مروری بر صوت منتشر شده از بیل کلینتون در خصوص سفر ترامپ به چین
با وجود سعی ترامپ برای ارائه یک نمایش پیروزمندانه از سفر به چین، اما سطح انتقادات از رویدادهای این سفر بسیا بالا رفته است. دو صوت منتشر شده از بیل کلینتون درباره ابعاد این سفر و این اظهار نظر از سوی وی که این سفر به نوعی نمایش فرسایش آمریکا بوده است با توجه به استدلالهایی که برای موضوع مطرح کرده، خطری بسیار جدی را برای آینده آمریکا تصویر میکند.
او میگوید آنچه که ترامپ به عنوان دستاورد از سفر به چین با خود به همراه آورد صرفا وابسته به نقلقولهایی است که هرگز روی کاغذ نیامده است. وعده خرید سویا از کشاورزان آمریکایی و خرید هواپیما خبرهای خوبی هستند که هرگز تحقق آن را حتی در زمانی که به صورت مکتوب انجام میشدند، در حد توافق شده انجام نمیگرفت.
کلینتون میگوید من روبروی رهبرانی چون شی جینپینگ نشستهام و بگذارید نکتهای را به شما بگویم: وقتی شما از یک اجلاس سران به خانه برمیگردید و نمیتوانید به مردم آمریکا بگویید آنچه به دست آوردهاید یک “تعهد” است یا صرفاً یک “بیانیه”، یعنی فردی که آن سوی میز نشسته، هفته بسیار موفقی را پشت سر گذاشته است.
کلینتون از یک واگذاری قدرت بیسروصدا صحبت میکند که نتایج آن در سالیان آینده به صورت واضح دیده خواهد شد. مسئله چین از قرن قبلی روی میز آمریکا بوده است و هر دو حزب آمریکا بر روی کنترل چین توافق داشتهاند. برنامه آنها وارد کردن چین به یک سیستم قانونمحور مانند سازمان تجارت جهانی بوده که بتوانند کنترل بیشتر بر روی آن داشته باشند ولی به اعتراف کلینتون موفق نبودهاند زیرا که چین از امتیازات این سیستمها استفاده کرد ولی همیشه متعهد به آن قوانین نبوده است. این تغییر روند آمریکاییها را مجاب کرده که یک تغییر رفتار در قبال چین لحاظ کنند که نشانههای آن را در جنگ تعرفهای ترامپ به راه انداخت میتوان مشاهده کرد. چین نیز در قبال این موضوع سکوت نکرد و تلافی این موضوع را با تکان دادن بازارهای مالی آمریکا و دود شدن تولیدات سویای این کشور، به آنها چشاند.
اما موضوعات پر اهمیت دیگری نیز در دل اتفاقات این سفر نهفته است. کلینتون معتقد است رئیس جمهور آمریکا نباید بدون داشتن اهرم فشار و همراه کردن و صفآرایی متحدانتان به چین برود. رئیس جمهور آمریکا باید با یک فهرست مکتوب از خواستههایی که باید به دست آورد پا به این سفر بگذارد. برای مثال نیکسون دو سال پیش از آنکه پایش روی باند فرودگاه پکن برسد، کیسینجر را مأمور کار روی آن پرونده کرده بود. حتی بوش پدر نیز که به اذعان خود آمریکاییها که چین را بهتر از هر رئیسجمهوری در تاریخ ما میشناخت، یک تیم برای این موضوع داشت. اما ترامپ با ترکیب متفاوتتری راهی این سفر شد.
کلینتون معتقد است وقتی با رهبری مانند شی جینپینگ مینشینید، نباید بر اساس “حس شهودی و درونیتان” پای آن میز بروید؛ بلکه باید با “تکالیف انجامشده و آمادگی کامل” حاضر شوید. باید با کاغذی بروید که خط به خط آن مشخص کرده باشد برای چه چیزی آمدهاید و حاضريد چه چیزی را واگذار کنید. چرا که طرف مقابل قطعاً این کار را انجام داده است. مشخصا شی جینپینگ با آمادگی کامل آمده بود. او پوشه مدارک داشت؛ او استراتژی داشت؛ و پشت هر جملهاش، یک سال کار مقدماتی نهفته بود.
اما پرزیدنت ترامپ با خود چه آورده بود؟ او مدیران عامل شرکتهای بزرگ را آورده بود: تیم کوک از اپل، ایلان ماسک از تسلا، جنسن هوانگ از انویدیا و بیش از ده نفر از قدرتمندترین رهبران تجاری آمریکا. به اعتقاد کلینتون این کار فینفسه ایرادی ندارد، اما ترامپ باید درک کند حضور این مدیران عامل خاص در پشت سر شما در پکن چه سیگنالی را مخابره میکند. اپل بیشتر محصولات خود را در چین تولید میکند. بزرگترین بازار رشد تسلا در چین است. انویدیا به تازگی تحت همین دولت مجوز یافته است تا دومین تراشه قدرتمند خود یعنی H200 را در بازار چین به فروش برساند. اینها شرکتهایی هستند که منافع مالی عظیمی در راضی نگه داشتن پکن دارند. وقتی در طول مذاکرات آنها را در کنار خود قرار میدهید، دقیقاً به طرف مقابل نشان میدهید که نقاط فشار و ضعف آمریکا کجا قرار دارد.
فاجعهتر از آن حضور اعضای خانواده و یک مجری تلویزیون در کنار ترامپ است. طبیعتا جایگزینی این افراد به جای مشاوران با تجربه در ترکیب تیم ترامپ بیشتر از پیش وضعیت اذهان را نسبت به بیبرنامگی وی در این سفر حساس میکند. نکته جالبتر صحبتهای کلینتون، اذعان به این موضوع با گزارههای بیشتری است. او میگوید: و بر اساس تمام گزارشهای رسمی، ترامپ بدون هیچگونه هماهنگی قابلتوجهی با متحدان ما به این سفر رفت؛ ما بدون موضع مشترک با ژاپن یا کره جنوبی، بدون هماهنگی با اتحادیه اروپا به تنهایی وارد شدیم.
مشکل اصلی آمریکا در این سفر تنها به این موارد محدود نمیشود. شاید مکتوب نشدن مواردی که ترامپ به عنوان دستاورد مطرح کرده کمترین مشکل سفر وی به چین باشد. جیمسون گریر، نماینده تجاری ایالات متحده، به بلومبرگ گفته که کنترلهای صادراتی روی نیمههادیهای پیشرفته، یعنی همان تراشههایی که هوش مصنوعی را تغذیه میکنند موضوع اصلی بحث نبودهاند. خود تعرفهها، یعنی همان عاملی که اساساً هر دو طرف را پای میز مذاکره کشاند، بر اساس اظهارات خود رئیسجمهور، اصلاً مورد بحث قرار نگرفتند. اما دردناکترین موضوع شاید در مورد تایوان باشد. در این دیدار شی علنا هشدار داد که مدیریت نادرست مسئله تایوان میتواند رابطه دو کشور را با «مخاطرهای بزرگ» مواجه کند. این اتفاق یک شوک به سیاست خارجه آمریکا است زیرا که ترامپ حتی از دادن پاسخ به این موضع چین عاجز بوده است.
کلینتون به شدت در مورد این موضوع ابراز نگرانی میکند. او میگوید: «در سالهای ۱۹۹۵ و ۱۹۹۶، زمانی که من رئیسجمهور بودم، چین شروع به شلیک موشک به آبهای اطراف تایوان کرد تا پیش از نخستین انتخابات مستقیم ریاستجمهوری در آنجا، ایجاد رعب و وحشت کند. هرگز تصمیمی را که در آن زمان گرفتیم فراموش نخواهم کرد؛ من دو گروه ضربت ناو هواپیمابر ــ یعنی ناوهای «ایندیپندنس» و «نیمیتز» ــ را به آن منطقه اعزام کردم. زیرا صلح در آن نقطه از جهان بستگی به این دارد که چین دقیقاً بداند موضع آمریکا چیست.»
پس از بازگشت ترامپ از چین یک خبرنگار از او پرسید: «آیا مردم تایوان باید بعد از دیدارهای شما با رئیسجمهور شی، احساس امنیت بیشتر یا کمتری داشته باشند؟» و ترامپ پاسخ داد: «خنثی».
خبرنگار در سوال بعدی خود در خصوص بسته تسلیحاتی ۱۴ میلیارد دلاری از ترامپ سوال کرد. همان بستهای که کنگره سال گذشته تصویب کرده ولی ترامپ امضای اجرایی شدن آن را انجام نمیدهد. او در مورد آن اینگونه میگوید:«شاید انجامش دهم، شاید هم نکنم.» ترامپ به چشم یک برگ برنده برای مذاکرات با چین به آن نگاه میکند. در ادبیاتش به دنبال تنبیه تایوان است و گفته که تایوان صنعت تراشهسازی ما را دزدیده است. او گفته نمیخواهد برای جنگیدن ۹۵۰۰ مایل مسافت را طی کند و اشاره کرد که رئیس جمهور تایوان صرفاً تلاش دارد آمریکا را به یک مناقشه بکشاند و ترامپ قصد دارد آمریکا را ازجنگ دور نگه دارد.
کلینتون در این باره میگوید: «میخواهم به نکتهای اشاره کنم چون اهمیت بالایی دارد: بسته تسلیحاتی که او در تاییدش دودل است، با حمایت هر دو حزب به تصویب رسیده بود؛ جمهوریخواهان و دموکراتها در کنار هم. و درست پس از پخش این مصاحبه، وزیر امور خارجه او، آقای روبیو، مجبور شد در تلویزیون حاضر شود و به جهان اطمینان دهد که سیاست ایالات متحده «بدون تغییر» باقی مانده است. وقتی کابینه خودتان مجبور میشود خرابکاری شما را جمع کند، این نشانه قدرت نیست؛ این یک تصمیم مدیریتی است که نیاز به بازنگری جدی دارد.
از نگاه کلینتون اقدامات ترامپ باعث بیاعتبار شدن آمریکا شده است. زمانی که رئیس جمهور آمریکا در قبال کشوری مانند تایوان که متحد آمریکا است با کلمات تردید آمیز صحبت میکند مشخصا سایر متحدان آمریکا نیز این سوال برایشان بوجود میآید که کشور بعدی کدام است؟ این بیاعتمادی کم کم به اقتاد و نابودی اعتبار دلار نیز خواهد رسید.
او در مورد پیامد این رفتار ترامپ چهار نتیجه را متصور میشود:
« نخست، انتظار داشته باشید پکن دست به آزمون بزند؛ آنها تقریباً همیشه این کار را میکنند. وقتی کنگره در دسامبر گذشته آن بسته ۱۱ میلیارد دلاری قبلی را تصویب کرد، چین با رزمایشهای نظامی با مهمات جنگی در اطراف جزیره پاسخ داد. اگر باز هم شاهد چنین اقداماتی باشیم، شگفتزده نشوید.
دوم، فکر میکنم شاهد آن خواهید بود که کنگره، با اتحاد جمهوریخواهان و دموکراتها، برای به جریان انداختن و تصویب اجباری آن بسته تسلیحاتی اقدام کند. یک عزم فراحزبی در این باره وجود دارد که اتفاقاً نشانه امیدبخشی است.
سوم، نظارهگر متحدان ما در آسیا باشید. ژاپن، کره جنوبی، استرالیا و فیلیپین؛ آنها به طور محسوس اما بیصدا شروع به اتخاذ مواضع محافظهکارانه و تقویت بنیه دفاعی خود خواهند کرد، چرا که هیچکس نمیخواهد نفر بعدی باشد که در اعتبار کلام آمریکا تردید میکند.
چهارم، مسئله تراشهها در میان است. تایوان پیشرفتهترین نیمهرساناهای جهان را تولید میکند؛ قطعاتی که در تلفنهای همراه شما، خودروهایتان و کنسول بازی فرزندانتان به کار رفتهاند. گره زدن زنجیرههای تامین ما در یک مشاجره علنی، مستقیماً به جیب خانوادههای آمریکایی آسیب خواهد زد.
و طنز تلخ و دردناک ماجرا اینجاست: اظهارنظری که هدفش دور نگه داشتن ما از جنگ بود، ممکن است با تضعیف بازدارندگی، احتمال وقوع مناقشه را بیشتر کند، نه کمتر. این همان بخشی است که باید خواب را از چشمان همه ما برباید.»
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید