارگردانان بزرگ سینمای ایران است. این ژانر می‌تواند به‌روز شود و ویژگی‌های جدیدی بپذیرد و رونق گیرد. همچنین ادبیات پایداری که بن‌مایه‌ی خود را از دفاع مقدس و انقلاب اسلامی وام گرفته، می‌تواند به صدر استقبال مخاطبان بازگردد. تاریخ شفاهی که از ابداعات بی‌نظیر ادبیات ایران است و همچنان مورد استقبال مردم قرار می‌گیرد، می‌تواند برای دفاع مقدس سوم آغوش باز کنند. همان‌گونه که روزی «پایی که جاماند» زندگی سیدناصر حسینی‌پور را روایت کرد، امروز سزاوار است کتابی زندگی حسین محمدی که دست و پایش را پای لانچر جا گذاشته روایت کند.
همان‌گونه که در تاریخ، همواره هنر ایرانی خود را وقف ستایش ایرانیان و حماسه‌هایشان کرده، امروز نیز باید هم‌پای بعثت مردم ایران هنرمندان مبعوث شوند تا صدای‌شان را به دنیا برسانند و چنین مردمی را در عالم فراگیر کنند. این دین بزرگ هنرمندان به بزرگ‌ترین مردم دنیاست که با وحدت‌شان حول جمهوری اسلامی ایران در مقابل بزرگترین دشمن بشریت ایستادند و با ایمان‌شان مهمترین سلاح دشمن که همان ترس است را بی‌اثر کردند. اگر فردوسی بزرگ کنون می‌زیست، ایران‌نامه‌ای به وسعت ایران می‌سرود.

سیدمحمدعلی قربانی

سیدمحمدعلی قربانی کارشناس ارشد مدیریت رسانه و منتقد سینما و فرهنگ و دبیر تولیدات تصویری عصرایرانیان است

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم