سه ماه از آغاز سومین جنگ تحمیلی و دفاع مقدس مردم کشورمان میگذرد، اما چندان خبری از نهاد سینمای ایران دراین ارتباط به گوش نمیرسد.
این درحالی است که دستگاه پروپاگاندای دشمن متجاوز بیکار ننشسته و برای ثبت تاریخی وقایع از دریچه نظامیگری خود، علاوه بر انواع شیوهها، ابزارها و امکانات بهروز و سرعتی، پرده سینماها را نیز نادیده نگرفته و مترصد اشغال سالنهای نمایش امریکای شمالی و بقیه کشورهای جهان در کمترین فاصله زمانی است، حالا پرسش جدی این است که سازمان سینمایی ایران و به طور مشخص، بنیاد سینمایی فارابی دراین رابطه چه میکند؟ قبل از بررسی این موضوع بهتر است مختصری به سینما در آنسوی جهان بپردازم. قضیه حکایت ازاین دارد که هالیوود به سیاق همیشه، وارد کارزار حمایت فرهنگی/هنری از نیروهای نظامی امریکا شده تا با تحریف تاریخ و اغراق در عملیات نفوذی، شکستها و بیآبروییهای سیاسی/تبلیغاتی ترامپ را بر پرده نقرهای جبران کند.
سینمای امریکا برای تولید فیلمی مهم و موثر، دست بهدامان مثلثی تجربه پس داده و موفق در ساخت اثار با پروداکشن عظیم شده است. نکته در خور توجه اینکه جریان ژورنالیستی حرفهای امریکا، بلافاصله پس از رویداد واقعی نجات دو خلبان امریکایی در منطقه اصفهان و سرنگونی هواپیمای اف۱۵ توسط نیروهای نظامی ایران کتابی را به رشته تحریر درآورده و توسط کمپانی نشر معروف «رپر کالینز » بهزودی منتشر خواهد کرد.
بنابراین فیلم مذکور اقتباسی از نوشته «میچل زوکاف» که قبلاً هم دراین زمینه کارنامه مقبولی دارد ، خواهد بود. «مایکل بی» کارگردان فیلمهای عظیم و پر حرف و حدیثی چون آرماگدون، پرل هاربر و … نیز توسط کمپانی مشهور یونیورسال حمایت مالی خواهد شد تا روایت جعلی در چارچوب رویای امریکایی اذهان مخاطبان جهان را درگیر و منحرف کند. پای کار آمدن مثلثی صاحب نام و پرتجربه از نویسنده و کارگردان و تهیه کننده، نشان میدهد که این اثر، پروژهای سرنوشت ساز برای جریان سیاسی/نظامی امریکا و گیشه سینمای جهان در سال آینده خواهد بود.
اکنون برگردیم به بررسی پرسش مطلع این مطلب. بنیاد سینمایی فارابی در جایگاه بازوی اجرایی سازمان سینمایی و اصلی تری حامی و سرمایهگذار تولید فیلم، خصوصا اثار بزرگ و به اصطلاح استراتژیک در ایران، اخیرا فهرست موضوعات در اولویت ساخت برای سال جاری را اعلام و رسانهای کرد، اما این فهرست که تقریبا سوژه و گرایشی نیست که در آن گنجانده نشده باشد، صرفا اشارهای کلی به دفاع مقدس و جنگ رمضان شده است.
به نظر میرسد که تدوین و تبیین کنندگان فهرست تولیدات مورد حمایت این بنیاد با نمیدانستهاند یا رودربایستی! داشتهاند که بلاخره باید چه موضوع مشخصی را سرتیتر قرار داده تا فیلمسازان به صورت مشخص به آن معطوف شوند، لذا همه گرایشات را تعیین و به عنوان موضوعات حمایتی خود ردیف کردهاند.
البته از سوی برخی نویسندگان و کارگردانهای دغدغهمند، منجمله جواد شمقدری، رییس اسبق سازمان سینمایی، خبری شامل تحقیق و پژوهش در باره واقعه سقوط اف ۱۵ و … منتشر شد، ولی اساسا و بنیادی رهیافتی دراین حد کفایت نمیکند چنانکه شاهد بودیم انتشار این خبر در برابر اقدامات هالیوودی دراین ارتباط بسیار ضعیف و کمرنگ بود.
انتظار میرفت و میرود که سازمان سینمایی و فارابی به عنوان اصلیترین متولیان سرمایهگذاری در سینما و برخی نهادهای دیگر تبلیغاتی و دخیل در تولید فیلم دراین فقره به تبعیت از همگرایی و وحدت مردم در صحنه، منیتها و فردگرایی را کنار گذاشته و دست در دست یکدیگر داده و برای ساخت و به نمایش رسیدن فیلمی درخور رویدادهای بیشمار جهانی در جنگ رمضان، خصوصا بمباران مدرسه میناب و شهادت خیل بیشمار کودکان و همین موضوع مورد بحث ما و غیره اقدام کنند.
جنگ رمضان و وضعیت کنونی در زمینه جلب توجه مردم دنیا، خصوصا هنرمندان و سینماگران شاخص جهانی تصویری به مراتب دهشتناکتر از ویتنام و مفتضح شدن امریکا و همپیمانان جنگ طلب او را به عنوان قابلیتی سینمایی فراهم و در دسترس قرار داده است، بنابراین تعلل یا ورودی در حد شوافهای مرسوم قابل بخشش نیست و بیشک در آینده مورد بازخواست همین مردمی واقع خواهد شد که تا کنون همه جوره پای حفظ ایران عزیز ایستادهاند.
مبادا که سازمان سینمایی و فارابی و بقیه دارندگان امکانات براورده شدن این نیاز فرهنگی/هنری در فردای ایران شرمنده باشند.
شوآف تا واقعیت؛ سازمان سینمایی چه میکند؟!
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید