با هیئت آشوبناک به عزای آن شهرآشوب بیایید!
آغاز کرد شهرآشوبیاش را، حضرت قتیلالله، خامنهای بزرگ، خامنهای مظلوم مجاهد، خامنهای پاک، خامنهای شهرآشوب. او شهر را به هم خواهد ریخت. مگر همواره این مهمترین خصلت معشوق نبوده است؟ در برابر عظمت آنچه در پیش است، واژۀ «آیین تشییع» چقدر حقیر و کوچک است.
آیین تشییع آداب خودش را دارد و باید برای هر میتی که از امّت محمد(ص) است بهجای آورده شود. اما قتیل غیر از میت است؛ میت را محترمانه بدرقه میکنند و اطرافیانش را دلداری میدهند. میت از خود فعلیتی ندارد و کسانی دست به دست هم میدهند تا کار و بار رفتنش را رتق و فتق کنند.
اما قتیلالله فعال است و دیگران، منفعلِ فعل اویند. برای قتیلالله صحبت از مشایعت نیست. شهید بینیاز از مشایعت است؛ و اتفاقاً دیگران محتاج مشایعت اویند. مگر ندیدیم در حدیث که ملائکه الهی، زائر قتیلالله حسین بن علی(ع) را مشایعت میکنند؟ «فَمَنْ زَارَهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ شَيَّعُوهُ حَتَّى يُبْلِغُوهُ مَأْمَنَه». این زائر حسینبنعلی(ع) است که محتاج مشایعت است، و به برکت ولایت توسط ملائکه تا بازگشت به خانه مشایعت میشود. شهید محتاج آن نیست که کسی بر جنازۀ او حاضر شود، بلکه زائرِ شهید محتاج چنین شفاعت و مددی است؛ در حدیث است که «إِنْ مَاتَ شَهِدُوا جَنَازَتَه». زائر حسینبنعلی(ع) آن بزرگترین قتیل راه خدا، آن دم که به آغوش هراسناک مرگ افتد، با گروهی از ملائکه مقیم حائر حسینی بدرقه میشود؛ آنان بر جنازۀ او حاضر میشوند و بر نیکی او شهادت میدهند.
پس اگر برای تشییع میآیید، نیایید! اینجا خبری از تشییع نیست و قتیل خدا را حاجت به مشایعت و بدرقه نبوده و نیست. آیینی که برای شهید اقامه میشود، آیین «عزا» و آشوب است. بیایید تا عزاداری کنید. بیایید و سهم خود را از این آشوب مقدس برگیرید.
بیایید تا مگر رنگی از قتل در راه خدا بگیرید. در احادیث، مکرر است دربارۀ سیدالشهداء(ع) که ملائکهای حول مزار و مشهد او موکل شدهاند پریشانموی و خاکآلود و تا قیام قیامت بر حسین(ع) گریه میکنند؛ «وَكَّلَ اللَّهُ بِقَبْرِ الْحُسَيْنِ(ع) أَرْبَعَةَ آلَافِ مَلَكٍ شُعْثٌ غُبْرٌ يَبْكُونَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة»، «أَنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَلْفَيْ أَلْفِ مَلَكٍ شُعْثٌ غُبْرٌ يَبْكُونَ وَ يَزُورُونَ لَا يَفْتُرُون». «شُعث» یعنی پریشانموی و «غُبر» یعنی خاکآلود. اما چرا؟
این فقط ظهور عزای این ملائکه نیست، بلکه محاکات حقیقت ماجراست؛ حقیقت ماجرا خود حسینبنعلی(ع) است که پریشانموی و خاکآلود به شهادت رسید. این پریشانی اوست که حالا در صورت و هیئت عزادارانش از جن و انس و ملائکه ظهور کرده است. حتی نظر به حال قلبی سیدالشهداء(ع) در وقت شهادت میباید بدل به هیئت قلبی و قالبی عزادار او شود: او غمگین شهید شد، پس رواست تا قیامت غمگین به زیارتش بروی. او پریشانموی و خاکآلود شهید شد؛ پس رواست که عالَی از پریشانیاش الی الابد پریشان باشد؛ عالم از خاکآلودی تن و سرش، الی الابد خاکآلود باشد؛ «إِذَا أَرَدْتَ زِيَارَةَ الْحُسَيْنِ(ع) فَزُرْهُ وَ أَنْتَ كَئِيبٌ حَزِينٌ مَكْرُوبٌ شَعِثاً مُغْبَرّاً جَائِعاً عَطْشَاناً فَإِنَّ الْحُسَيْنَ قُتِلَ حَزِيناً مَكْرُوباً شَعِثاً مُغْبَرّاً جَائِعاً عَطْشَانا» این حدیث از حضرت صادق(ع) است که فرمود: هر گاه خواستی به زیارت حسین(ع) بروی؛ او را زیارت کن در حالی که اندوهگین و غمگین و بلادیده و پریشانموی و خاکآلود و گرسنه و تشنه باشی؛ که حسین اندوهگین و غمگین و بلادیده و پریشانموی و خاکآلود و گرسنه و تشنه کشته شد.
همۀ اینها یعنی زیارت شهید با زیارت اهل قبور فرق دارد. تشییع قتیلالله با تشییع میت فرق دارد. او مستغنی از احترامات معمول و آداب ماست که بر جنازهاش حاضر شویم و به صالح بودنش شهادت دهیم. محتاج ماییم؛ این ماییم که محتاج آشوبِ مضمر در خون اوییم.
در مراسم عزای رهبر شهید، شهر را به آشوبِ عزا بکشید. هیئت خود را پریشان کنید. دلآرام امت رفته، دلآشوب به خیابان بیایید. حال او در وقت شهادت را محاکات کنید، گرسنه و تشنه به خاک و خون کشیده شد؛ شکم سیر و سیراب عزایش را اقامه نکنید، که بدون این ادب عزای قتیلالله اقامه نخواهد شد. حقیقتی که در آیین عزای رهبر شهید جلوه خواهد کرد، همین دلآشوبی امّت است؛ سفره سفرۀ آشوب است. اگر میزبانید دلِ آشوب بیاورید، و اگر مهمانید دلِ آشوب برگیرید و جز این چیزی نخواهید. صد البته این احوال که بر دلهای مؤمنین میگذرد، سرریز عزایی است که در دل صاحب عزا حضرت حجتبنالحسن(ع) جاری است. سر و روی خود را موافق قلب مصیبتدیدۀ او کنید؛ بگذارید بدین آشوب و عزا، قلب اماممان بر ما بیشتر جلوه کند و قلب عزادارش را رویت کنیم.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید