روز چهارشنبه تاریخ 19 فروردین 1405 یعنی ۸ آوریل ۲۰۲۶ معاون رئیسجمهور ایالات متحده و سخنگوی کاخ سفید با حضور در رسانهها، روایتی از پایان ۳۸ روز نبرد سنگین ارائه دادند که با روایتهای رسمی منتشر شده در داخل ایران تفاوت ماهوی دارد. این تضاد در گفتار، نه یک چالش دیپلماتیک ساده، بلکه هشداری برای امنیت ملی و سرمایه اجتماعی است؛ چرا که آگاهی مردم از واقعیتهای میدان، پیششرط همراهی آنها با تصمیمات کلان حاکمیت در تداوم صلح یا جنگ است.
روایت آمریکایی: پیروزی مطلق و اهرم فشار حداکثری
واشنگتن با ادبیاتی صریح، عملیات «خشم حماسی» را یک پیروزی نظامی بیسابقه توصیف میکند. کارولین لیویت با قطعیت اعلام کرد: «ایالات متحده تنها در ۳۸ روز به اهداف اصلی نظامی دست یافته و از آنها فراتر رفته است.» او تصویری از نابودی کامل زیرساختهای دفاعی ارائه داد و تأکید کرد که ناوگان دریایی ایران به کلی از میان رفته و نیروی هوایی با پروازهای روزانه “صفر”، دیگر از نظر عملیاتی بیاهمیت است.
از سوی دیگر، جی. دی. ونس با تکیه بر «دست برتر» آمریکا در مذاکرات، اعلام کرد: «رئیسجمهور اینجا تمام برگهای برنده را در دست دارد.» از منظر آمریکاییها، آتشبس نه یک توافق دوجانبه، بلکه نتیجه «به زانو درآمدن رژیم» تحت فشار بمبارانهاست. لیویت در پاسخ به سوالات خبرنگاران تصریح کرد: «این ایرانیها بودند که عقبنشینی کردند… زیرا دیگر نمیتوانستند بمباران شدن توسط ارتش بسیار قدرتمند ما را تحمل کنند.» روایت اینگونه حاکمیت ها برای نشان دادن دست برتر خود امری طبیعی و مبرهنی است و ما این روایت ها را تایید نمی کنیم اما نقاط اصطکاک روایت ها از سوی مسدولین ما با روایت امریکایی ها که در ابتدا روایت اول را در دست گرفته اند فاصله ای دارد که پرسش های زیاد و عمیقی را برای مردم ایجاد کرده است . متن رهبر معظم انقلاب بخشی از این پرسش ها را پاسخ داد و راه را مشخص گردانید.مذاکرات در اسلام آباد و رسیدن یا عدم آن به مفاد مورد نظر رهبری صحت و شفافیت بیشتری را برای عموم مردم نمایان خواهد کرد؛ در ادامه به نقاط اصطکاک می پردازیم.
نقاط اصطکاک: تنگه هرمز، غنیسازی و مسئله لبنان
در سه حوزه کلیدی، روایت آمریکایی با آنچه احتمالاً در رسانههای داخلی ایران منعکس میشود، در تضاد مطلق است:
تنگه هرمز: در حالی که تهران بر مدیریت عبور و مرور تأکید دارد، لیویت میگوید: «آتشبس منوط به بازگشایی آزاد، امن و فوری تنگه هرمز است… بدون هیچ محدودیتی، شامل عوارض.» آنها حتی ایده «سرمایهگذاری مشترک برای اخذ عوارض» را تنها یک پیشنهاد خام میدانند و بر بازگشایی بدون قید و شرط اصرار دارند.
غنیسازی اورانیوم: ونس به صراحت میگوید: «موضع ما تغییر نکرده؛ ما میخواهیم ایران از سوخت هستهای دست بکشد.» لیویت نیز این موضوع را «خط قرمز عقبنشینیناپذیر» توصیف کرد، در حالی که مقامات ایرانی حق غنیسازی را غیرقابل مذاکره میخوانند. ونس با لحنی کنایهآمیز این حق را به «حق همسرش برای چتربازی» تشبیه کرد که در عمل به خاطر توافق انجام نمیشود.
حزب الله لبنان: در حالی که ایران آتشبس را شامل جبهه لبنان و همه جبهه مقاومت نیز میداند، ونس تأکید کرد: «ما هرگز چنین قولی ندادیم… آتشبس بر ایران و متحدان آمریکا متمرکز خواهد بود.»
بحران روایت و خطر جعل واقعیت
جی. دی. ونس در سخنان خود به نکتهای حیاتی اشاره کرد که باید زنگ خطری برای ناظران داخلی باشد: لزوم صداقت رسانهها. او گفت: «بسیار مهم است که رسانهها در مورد این موضوع خاص با مردم صادق باشند، چون این موضوع بر صلح و جنگ تأثیر میگذارد. در چند روز گذشته، گزارشهای زیادی از رسانههای آمریکایی در مورد پیشنهاد ده مادهای که ایرانیها ارائه دادهاند، دیدهام. حالا، تا جایی که من میدانم چون خودم درگیر این حوزه بودهام، دستکم سه پیشنهاد ده مادهای مختلف وجود دارد که دیدهام مطرح شدهاند. اولین پیشنهاد ۱۰ مادهای چیزی بود که ارائه شد و صادقانه بگویم، فکر میکنیم احتمالاً توسط Chat GPT نوشته شده بود؛ این پیشنهاد به استیو ویت و جارد کوشنر ارائه شد که بلافاصله به سطل زباله رفت و رد شد. یک پیشنهاد ده مادهای دوم هم وجود داشت که بسیار منطقیتر بود و بر اساس کمی گفتوگو بین ما، پاکستانیها و ایرانیها مطرح شده بود. این همان پیشنهاد ده مادهای است که رئیسجمهور دیروز در سخنرانی حقیقت خود به آن اشاره کرد. و بعد راستش را بخواهید، من یک پیشنهاد ده مادهای سوم دیدهام که حتی از پیشنهاد ده مادهای اول که در کانالهای مختلف رسانههای اجتماعی پخش شده، حداکثریتر است.»
این ادعا نشاندهنده یک جنگ روانی پیچیده است. اگر مردم ایران میان روایت «پیروزی و اقتدار» در رسانههای داخلی و روایت «نابودی زیرساختها و عقبنشینی» در رسانههای جهانی گرفتار شوند، اولین قربانی، «اعتماد عمومی» خواهد بود.
لزوم شفافیت و تبیین درست برای حاکمیت
فاصله میان این دو روایت به قدری است که نمیتوان آن را تنها به «تاکتیک مذاکراتی» نسبت داد. اگر روایت آمریکایی مبنی بر آتشبس منوط به بازگشایی آزاد، امن و فوری تنگه هرمز است… بدون هیچ محدودیتی، شامل عوارض ، نداشتن سوخت هسته ای و آتش بس شامل جبهه مقاومت نشود اگر حتی تا حدودی به واقعیت نزدیک باشد، پنهان کردن آن از افکار عمومی میتواند به یک شوک اجتماعی ویرانگر منجر شود.
تیم مذاکرهکننده و دستگاه دیپلماسی ایران باید با شفافیت و صداقت، ابعاد دقیق توافقات را برای مردم تشریح کنند. تبیین درست واقعیتها، حتی اگر تلخ باشند، بسیار سالمتر از ارائه تصویری غیرواقعی است که با اولین جرقه در میدان (مانند گزارش انفجارها در اصفهان،فارس و لاوان علیرغم اعلام آتشبس) فرو میریزد.
نتیجهگیری: پیوند میان آگاهی و سرمایه اجتماعی
سرمایه اجتماعی نظام، نه در گرو شعارهای حماسی و سیاسی ، بلکه در گرو «پذیرش واقعبینانه شرایط» توسط تودههای مردم است. برای اینکه جامعه در تصمیمات سخت آتی—چه صلح پایدار و چه تداوم دفاع—با حاکمیت همراه بماند، باید احساس کند که محرم اسرار است.
همانطور که کارولین لیویت گفت: «لحن تند رئیسجمهور برای رسیدن به نتیجه بود»، ایران نیز باید با لحنی صادقانه با مردم خود سخن بگوید تا مانع از ریزش اعتماد شود. اگر مردم بدانند که کشور در چه نقطهای ایستاده و هزینه توافق یا ایستادگی چیست، آگاهانه انتخاب میکنند که همراه نظام باشند. در غیر این صورت، شکاف روایتی، جامعه را به سمت ناامیدی و گسست از حاکمیت سوق خواهد داد؛ امری که در لحظات سرنوشتساز تاریخی، از هر بمبارانی خطرناکتر است. رعایت صداقت، نه یک انتخاب دیپلماتیک، بلکه یک ضرورت ملی برای حفظ انسجام در برابر تهدیدات تمدنی است.
شکاف روایتها؛ لزوم بازسازی صداقت و شفافیت در سیاست خارجی
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید