در دو روز گذشته ترافیک ترددهای دیپلماتیک به تهران افزایش یافت. علاوه بر وزیر کشور پاکستان که به تهران آمده بود، فرمانده ارتش پاکستان سید عاصم منیر نیز به تهران آمد و دیدارهای دوجانبه متعددی با رئیس جمهور، رئیس مجلس و وزیر امور خارجه داشت. خبرهایی نیز از حضور یک هیات قطری منتشر شد که طبق صحبت بقایی سخنگوی وزارت خارجه که به تازگی با حکم قالیباف به سخنگویی تیم مذاکره کننده میناب ۱۶۸ نیز منصوب شده است، برای تسهیل در روند دیپلماتیک بوده است.
بعد از آنکه عاصم منیر تهران را ترک کرد، بقایی در مصاحبهای با صدا و سیما گفت که در مرحله نهایی کردن یادداشت تفاهمی هستیم که قرار است چارچوبی برای مذاکرات در طی ۳۰ تا ۶۰ روز آینده باشد تا جزییات مشخص شود.
شبکه الجزیره به نقل از یک مقام ایرانی نیز گزارش داد که تفاهمنامه شامل پایان جنگ، لغو محاصره، باز کردن تنگه هرمز و خروج نیروهای آمریکایی از منطقه جنگی است. تفاهمنامه شامل مسائل هستهای نمیشود زیرا پیچیده هستند و به زمان کافی برای مذاکره نیاز دارند.۳۰ روز پس از توافق، میتوان در را برای مذاکرات هستهای باز کرد.
ترامپ در واکنش به این تحولات گفت که توافقی را میپذیرد که به موضوع غنیسازی و اورانیومهای غنی شده بپردازد. او گزینه توافق یا جنگ را ۵۰-۵۰ دانست. گفت یا توافق میکنیم و یا به آنها [ایران] ضربه میزنیم.
بیاییم یک مرور کوتاهی روند مذاکرات را از ۱۹ فروردین تا امروز داشته باشیم تا وضعیت فعلی برایمان روشنتر شود. ایران طبق بیانیه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، به دلیل آنکه آمریکا ده شرط ایران را پذیرفته بودند، آتش بس و آغاز مذاکرات را پذیرفت. در این ده شرط مدیریت تنگه هرمز، غرامت، خروج آمریکا از منطقه، رفع کامل تحریمها و … قرار داشت.
اما با شروع مذاکرات مشخص شد که آمریکا به هیچ وجه ده نکته ایران را نپذیرفته و بلکه مانند گذشته و با رویکردی طلبکارانه وارد مذاکرات شده است. این برخورد سبب شد در تهران نسبت به مذاکرات انتقادها شدت یافته و اصلاحات مهمی در روند مذاکرات صورت گیرد. از جمله این اصلاحات میتوان به خارج کردن موضوع هستهای از میز مذاکره اشاره کرد. موضوعی که رهبر انقلاب در پیامشان به مناسبت روز ملی خلیج فارس، به عنوان مطالبه ۹۰ میلیون ایرانی به آن اشاره داشتند و تصریح کردند که فناوری هستهای مانند مرزهای خاکی، آبی و هوایی از سوی ایرانیان پاس داشته میشوند. اصلاحاتی در موضوع مدیریت تنگه هرمز و پذیرش آتش بس نیز صورت گرفت که در یادداشت «پدیده مذاکرات اصلاح شده» در ۲۲ اردیبهشت ماه به آن پرداختم.
بعد از اصلاحات مذکور، طرح ۱۴ بندی از سوی ایران ارایه شد و چندین رفت و آمد روی آن صورت گرفت. ترامپ نیز چند بار نسبت به پیشنهادهای ایران ابراز نارضایتی کرد و آن را غیرقابل قبول خواند. هفته گذشته نیز در یک خبرسازی ترامپ اعلام کرد که حمله برنامهریزی شده به ایران را لغو کرده چرا که حاکمان عرب کشورهای خلیج فارس از او چنین درخواستی کردند و همچنین مذاکرات با ایران درحال پیشرفت است.
سفر عاصم منیر در انتهای این روند است. از اخبار منتشر شده فهمیده میشود که ایران کماکان بر اصلاحات صورت گرفته در مذاکرات اصرار دارد. همچنین پاکستان به عنوان میانجی این مذاکرات با ایران به مفاهمه رسیده است و لذا گام نهایی برای تفاهمنامه صورت پذیرفته است. اما همانند تجربیات گذشته بخش اصلی پذیرش این تفاهم از سوی آمریکا است. چیزی که به نظر سخت و حتی غیر ممکن است.
در اردیبهشت ۱۳۸۹ ایران تجربهای شبیه به این را داشته است. زمانی که دو کشور ترکیه و برزیل بنا به درخواست آمریکا، پیشنهادهایی برای ایران آوردند و در یک فرایند دیپلماتیک به همراه گفتگوهای فشرده به تفاهمنامهای رسیدند که با نام «بیانیه تهران» شناخته شد. این تفاهمنامه در حضور روسای سه کشور (ایران، برزیل و ترکیه) امضا شد اما عمر این تفاهمنامه به چند ساعت نرسید و آمریکا بلافاصله با آن مخالفت کرد.
الان نیز بعید به نظر میرسد آمریکا این تفاهم را بپذیرد. حرفهای ترامپ نیز این را تایید میکند. احتمالا باید انتظار پیشنهاد جدید آمریکا را روی این تفاهم داشته باشیم. گزینه دیگر آغاز مجدد جنگ است که نشانههای مهمی نیز برای آن وجود دارد. در مجموع هر دو گزینه وزن یکسانی دارند، یعنی به همان میزان که ترامپ تمایل به حمله مجدد دارد، به همان میزان هم از درگیر شدن مجدد در جنگ دوری میکند.
همزمان نیروهای مسلح ایران نیز در بیانیههایی تاکید کردند که برای هر نوع ماجراجویی نظامی دشمن آماده هستند و صحبتهای قالیباف با عاصم منیر نیز روی همین موضوع تاکید داشت. این موضعگیریها برای اصلاح محاسبات ترامپ است و حتما در ارزیابیهای او مورد توجه قرار میگیرد.
رمزگشایی از رفت و آمدهای دیپلماتیک؛ مذاکرات بدون تغییر اساسی
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید