امروز: 1405/04/25 ساعت : 03:13

رژیم صهیونی جز با نابودی متوقف نخواهد شد

در منطق روشنِ جبهه مقاومت و بر اساس تجربه عینیِ تاریخ معاصر، آنچه این روزها در صحنه نبرد میان حق و باطل می‌گذرد، فراتر از یک درگیری مرزی یا منازعه سیاسی، تجلیِ ذاتِ تغییرناپذیرِ موجودیتی است که هویتش با جنایت و بقایش با خون‌ریزی گره خورده است. واقعه اخیر که در آن مدعیان جهانی صلح از پذیرش شروط ده‌گانه ایران سخن گفتند اما هم‌زمان، وحشیانه‌ترین تهاجم تاریخ رژیم صهیونیستی علیه لبنان و ضاحیه رقم خورد، بار دیگر این حقیقت را عیان کرد که هرگونه سخن از آتش‌بس در قاموس این رژیم، تنها یک فریبِ تاکتیکی برای «تنفس مصنوعی» و تجدید قواست. تجربه جان‌کاه یک سال گذشته در غزه، پیش روی چشمان جهان است؛ باریکه‌ای که به قتل‌گاه نوزادان و آزمایشگاهِ جنونِ صهیونیستی تبدیل شد، ثابت کرد که این غده سرطانی تا زمانی که حتی یک خشاب در اختیار داشته باشد، آن را به سمت قلبِ انسانیت نشانه می‌رود. رژیمی که در یک سال اخیر ابایی از تجاوز مستقیم به خاک جمهوری اسلامی ایران نداشته و با وقاحت تمام، حریم حاکمیت ملی ما را هدف قرار داده، نشان داده است که هیچ مرز و قانونی را برنمی‌تابد و هر زمان که در میدان نبرد زیر ضربات سنگین قرار می‌گیرد، با تکیه بر زرادخانه‌های جهانی و تسلیحات پیشرفته، به دنبال فرصتی برای بازسازی ماشین کشتار خویش است.

نگاهی به سیر تطور شرارت‌های این رژیم در سالیان اخیر، از ترور بزدلانه فرماندهان و مستشاران سرافراز ما در خاک سوریه تا جسارت‌های امروز در جبهه‌های مختلف، گویای یک استراتژی گام‌به‌گام برای آزمودنِ عزمِ مقاومت است. نباید یک تجربه تلخ را ده بار تکرار کرد و در پیله‌ تکرارِ آزموده‌ها گرفتار شد؛ چرا که تاریخ ثابت کرده است هرگونه سستی در برابر این موجودیتِ اهریمنی، تنها اشتیاق او را برای گزیدنِ جگرگاهِ مقاومت بیشتر می‌کند. امروز دیگر جای هیچ تردیدی باقی نمانده است که در این نبردِ وجودی، منطقِ «یا مرگ یا پیروزی» حاکم است؛ این جرثومه فساد اگر امروز در مبدأ خود نابود نگردد، برای نابودیِ تمامِ هستیِ تو کمر خواهد بست. عبور از ترورِ هدفمند مستشاران در دمشق به سمتِ جنگِ عیان در بیروت و تهران، زنگ خطری است که فریاد می‌زند زمانِ «مهار» به پایان رسیده و تنها راهِ صیانت از حیاتِ تمدنی، درهم‌شکستنِ استخوان‌های این ماشینِ ترور است، پیش از آنکه او فرصتِ تکرارِ جنایت‌هایش را علیه کلیتِ جبهه حق بیابد.

این موجودیتِ منحوس که امروز با استفاده از هوش مصنوعی برای نسل‌کشی و ترورِ راویان حقیقت همچون خبرنگاران مجاهد، در پی تحمیل سکوت بر جهان است، در ذات خود یک «گروهک تروریستی مجهز به دولت» است که آرمانِ سیاه «نیل تا فرات» را در سر می‌پروراند. استدلال‌های راهبردی حکم می‌کند که این خطر را نباید در مقیاس فعلی محدود دید؛ چرا که اگر این موجودیتِ شرور که امروز با جمعیت و امکاناتی محدود چنین جهان را به لجن کشیده است، فرصت رشد و تکثیر یابد، اشتهای سیری‌ناپذیرش تمامِ بشریت را خواهد بلعید. صهیونیزم ثابت کرده است که ابزار در دست او، همواره ابزارِ شر است؛ تا زمانی که جنگنده دارد، آسمان را به جهنمِ غیرنظامیان تبدیل می‌کند، تا زمانی که تانک دارد، به غصبِ زمین و جولان ادامه می‌دهد و تا زمانی که بمب دارد، به ترور و وحشت‌آفرینی دست می‌زند. منطقِ قرآنی و عقلانی جبهه حق به ما می‌گوید که حتی اگر این رژیم خلع سلاح شود، نفسِ «موجودیتِ نحس» او منشأ ناامنی و فتنه است. لذا، راهبرد نهایی نمی‌تواند مهار یا عقب‌نشینی باشد؛ چرا که هر روز تنفسِ این زالویِ تمدنی، به معنای یک روز تقویت برای کشتاری وسیع‌تر است. بر همین اساس، اعلامِ مقتدرانه انسداد تنگه هرمز و هشدار صریح فرماندهی هوافضای سپاه مبنی بر تدارکِ پاسخی قاطع، نه یک کنش نظامی صرف، بلکه تلاشی مقدس برای جراحیِ این غده سرطانی از کالبد جهان است. حقیقتِ میدان این است که برای این ماشینِ کشتار، هیچ تضمین عینی و راهکار پایانی جز «نابودسازی کامل» متصور نیست، چرا که هستیِ او در گروِ نیستیِ عدالت و انسانیت بنا شده است.

رضا صالحی

رضا صالحی روزنامه نگار و عضو شورای سردبیری عصر ایرانیان می باشد.

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم