چرا عصر سیاست پولی قدیم به پایان رسیده؟
وقتی یکی از گلوگاههای اصلی انتقال انرژی جهان دچار اختلال شدید میشود، ماجرا فقط گرانی چند بشکه نفت نیست؛ این اتفاق مثل کشیدن ترمز اضطراری روی کل اقتصاد جهانی است. ناگهان انرژی کمیاب و گران میشود، زنجیرههای تولید بههم میریزد و کشورها با سرعتی غیرمنتظره وارد فاز «هزینههای بالاتر و رشد پایینتر» میشوند. از دید اقتصاد پولی، این فقط یک شوک نیست؛ یک رژیم جدید است.
تورم ناگهانی، شدید و سرکش
گرانی انرژی مستقیماً در قیمتها فوران میکند. کارخانهای که با انرژی کار میکند، لجستیکی که با سوخت حرکت میکند، حملونقل دریایی که هزاران کیلومتر کالا جابهجا میکند همه با موج تورمی روبهرو میشوند. این همان تورم هزینهبر است: تورمی که سیاست پولی معمولی با آن کاری نمیتواند بکند. افزایش نرخ بهره نه میتواند نفت بیشتری تولید کند، نه گلوگاههای تجارت انرژی را باز کند. به همین دلیل است که تورم ناشی از شوک انرژی سخت، چسبنده و دیرتر فروکشکننده است.
نرخ بهره تعادلی جهش میکند
بازارها به چنین شوکی با یک پیام روشن واکنش میدهند: ریسک بالا رفته، پس نرخ بهره هم باید بالاتر برود. حتی اگر بانک مرکزی نرخهای رسمی را تکان ندهد، فعالان بازار برای سرمایهگذاری و تأمین مالی پریمیوم بیشتری مطالبه میکنند در نتیجه نرخ بهره تعادلی (r*) به سطحی جدید منتقل میشود سطحی که با دوران قبل هیچ شباهتی ندارد. این یعنی سیاستگذار پولی، عملاً در جهانی با «نقطۀ تعادل تازه» بیدار میشود.
انتظارات تورمی؛ سوختِ آتش تورم
وقتی انرژی کمیاب و گران شود، فعالان اقتصادی یک فرض ساده دارند: این وضعیت موقتی نیست.
همین کافی است تا بنگاهها قیمتگذاری تهاجمیتری انجام دهند، قراردادهای دستمزدی بالا بسته شود و خانوارها رفتار احتیاطی بیشتری نشان دهند. انتظارات تورمی مثل جرقهای است که روی انبار بنزین افتاده باشد: کوچک است، اما اثرش بزرگ و ماندگار است. در این نقطه، تورم دیگر فقط ناشی از شوک انرژی نیست؛ انتظارات آن را به جلو هل میدهد.
سیاست پولی در تله
بانک مرکزی در مقابل شوک انرژی گرفتار یک سهراهی سخت میشود:
اگر نرخ بهره را بالا ببرد، رکود تشدید میشود.
اگر بالا نبرد، تورم فرار میکند.
اگر بینابینی عمل کند، هیچکدام بهدرستی مهار نمیشود.
به همین دلیل، سیاست پولی پساشوک دیگر سیاست «کلاسیک» نیست؛ بیشتر شبیه مدیریت بحران است: کنترل تورم، حفظ ثبات مالی و جلوگیری از سقوط رشد همزمان .
نقدینگی جهانی زیرورو میشود
در نتیجه شوک انرژی:
تقاضا برای داراییهای امن فوراً بالا میرود.
سرعت گردش پول در برخی اقتصادها سقوط میکند.
نوسان بازار ارز شدت میگیرد.
و سرمایه جهانی از بخشهای پرریسک فرار میکند.
اینها نشانههای روشن وارد شدن جهان به یک رژیم پولی جدید است.
✔️ جمعبندی
شوک انرژی یک اختلال ساده نیست؛ نقطۀ چرخش است. رژیمهای قبلی سیاست پولی از کنترل تورم گرفته تا مدیریت نرخ بهره در چنین فضایی کارکرد گذشته را ندارند. اقتصاد جهانی وارد دورهای شده که در آن:
تورم از شوک عرضه تغذیه میشود،
نرخ بهره تعادلی بالاتر میرود،
انتظارات تورمی نقش مرکزی پیدا میکند،
و سیاست پولی باید همزمان با چند هدف متعارض بجنگد.
بهبیان سادهتر: در دنیای شوکهای انرژی، سیاست پولی قدیمی جواب نمیدهد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید