آغاز دور جدید تجاوزات مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی به تاسیسات و دانشمندان هستهای ایرانی، ناکارآمدی آژانس انرژی اتمی در عمل به تعهدات خود ذیل ماده 4 معاهده NPT را ثابت کرد. از این رو، ضروری است خروج از پیمان NPT براساس ماده 10 آن صورت گیرد.
با آغاز دور جدید تجاوزات مشترک آمریکایی- صهیونیستی به ایران در 9 اسفند ماه 1404 و ترور رهبر انقلاب اسلامی ایران و بسیاری از مقامات نظامی، امنیتی و سیاسی بلندمرتبۀ کشور، همچنان بر محور بهانههایی واهی اتفاق افتاده است. یکی از مهمترین آنها، احتمال دستیابی ایران به سلاح هستهای است. این در حالی است که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، پس از حملۀ کشورش به تأسیسات هستهای ایران در فردو، نطنز و اصفهان در تیر ماه سال گذشته، مدعی نابودی کامل امکانات هستهای جمهوری اسلامی ایران شده بود.
پس از گذشت چند ماه از آن حملات، آمریکا و رژیم صهیونیستی جنگی گستردهتر علیه ایران را آغاز کردند و این بار نیز به مراکز هستهای ایران چون نطنز، اراک هجوم بردند. این دفعه حتی نیروگاه اتمی بوشهر که کارشناسان روسی در آن مستقر بودند نیز مصون نمانده و مورد اصابت پرتابههای دشمن قرار گرفته است. همچون گذشته، آژانس انرژی اتمی در واکنش به این اقدامات نهتنها صرفاً به سخنوری و صدور بیانیه اکتفا کرده و هیچ اقدام مشخصی در حمایت از ایران و جلوگیری از تجاوز به صنعت صلحآمیز هستهای کشور، انجام نداده است بلکه با ارائه اطلاعات حساس به رژیم صهیونیستی (کشور غیرعضو) و آمریکا (کشور عضو) به شریک جرم این جنایات تبدیل شده است. همچنین رافائل گروسی، دبیرکل آژانس، باوجود خیانت چندباره آمریکا در میانه مذاکرات، همچنان بر بازگشت به میز مذاکره تاکید میکند؛ مذاکراتی که به گفتۀ وزیر خارجۀ عمان، بدر البوسعیدی، با پیشنهاد شگفتآور ایران برای رسیدن به توافق و پیشگیری از جنگ همراه بوده است.
با توجه به اینکه همکاریهای گستردۀ ایران با آژانس برای راستیآزمایی و مذاکره با آمریکا و اروپا در ادوار مختلف برای اطمینانبخشی از عدم نیل به سلاح هستهای هیچ آوردۀ ملموسی برای کشور نداشته و درنهایت به تهاجمی بیسابقه به کشور منجر شده، اهمیت خروج ایران از پیمان منع اشاعه یا NPT بیش از پیش حس میشود. تصمیم به خروج از این معاهده، بر اساس مادۀ 10 آن پیشبینی شده است. بر این اساس، درصورتیکه «مصالح عاليۀ كشور» به خطر افتد، حق خروج وجود دارد. چه چیزی بدتر از حملۀ دو کشور اتمی به کشوری است که صنعت هستهای آن بیشترین نظارتها در جهان را به خود دیده و عملکردش به تأیید آژانس رسیده است؟ چه چیزی بدتر از ناکارآمدی آژانس، بهعنوان متولی پیمان، در حمایت از کشور مورد تجاوز است؟ امروز وضعیت ما به گونهای است که توجیهی برای تداوم همکاری با آژانس وجود ندارد.
در این بین، باید توجه داشت که ماندن در معاهده و عدم همکاری با اتکای به قوانین داخلی، خطر بیشتری برای ما دارد و بهانهای برای سیاسیسازی پروندۀ ایران و حتی ارجاع آن به شورای امنیت است. بنابراین، ضروری است خروج از NPT و پایان دادن به همکاری در دستور کار قرار بگیرد. در این صورت، دیگر بسیاری از فشارها بر ایران مبنای قانونی نخواهد داشت؛ چراکه ایران در این معاهده عضویت ندارد. همچنین ایران با این اقدام، وارد ابهام هستهای شده و توان چانهزنی خود را در مذاکرات آینده برای گرفتن امتیازات بیشتر افزایش افزایش خواهد داد.
یکی از نگرانیهای مهم در این زمینه، نوع واکنش چین و روسیه به این اقدام ایران است. آیا در صورت خروج ایران از NPT، این دو کشور حمایت از ایران را متوقف کرده و به کارزار فشار بر علیه ما میپیوندند؟ بعید است که اینطور باشد. برای هر دوی آنها، وجود یک ایران نسبتاً قدرتمند که بتواند نقش تعدیلگر دربرابر آمریکا را در غرب آسیا ایفا کند، مفید است. همچنین مهار بیثباتیهای منطقه و تنوعبخشی به منابع انرژی، عاملی است که چین را حامی ایران میسازد. از طرفی دیگر، نقش ایران در کریدور شمال- جنوب، موازنۀ ژئوپلیتیک در قفقاز و کاهش فشارهای تحریمی برای روسیه، شایان توجه است. یک دیپلماسی مناسب چین و روسیه را از پیوستن به فشارهای احتمالی غرب، پس از خروج ایران از NPT، برحذر میدارد.
بدین ترتیب، تداوم وضعیت پیشین در رابطه با آژانس انرژی اتمی و کوتاه آمدن دربرابر زیادهخواهیهای غرب، کمکی به کشور نکرده و نه تنها تحریمها را برنداشته، که پای ما را به جنگی همهجانبه باز کرده است. پس لازم است که مسئولان و تصمیمگیران کشور، خروج از «پیمان منع اشاعۀ سلاحهای هستهای» را بر اساس مادۀ 10 آن مورد توجه قرار داده و یکی از اهرمهای فشار را از بین ببرند.
زمان پایان مدارا با آژانس
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید