امروز: 1405/04/25 ساعت : 02:07

سردار جنگ نرم

در نقد تخریب پاورقی؛ از ارتش اسرائیل تا اقلیت‌های رانتی
راز محبوبیت پاورقی و دشمنیِ صهیونیست‌ها و غربگرایان با آن چیست؟

جهان امروز در لبه‌ی یک گسست تاریخی ایستاده است؛ نقطه‌ای که در آن انگاره‌های برآمده از دوران پس از جنگ سرد، تحت تأثیر ضربات کوبنده و هوشمندانه‌ی جبهه حق، در حال فروپاشی است. تحلیل اخیر «تیموفی بورداچف»، مدیر برنامه‌های باشگاه فکری والدای که در وب‌سایت راشا تودی (RT) منتشر شده، گواهی بر این مدعاست. او حمله فوریه ۲۰۲۶ آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران را نه یک نبرد منطقه‌ای صرف، بلکه تکانه‌ای ساختاری می‌بیند که «نظم پس از جنگ سرد» را با چالشی بی‌سابقه مواجه کرده است. واقعیت آن است که نظم تحت سلطه غرب، نه بر پایه حقانیت، بلکه بر مدار «ارعاب» بنا شده بود و اکنون با برخورد به سد مستحکم دکترین «ایستادگی فعال»، این مدار در هم شکسته است.
برنامه پاورقی را باید یکی از معدود تجربه‌های موفق طنز سیاسی در رسانه ملی دانست؛ برنامه‌ای که برخلاف بسیاری از تولیدات مقطعی و مناسبتی، توانسته در چند سال گذشته استمرار خود را حفظ کند و همچنان در میان مخاطبان تلویزیون و فضای مجازی دیده شود. همین استمرار، شاید مهم‌ترین ویژگی پاورقی باشد؛ برنامه‌ای که حالا از مرز هشتصد قسمت عبور کرده و همچنان تلاش می‌کند با حفظ ریتم و هویت خود، دچار فرسودگی نشود.
در سال‌هایی که بسیاری از برنامه‌های سیاسی تلویزیون یا به سرعت از آنتن کنار رفتند یا در تکرار فرم و محتوا گرفتار شدند، پاورقی سعی کرده با اضافه کردن آیتم‌های جدید، فضای برنامه را زنده نگه دارد. بخش‌هایی مانند «باغ اروپا» دقیقا با همین کارکرد وارد برنامه شدند؛ آیتم‌هایی که به برنامه اجازه دادند از قالب صرفِ اجرای استودیویی فاصله بگیرد و تنوع بیشتری در روایت طنز سیاسی ایجاد کند. این تغییرات باعث شد پاورقی در طول زمان، حس یک برنامه ایستا و تکراری پیدا نکند و فرزند زمانه خویش باشد.
«پاورقی» بیشتر از «فان» دیده می‌شود
اهمیت این برنامه زمانی بیشتر دیده می‌شود که آمارهای رسمی منتشرشده درباره میزان بازدید آن را کنار شرایط رسانه‌ای کشور قرار دهیم. پاورقی حالا به حدود ۲۲ میلیون بازدید در تلوبیون رسیده؛ عددی که برای یک برنامه طنز سیاسی در رسانه رسمی، قابل توجه است. این در حالی است که درباره بسیاری از برنامه‌های مشابه در پلتفرم‌های نمایش خانگی و فضای مجازی، اساسا آمار دقیق و شفافی منتشر نمی‌شود. برای مثال، درباره برنامه «نیمه شب» با اجرای امیرحسین قیاسی هنوز آمار تجمیعی دقیقی در دسترس نیست و مشخص نیست میزان واقعی بازدید آن در مجموع چه اندازه است.
از سوی دیگر، اگر بخواهیم صرفا بر مبنای آمارهای رسمی و در دسترس مقایسه کنیم، اتفاقا مقایسه پاورقی با برنامه «فان با ابوطالب» ارزش رسانه‌ای این برنامه را بیشتر روشن می‌کند. فان با ابوطالب با اجرای ابوطالب حسینی در یوتیوب، در مجموع حدود ۷۵۲ هزار بازدید ثبت کرده است. با توجه به تعداد قسمت‌های منتشرشده، میانگین بازدید هر قسمت این برنامه نزدیک به ۸۵۰۰ بازدید می‌شود. این در حالی است که میانگین بازدید پاورقی، با وجود بیش از هشتصد قسمت پخش‌شده، حدود ۲۶ هزار بازدید برای هر قسمت است؛ عددی که نشان می‌دهد برنامه توانسته در بلندمدت، مخاطب خود را حفظ کند و فرسایش طبیعی بسیاری از تولیدات روزمره را تجربه نکند.
این مقایسه زمانی معنادارتر می‌شود که به تفاوت فضای تولید دو برنامه توجه کنیم. «فان با ابوطالب» اساسا محدودیت‌های رسانه رسمی را ندارد و بارها شوخی‌های خارج از عرف رایج تلویزیون و حتی خارج از چارچوب‌های اخلاق عمومی، یکی از عوامل دیده‌شدن آن بوده است. در مقابل، پاورقی در چارچوب رسانه ملی تولید می‌شود و طبیعتا محدودیت‌های بیشتری در محتوا، فرم شوخی و خط قرمزهای رسانه‌ای دارد. با این حال، توانسته مخاطب قابل توجهی را برای خود حفظ کند و در فضای رسانه‌ای کشور، به یک برند ثابت تبدیل شود.
رتبه دوم در جنگ رمضان
بر اساس گزارشی که اخیرا منتشر شد، پاورقی در ایام جنگ و همزمان با ویژه‌برنامه‌های ماه رمضان، توانسته عنوان دومین برنامه پربازدید صداوسیما را کسب کند؛ اتفاقی که برای یک برنامه طنز سیاسی، قابل توجه است.
این موفقیت در حالی به دست آمده که رتبه نخست در اختیار برنامه «به وقت ایران» بوده؛ برنامه‌ای که اساسا از جنسی متفاوت با پاورقی است و طبیعتا در شرایط جنگی، ظرفیت بیشتری برای جذب مخاطب دارد. «به وقت ایران» یک برنامه تحلیلی و خبری است که به صورت مستقیم آخرین تحولات جنگ و اخبار منطقه را بررسی می‌کند؛ آن هم در شبکه خبر، شبکه‌ای که در روزهای بحران و جنگ، به طور طبیعی به مرجع اصلی پیگیری اخبار رسمی تبدیل می‌شود. از سوی دیگر، زمان پخش طولانی این برنامه نیز عامل مهمی در افزایش میزان بازدید و واچ‌تایم آن است. برنامه‌ای نود دقیقه‌ای، طبیعتا فرصت بیشتری برای نگه داشتن مخاطب و ثبت بازدیدهای بالاتر دارد.
با این حال، پاورقی با اجرای محمدرضا شهبازی توانسته در میان انبوه برنامه‌های سیاسی و تحلیلی ایام جنگ شبکه‌های دیگر سیما، رتبه دوم را به دست بیاورد؛ آن هم نه با فرم خبر یا تحلیل مستقیم، بلکه با اتکا به طنز سیاسی. این نکته اهمیت پاورقی را دوچندان می‌کند. در روزهایی که تقریبا تمام شبکه‌ها سراغ تولید برنامه‌های تحلیلی، میزگردهای سیاسی و پوشش خبری رفته بودند، پاورقی توانست از مسیر دیگری مخاطب خود را حفظ کند؛ مسیری که بر پایه طنز، روایت رسانه‌ای و بازخوانی متفاوت اخبار بنا شده است.
نکته مهم دیگر درباره پاورقی، نسبت هزینه و بازدهی آن است. این برنامه برخلاف بسیاری از تولیدات پرخرج تلویزیونی، ساختار پیچیده و هزینه‌بر ندارد. دکور محدود، فرم ثابت اجرا و اتکا به آیتم‌های محتوایی باعث شده هزینه تولید آن در مقایسه با بسیاری از برنامه‌های مشابه پایین‌تر باشد. اما در مقابل، خروجی رسانه‌ای برنامه قابل توجه بوده است؛ چه در میزان بازدید
توپخانه دشمن
در دوقسمت قبلی یادداشت تلاش کردم تا ارزش‌های «پاورقی» از بُعد آمار و ارقام بررسی کنم و اما بعد. چند روزی است که برخی از رسانه‌های داخلی در زمین دشمن باز می‌کنند. رسانه‌هایی که هرچیزی می‌شود از جهت «توپخانه دشمن برای تشخیص جبهه خودی» حرف میزدند اما «چشم و گوش بسته» در حالی به پاورقی و مجری آن حمله می‌کنند که نمی‌بینند حتی فارسی‌زبانان ارتش رژیم صهیونیستی هم چشم دیدن این برنامه را ندارند. و عوامل سازنده آن مورد تهدید دشمن قرار می‌گیرند.
به عنوان مثال، رسانه اصلاحات نیوز مطلبی منتشر کرده است با عنوان «پس زدن مردم در قاب رسانه ملی» میخواهد نعل وارونه به اتفاقات بزند. این همه رسانه‌ایست همین چند روز قبل به نقل از عباس عبدی، نوشت: «مردم موافق نظرات یک اقلیت رانتی از کف خیابان نیستند»
یا در سوی دیگر روزنامه‌ اصولگرای خراسان در حالی به این برنامه و رسانه ملی تاخته است که انگار نمی‌بیند توپخانه دشمن مشخصا چه تلاشی برای این دارد که مشکلات فعلی را برای مردم بزرگ‌نمایی کرده و مقاومت مردم را بشکند. انگار نمی‌بینند سخنگوی فارسی‌زبان ارتش اسرائیل، چگونه به دنبال تخریب این برنامه و دست‌اندرکاران آن است. و انگار نمی‌دانند که تضعیف جایگاه رسانه ملی در شرایط جنگی چه تبعاتی خواهد داشت. اینها همان جنس استدلال‌هایی است که چنین رسانه‌هایی برای هر حرف مخالف خودشان به کار می‌برند اما به خودشان که می‌رسد «آن کار دیگر می‌کنند»
اتفاقا مردم به خوبی می‌دانند پاورقی، جواب چه کسانی را داده و چه خطی دارد اما برخی رسانه‌های فارسی زبان ساکن تل‌آویو و لندن از کاه، کوه میسازند و برخی دیگر هم در داخل جهت توپخانه را تشخیص نداده در زمین آنها بازی می‌کند.کار به جایی رسیده که برخی اکانت‌ها نامعلوم فارسی نزدیک به برخی جریانات نیز عملا محمدرضا شهبازی و خانواده‌اش را تهدید می‌کنند. اتفاقی که دقیقا از سوی سلطنت‌طلب‌ها و فارسی‌زبانان ساکن تل‌آویو نیز بارها از همان روزهای شروع این برنامه تکرار شده است.

امیرحسین کرکوندی

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم