امروز: 1405/04/25 ساعت : 05:25

سعید جلیلی نماد گفتمانی دورۀ جدید جمهوری اسلامی ایران

یک توتییتی از خبرنگار معروف آمریکایی دیدم که در واکنش به توییت صفحه غیررسمی سعید جلیلی نوشته بود: «سوال این است آیا سعید جلیلی اجماع نظام سیاسی ایران را نمایندگی می‌کند یا نه؟» من برایش نوشتم که او نماد گفتمانی دوره جدید جمهوری اسلامی ایران است. اما دلایل من برای این حرف چیست؟
به نظرم کافیست مولفه‌های تشکیل دهنده گفتمان دوره جدید جمهوری اسلامی ایران را بررسی کنیم و آن را با مولفه‌های گفتمانی که سعید جلیلی در طول سال‌های قبل خصوصا دو سال گذشته عرضه کرده است مقایسه کنیم. دوره جدید جمهوری اسلامی ایران پس از شهادت امام سید علی خامنه‌ای در آغاز جنگ رمضان آغاز شد و با انتخاب آیت‌ الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای به عنوان رهبر جدید انقلاب اسلامی کامل شد و کماکان ادامه دارد تا فصل جدیدی از تاریخ جمهوری اسلامی ایران را بسازد.
اولین و شاید مهمترین مولفه حضور حداکثری مردم و نقش‌آفرینی در میدان است. مردم ایران از اولین شب جنگ رمضان تا الان در میادین و خیابان‌های نه فقط تهران، بلکه تمام شهرها و حتی روستاها حضور دارند. آنها علی‌رغم وارد شدن مصیبت بزرگی همچون شهادت رهبر عزیز انقلاب از صحنه خارج نشدند و تهدیدات و ترورهای دشمن نیز آنها را از صحنه خارج نکرد. این حقیقت که الان ظهور بیرونی پیدا کرده است مصداق شعار سعید جلیلی در انتخابات سال گذشته است: «هر ایرانی یک نقش پرشکوه». او همچنین در روزهای پس از کودتای نافرجام دی ماه با حضور در میان نمازگران مساجد متعدد روی این مهم تاکید داشت. حضور فعال و موثر مردم و احیای مساجد به عنوان مراکز انسجام مردم از مزیت‌های گفتمانی سعید جلیلی بوده است.
وحدت کلمه مولفه مهم دیگری است که گفتمان دوره جدید را می‌سازد. مردم ایران وحدت حول کلمه دفاع از کشور، انتقام و تبعیت از رهبری را به خوبی درک کرده و آن را عمل می‌کنند. آنها فرق بین وحدت حول یک مساله ملی و وفاق سیاسی بدون محور و تنها برای قدرت را می‌فهمند. در این روزها مردم اجازه طرح حرف‌هایی مخالف وحدت را نمی‌دهند. همه دیده‌اند که مردم با افرادی که صحبت از مذاکره و آتش بس زودهنگام با دشمن می‌کنند چگونه برخورد می‌کنند حتی اگر آن فرد یکی از مقامات بلند پایه باشد. این مولفه همیشه مورد تاکید سعید جلیلی بوده است. او در ایامی که همه از وفاق سیاسی بدون مبنا صحبت می‌کردند، وحدت کلمه را مطرح کرد تا اهمیت وجود یک کلمه حق برای محور وفاق بودن را برجسته کند.
مولفه بعدی انتخاب مقاومت در برابر دشمن به جای مذاکره و امتیاز دادن و اعتمادسازی است. بعد از تحمیل جنگ جدید از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی در میانه مذاکرات هسته‌ای برای همه روشن شد که دیپلماسی و مذاکره راه کار کاهش تهدیدات از سوی آمریکا نیست. بلکه آن را افزایش می‌دهد. این فهم جدید همان چیزی است که جلیلی بارها و بارها در سال‌های گذشته آن را بیان کرده و بی‌فایده بودن و خطرناک بودن آن را نیز یادآور شده است. بعد از جنگ ۱۲ روزه تعبیر «گوساله سامری» را برای توضیح جایگاه مذاکره در نگاه غرب‌گراها استفاده کرد که برای خیلی‌ها گران آمد. حالا اما همه این واقعیت را پذیرفته‌اند که مذاکره نه رفع تحریم و نه رفع تهدید می‌آورد.
مولفه دیگر تغییر رویکرد از تنش‌زدایی به تهدیدزدایی در سیاست خارجی است. اکثر نخبگان و مردم ایران این را به خوبی درک کرده‌ و بیان می‌کنند که صرف توقف تنش امر مفیدی نیست بلکه باید تهدید را از کشور دور کرد. برای همه تجربه جنگ ۱۲ روزه این را نشان داد که توقف تنش بدون رفع تهدید سبب می‌شود بعد از چند ماه مجدد تنش ایجاد شود و هزینه بیشتر از قبل بر کشور تحمیل کند. سعید جلیلی سالهاست که این را به عنوان یک مساله اصولی و رویکردی که باید بر سیاست خارجی حاکم باشد مطرح می‌کند.
نگاهی که سال‌های در میان تصمیم‌گیران کشور حاکم بود و معتقد بود با تنازل از مواضع و پذیرش مطالبات غربی تنش‌زدایی کند تا شاید روابط غرب با ما بهتر شود، در این دوره جدید و میان مردم جایگاهی ندارد. تجربه سال‌ها مذاکره و امتیازدادن و اعتمادسازی برای تنش‌زدایی برای مردم روشن است. الان مطالبه مردم خروج از معاهده ان‌پی‌تی، معاهده مقابله با تامین مالی تروریسم (سی‌اف‌تی) و پالرمو هست که با همین نگاه غلط کشور به آنها پیوست. جلیلی از اولین و پیشگامان مخالفت با این منطق غلط و از روی ترس و ضعف بوده و الان مقبولیت اجتماعی این رویکرد بروز سراسری یافته است.
مولفه بعدی استفاده از ظرفیت ژئوپلتیک (جغرافیای سیاسی)‌ به عنوان یک فرصت است که در قضیه تنگه هرمز خودش را نشان می‌دهد. این موضوع آنقدر مهم هست که بخش مهمی از کلان موضوع پایان جنگ را تشکیل می‌دهد و ایران نمی‌خواهد این اهرم را رها کند. این ظرفیت‌ها در نگاه جلیلی خیلی بزرگ است و می‌تواند به عنوان یک مولفه ارتقا دهنده جایگاه ایران نگریسته شود. جلیلی بارها بر یک جهان فرصت پیش‌روی ایران برای جهش صحبت کرد و جریان‌های خودباخته و غرب‌گرا این حرف را مسخره می‌کردند. الان تنها یکی از این فرصت‌ها یعنی ظرفیت تنگه هرمز این چنین خودش را برجسته می‌کند.
یک مولفه دوره جدید فهمیدن این واقعیت است که برای رفع نقاط ضعف باید روی نقاط قوت تکیه کرد. نه اینکه با نشان دادن ضعف به فکر رفع آن باشیم. مردم ایران متوجه شدند که باید نقاط قوت خودشان را بروز بدهند و روی آنها تکیه کنند تا نقاط ضعف را برطرف کنند. تکیه بر انسجام ملی و وحدت کلمه، استفاده از قوت نیروهای نظامی و جغرافیای سیاسی که منجر به رفع محدودیت‌های اقتصادی و ارتقای جایگاه بین‌المللی شد. این همان جمله پرتکرار جلیلی است که تاکید می‌کند چگونه ضعف‌ها را باید برطرف کرد، با تکیه بر نقاط قوت. این منطق را جلیلی در برابر جریان غرب‌گرا می‌گفت که معتقد بودند باید مولفه‌های قدرت و قوت را معامله کرد تا ضعف اقتصادی برطرف شود. جمله‌ای باطل که نه تنها ضعف اقتصادی را رفع نمی‌کرد، بلکه آن را تشدید می‌کرد.
مولفه دیگر شکل‌ دهنده به دوره جدید جمهوری اسلامی ایران باور این حقیقت است که راه پیشرفت در دل مقاومت و ایستادگی بر مبانی و باورهای انقلاب است. همه مردم حتی آنهایی که به باور به مبانی انقلاب ندارند، این را دارند می‌بینند و تجربه می‌کنند. جلیلی در تمام کنش‌های سیاسی و اجتماعی خود این منطق را پیاده کرد و روی آن هم ایستادگی کرد. او هیچ گاه از مبانی خود برای تحقق پیشرفت عدول نکرده است چرا که آن را پیشرفت ندیده و یک سراب می‌داند. او معتقد است که مقاومت موجب پیشرفت می‌شود و همین الگو را دنبال کرده است.

مسعود براتی

مسعود براتی، کارشناس، تحلیلگر و نویسنده، متولد 1364 است.براتی در دولت سیزدهم معاون سازمان سرمایه‌گذاری و کمک‌های فنی و اقتصادی ایران و همچنین مشاور وزیر اقتصاد و دبیر کارگروه طرح‌های تحریم ناپذیر بود.

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم