تأملی بر روند آتش بس
چرایی اشتباه بودن آتش بس:
برای اینکه آتش بس و پذیرش بازگشت به میز مذاکره را در این مقطع اشتباه بدانیم، دلایل متعددی را میتوان برشمرد. از جمله موارد زیر:
1 توقف جنگ در ساعاتی که دولت متخاصم تهدید و های و هوی کرده بود، اشتباه بود. و به غلط این پیام را صادر میکند که ملت ایران از ترس تهدید و توهین کودک کشی همچون ترامپ آتش را متوقف کرده و مهلت دو هفتهای مذاکره را پذیرفته اند.
2 زمان پذیرش و نوع اعلام آتش بس، خطر بزرگی برای اتحاد 39 روزهی مردم در خیابان های سراسر کشور داشت. خطری که با دو یا چند دستگی در باب پذیرش یا نوع نقش آفرینی در پسا آتش بس پتانسیل خدشه در اتحاد مقدس میلیونی و صرف انرژی و شور انقلابی و ملیگرایانه مردم به پای دعواهای فرعی را دارد.
3 به دشمن فرصت میدهد تا بتواند شرایط اقتصادی را به قبل از آغاز بحران 40 روزه برگرداند. این اتفاق با کاهش قیمت نفت و انتقال انرژی با استفاده از فرصت بازگشایی تنگه هرمز میتواند سرعت بیشتری بگیرد.
4 مسئولیت این تصمیم را هنوز کسی گردن نگرفته. همین الان و در ایامی که بدعهدی جدید آمریکا هنوز عملی نشده، باید بدانیم که مسئولیت هر اتفاقی در ایام مذاکرات با کدام افراد و یا ارگان هست؟ دیگر اجازه ندهیم مثل دفعات قبل منت هر توافق و ادعای واهی به ملت ابلاغ شود و پس از تو زرد از آب در آمدن ایده ها و وعده فروشی ها، یکی پس از دیگری سکوت کنند یا راهبرد «کی بود کی بود من نبودم» را در پیش گیرند. نباید آنها که علنی نوشتند و آنها که پشت پرده توئیتبازی حماسی، طرح های آتش بس را ارائه میدادند، از پذیرش مسئولیت عوارض احتمالی شانه خالی کنند.
5 مذاکره با غیرقابل اعتمادترینها: ما با شخصی به مبادله پیام میپردازیمم، که تعهدش نسبت به دخترش هم پایبندی سفت و سختی ندارد! آنوقت انتظار پایبندی به قول و قرارش با ایران و لبنان و دیگر کشورهای محور مقاومت داریم. فراموش نکنیم که آمریکا در طول تاریخ 250 سالهاش یک نمونه پایبندی به یک توافق(با هیچ کشور و ملتی) در کارنامه خود ندارد. این جمله حکیمانهی حضرت امام خمینی(ره) را فراموش نکنیم که فرمود: «بر فرض که آمریکا یک طرح صد در صد اسلامی- انسانی بدهد، ما باور نمیکنیم که آنها به نفع صلح و منافع ما گامی بردارند.اگر آمریکا و اسرائیل لا اله الّا اللَّه بگویند، ما قبول نداریم؛ چرا که آنها میخواهند سرِ ما کلاه بگذارند. آنها که صحبت از صلح میکنند، میخواهند منطقه را به جنگ بکشند.»
6 در شرایطی که مفاد دقیق شرایط دهگانه برای طرف خارجی و دشمن شفاف و روشن شده، هنوز جزئیات و مفاد دقیق آن برای مردم ایران روشن نیست! چقدر تلخ است که بگوئیم این مدل، شباهت زیادی با رویکرد دستگاه دیپلماسی در مذاکرات منتج به برجام دارد. متأسفانه در برجام هم نقد دلسوزان داخلی بر سر این بود که چرا جزئیات بسته پیشنهادی و متن تفاهم به سمع و نظر مردم و نمایندگان مردم قرار نمیگیرد، حال آنکه کشورهای طرف مذاکره همگی مطلع اند؟!!
7 تجربه های تلخ مذاکره و نمونه های موفق مقاومت؛ ما هرچقدر که در طول تاریخ 47 ساله، از نتیجه مذاکره شکست خوردهایم(حملهی منافقین در مرصاد 6 روز بعد از قطعنامه 598، توافق سعدآباد، توافق برجام، دو بار حمله به ایران در وسط مذاکره) در نبرد نظامی تجربه موفق داشتهایم. اینکه ما از تجربه های غالباً پیروز، به سمت تجربه های غالباً شکستخورده رفتهایم، طبیعتاً ریسک بزرگی ست.
8 قابل پیشبینی است که شروط منتشر شده تحت عنوان شروط ده گانه نمیتواند روحیه سلطه طلبی و غرور استکباری رئیس جمهور آمریکا را ارضا کند. و توسل زبانی ترامپ به این شروط نیز خطر «زمان خریدن» و «طراحی ضربه غافلگیرانه» را به همراه دارد. شاید اگر تا قبل از آتش بس احتمال حمله زمینی به حداقلترین کاهش یافته بود، الان باید برای این اتفاق آماده و دست به ماشه بود.
اما، اشتباه پنداشتن آتش بس نباید هممعنی با انکار موفقیت های حاصل شده در 40 روز اول جنگ تحمیلی سوم باشد. تا اینجا برای ما پیروزی های مهم و تاریخی حاصل شده، و نباید به سادگی آنها را در گفتار و نوشتار خود نادیده بگیریم. لیکن آنچه مهم است و باید بدان بپردازیم، وظایف ما در ادامه است.
اول از همه باید توجه داشت که اساسً حضور این 40 روز در خیابان ها، از همان اول با هدف حفظ سرزمین از گزند دشمنان داخلی بود. ضمن اینکه رهبر معظم انقلاب نیز در پیام اخیر خود بر تداوم این حضور تأکید نمودند، برای اینکه بدانیم حضورمان در خیابان هنوز هم حیاتیست باید از خود بپرسیم که امروز خطرات احتمالی دشمنان داخلی کمرنگ تر شده یا پررنگ تر؟ خطر تحرکات تروریست های مزدور داخلی بیشتر نشده باشد، کمتر نیست. خطر موج سازی های رسانهای و تلاش های غیرنظامی تروریست های فارسی زبان در رسانه های داخلی و خارجی برای تحمیل تسلیم در برابر دشمن وحشی چندبرابر افزایش یافته و کمتر نشده.
بنابراین، همچنان «خیابان» خط مقدم مردم است. خط مقدمی که باید علاوه بر «اصل حضور»، به نوع و پیام صادر شده از این حضور هم توجه داشت. وظایف و پیامی که زین پس خیابان به دوش میکشد چیست؟
پیام خیابان ها چه باشد؟
1 نه یکجانبه مارش پیروزی بزنیم(که معتقدیم هنوز با پیروزی مطلوب جبهه اسلام فاصله داریم)، و نه از مسیر آمده و اتفاق رُخ داده به نام آتشبس نا امید و سرخورده باشیم. لازم است موفقیت ها حراست و روایت شود، و برای ادامه مسیر تا تحقق پیروزی های نهایی مراقبت و مطالبه شود. این مراقبت و مطالبه در شرایط احتمالیِ مذاکره، میتواند بدون تخریب و البته محافظهکاری نسبت به مذاکره کنندگان ما صورت بگیرد.
2 نسبت ماهوی «ابزار دیپلماسی» با عرصه نظامی و عرصه مردمی، تناقض و تعارضی ندارد. اهدافی که با دیپلماسی باید دنبال کنیم، همان اهدافیست که مردم در میادین شهر و روستا، و نیروی نظامی ما پای لانچر و پدافند پیگیری میکردند. گمان و باور نکنیم که با رفتن به پای میز مذاکره، اهداف مان تغییر کرده. خواسته های صریح ما مبنی بر «امنیت پایدار»، «رژیم حقوقی جدید در تنگه هرمز»، «خروج پایگاه های نظامی در غرب آسیا»، «پرداخت تمام خسارت های تحمیل شده بر مردم»، «لفو تحریم های تحمیل شده بر ملت ایران»، «پذیرش حق غنی سازی»، «اذهان به حمله نکردن مجدد به ایران و متعهدان» چیزی نیست که بدون تحققش، بشود برای نتیجه مذاکره کف زد.
3 کمترین نقض عهدی از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی باید پایان آتش بس تلقی شده و ایران پاسخی در سطح بالاتر بدهد.
4 تأکید و تصدیق کنیم که مقاومت و صبر هم معنی اند. اینروزها مقاومت چیزی جز صبر، و صبر چیزی جز مقاومت نیست. پس اساساً فراموش نکنیم که اگر در برابر سختی ها و تلخی های ناشی از جنگ با جبههی کفر کوتاه بیاییم و بترسیم و اصطلاحاً به دشمن پشت کنیم، وعده خداست که با ذلت و خواری، هزینه ها و تلفاتی بیشتر از تلفات ناشی از جنگ مستقیم خواهیم داد. هم هشدار رهبر شهید را به یاد داشته باشیم که: «عقب نشینی غیرتاکتیکی، غضب الهی را به دنبال دارد.»؛ و هم وعده آن امام شهید را که: «اگر مقاومت کردید، آنوقت قلّهای را فتح خواهید کرد که از بعد زمان رسول خدا تا امروز انجام نگرفته»
شرط نصرت الهی «جهاد»، و «صبر: در برابر سختیهای کوتاهمدت آن است. «وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُه»
5 ایستادن بر یگانه عامل اتحاد: مهم ترین عامل اتحاد ملت مبعوث شده در این 40 روز، «نبرد با آمریکا و رژیم صهیونیستی» بوده، و باید باشد. اتحادی که تحسین رهبر معظم انقلاب نسبت به میلیونها مردم حاضر در میادین و خیابان های کشور را به همراه داشت. آنچه دغدغه مشترک همه مردم بوده مبارزه و کوتاه نیامدن در برابر دشمن آمریکایی صهیونی ست. دغدغه مشترکی که امروز هم هیچ تغییری نکرده و نباید بکند. میتوان باوجود طی شدن روند دیپلماسی، با تمرکز و تأکید بر این اصل، هر اختلاف و تشکیکی را در میان خود در نطفه خاموش کنیم. با رصد دقیق و جزئی تحولات و مواضع موجود در مذاکرات، با حفظ تعهد نسبت به شعار «مثلی لا یبایع مثله» در خیابان ها بر روی مذاکرات اثرگذاری خود را حفظ کنیم.
6 جدیدترین ابزار تهدید دشمن را بشناسیم: دشمن آمریکایی بیش از چند دهه با «تهدید جنگ» سعی بر تحمیل اراده خود به ملت ایران را داشت. در هر دوره از مذاکرات نیز این تهدید را چماقی برای وادار کردن ایران به کوتاه آمدن میکرد. اکنون که ابزار جنگ را هم امتحان کرد و با عملی شدن تهدیدش و شفاف شدن بی ثمری و توخالی بودن آن، این اهرم بی اثر شده است. جدیدترین اهرم فشار و ابزار ترساندن آمریکایی ها، «حمله به تأسیسات» میباشد که احتمالاً زین پس دائماً شاهد شنیدنش خواهیم بود. وظیفه همه این است که به تبئین توخالی بودن این تهدید و کم اثری آن در مقایسه با تسلیم شدن بپردازند. لازم است به این سؤال پاسخ داده شود که هزینه سازش و تسلیم بیشتر است یا هزینه تخریب برخی تآسیسات کشور؟
7 نسبت مان با امام جامعه را بشناسیم: تجربه مذاکرات دهه 90 و توافق حاصل شده از آن، نشان داد که یکی از ابزارهای ساکت کردن دلسوزان نظام و انقلاب، برچسب «همه چیز طبق نظر رهبریست» و «تا زمانی که رهبری مخالفت صریح نکردهاند، باید سکوت کرد!»، با اشخاص ظاهرالصلاح همه منتقدان و کارشناسان را با بایکوت و برچسب زنی از میدان خارج کردند, تا نتیجهاش بشود عدول از همه شروط رهبری در برجام.
سخنان سالهای اخیر رهبر شهید در باب غلط دانستن مذاکرات دهه 90 و همچنین پیام های اخیر آیت الله سیدمجتبی خامنهای مبنی بر «حفظ حضور مؤثر در صحنه»، «رهبری امت» و «فریادهای شما در میادین، در نتیجه مذاکرات مؤثر است» مؤید این است که «بیداری امت» تا چه میزان در تحقق «رهنمود امام» مؤثر است. باید مراقب باشیم که هر سخنی که پیام و نتیجهاش منفعل و ساکت کردن مردم باشد، ولو با شعارهای به ظاهر انقلابی، قصد بر هم زدن نسبت میان امت و امام داشته تا با فاصله انداختن میان این دو رُکن مهم، بتواند اهداف سیاسی و حتی نظامی خود را بدون ممانعت و مخالفت در پیش بگیرد. فریب نخوریم، و گویندگان دلسوز و باسابقهی آن را نصیحت به فریب نخوردن کنیم. مواضع رهبر انقلاب تا امروز در سه پیام منتشر شده از ایشان مشخص و واضح بوده است. هر تصمیم و حرفی در تعارض با آنها باید با دیوار سفت و انعطاف ناپذیر مردم حاضر در کف خیابان مواجه شود.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید