بلاخره بخشی از تحولی که مدیریت جدید رسانه ملی مدعی آن است در پی دوچنگ تحمیلی، خصوصا جنگ رمضان به وقوع پیوست تا انجا که حالا قابهای مختلف تلویزیونی را سلبریتی های واقعی به خود اختصاص دادهاند. تحولخواهان که از بدو تصدی صندلیهای اداره صدا و سیما مترصد سلبریتیزدایی بودند مرتب با موجهای مخالف خوانی مواجه میشدند که نهایتا بهای ایدههای خود را به لقایش بخشیدند به طوری که به جای پیشروی، مرتب عقب مینشستند، اما جنگ رمضان نه تنها رویدادی سرعت بخش تحولخواهی شد که حتی به درستی قابهای مختلف و پر تعداد تلویزیونی به حقدارانش، یعنی مردم کوچه و خیابان، اساتید دانشگاهی و کارشناسان حوزههای متنوع رسید.
حالا بینندههای دائمی، گذری و کنجکاو هراز گاهی شاهد چهرههای جدیدی در مقام و جایگاه های مختلف اجرا تا مهمان و کارشناس هستند، وضعیتی که شاید تا قبل از جنگ بعید مینمود که این ولی نعمان انقلاب راهشان به خیابان ولیعصر و جام جم باز شود. تصاویر به آنتن رفته در دو ماه گذشته بیانگر این است که انقلابی جدید در ادامه انقلاب ۵۷ به وقوع پیوسته است.
جنگها(ی دفاعی) عموما چند مجهولیاند که گاهی و وجهی از آن، میتواند انقلابی باشد و همهچیز را، از جمله طبقات اجتماعی را، زیر و رو کند، روند و واقعیتی که با دیدن تلویزیون شاهد آن هستیم، به طوری که این بالا پایین شدن و زیر و روی شکل گرفته حتی در کست سریالهای نمایشی ساخت اخیر نیز بارز و قابل توجه است. اکنون دیگر از سلبریتیهای پرمدعای متوقع خبری نیست. یادمان نرفته که بسیاری از این سلبریتیها (که بعضاً چندان هم شاخص نبودند) برای حضور در برنامههای مناسبتی و امثالهم چنان مبالغ غیرمتعارفی درخواست میکردند که چرت شنونده میپرید.
مثلا در یک مورد (که خیلی هم سروصدا به راه انداخت) مدیر برنامه یک سلبریتی (بخوانید دلال فیمابین) برای شرکت طرف در برنامه، رقمی پیشنهاد داده بود که با آن میشد یک تله فیلم گران قیمت ساخت! تعجب نکنید، اساسا شغل جدیدی در حاشیه صدا و سیما برای راضی و حضور سلبریتیها در برنامهها دایر شده بود، منجمله برخی دفاتر مثلا تهیه کننده سینما در کار جور کردن سلبریتی برای تلویزیون بودند و… و بلاخره جنگ رمضان پرونده این بساط را درهم پیچید تا سلبریتیهای جدید از متن و بطن جامعه و نمایندگان واقعی «مردم در صحنه» جایشان را بگیرند.
فقط کافی است تا یک شب پای گیرندهها بنشینید تا این جا به جایی و تغییرات بنیادی و ماهوی را شاهد باشید. حتما اطلاع دارید که در شبهای گذشته برخی جوانان در آستانه رفتن به خانه بخت، مراسم شادباش خود را نیز به کف خیابان و بین محله و جمعیت مقاوم شهرهای ایران آوردهاند.
اتفاقی که از لنز دوربین گزارشگران صدا و سیما دور نمانده و تصویر این قهرمانان حتی به بخشهای مهم خبری نیز راه پیدا کرده است. مثلا در یک نمونه شبکه دو سیما، در قالب ایدهای خلاقانه، با پخش گزارشی در بخش خبری ۲۰ و ۳۰، بینندههای دوشنبه شبی که گذشت را ذوق زده و به شور و شعف واداشت. مستند/گزارشی از عروس و دامادی پخش شد که تصمیم گرفته بودند مراسم ازدواج خود را در کنار مردم حماسه ساز کف خیابان بر پا کنند.
تصاویر دامادی که فریاد میزد «همه دعوتید، تشریف بیاورید» چنان جذاب و گیرا بود که نه تنها مورد توجه بینندههای ثابت رسانه ملی قرار گرفت بلکه طولی نکشید تا تبدیل به محتوای بسیاری از شبکههای اجتماعی در فضای مجازی شد، از همینرو، کانالهای تلویزیونی فارسی زبان خارج نیز نتوانستند نسبت به آن بیتفاوت بمانند و لذا به آن پرداختند، اما از موضع خود، مانند صدای امریکا که از این رویداد دچار بهت و سردرگمی شده بود.
کارشناسان حاضر در برنامه گیج و منگ جماعتی بودند که به تعبیر خودشان «در شرایط جنگی و درحالی که تهدید و سایه حمله نظامی تهدیدشان میکند، کاروان عروسی در خیابانها راه انداخته و شعار ضد امریکایی سر میدهند» و … نتیجه اینکه باید قدر این مردم را دانست ولی برای سرمایهگذاری روی چهرههای جدید از آن طرف بام هم نیفتاد، یعنی جای سلبریتیهای پس رانده شده را آدمها و چهرههای غیر محبوب نگیرند.
لازم به دقت است که در کنار ویژگیهای تخصص، تعهد، دانش، و «یک رو» داشتن، کاریزما نیز جزو جداییناپذیر چهرههای تلویزیونی است. به قول معروف ظاهرشوندگان بر قاب سیما الزاما باید از «آن»ی برخوردار باشند که دیگران ندارند، در غیر این صورت آب در هاون کوبیدن است.
عروسی خوبان در قاب سیما؟!
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید