امروز: 1405/04/25 ساعت : 03:13

عطسه‌ای در هرمز، تبِ تورمی در آمریکا

مصونیت تورمی؟ فقط تا وقتی هرمز آرام است

سال‌هاست یک اقتصاد بزرگ غربی تصور می‌کند تورم، چیزی شبیه یک حیوان اهلی است: کمی نرخ بهره بالا، کمی پیام‌رسانی درست، و آرام می‌گیرد. اما آن واقعیت سخت جایی دیگر رقم می‌خورد: در همان گلوگاهی که بخش مهمی از انرژی جهان از آن عبور می‌کند. وقتی جریان انرژی حتی اندکی مختل شود، تورم نشان می‌دهد که چقدر از «مصونیت» فقط یک روایت بوده است، نه یک توانایی واقعی.
شوک انرژی؛ ماشه‌ای که مستقیم روی قیمت‌ها شلیک کرد
شوک انرژی، مستقیماً به قلب قیمت‌ها می‌زند. تورم مصرف‌کننده بالا می‌جهد و منحنی فیلیپس مثل دانشجویی که درس نخوانده باشد، در امتحان جا می‌زند. بانک مرکزی نرخ بهره را بالا می‌برد تا تقاضا را سرد کند، اما مشکل از طرف عرضه است؛ پس نتیجه فقط فشار دوطرفه است: هزینه پول زیاد می‌شود، تولید گران می‌شود و رشد از جان می‌افتد. همان ترکیب کلاسیکی که اقتصاددان‌ها اسمش را گذاشته‌اند «تورم رکودی»، اما مصرف‌کننده نام دیگری برایش دارد: «گرانیِ بی‌معنا».
زنجیره تأمین؛ نقطه ضعف تکراری یک اقتصاد بزرگ
وقتی انرژی جهش می‌کند، زنجیره تأمین آن اقتصاد بزرگ هم با سرعتی شبیه لرزش دست یک جراح، از تعادل خارج می‌شود. هزینه بیمه حمل‌ونقل بالا می‌رود، کرایه کشتی‌ها نفس‌گیر می‌شود، و همان شبکه‌ای که قرار بود جهانی، چابک و پیشرفته باشد، ناگهان به صف انتظار کالاها و تأخیرهای طولانی تن می‌دهد. عجیب نیست؛ هیچ زنجیره‌ای با سوخت گران، رفتار سابقش را تکرار نمی‌کند.
وقتی نفت فقط اخم می‌کند، سهام رنگ‌پریده می‌شود
در بازارهای مالی، داستان طعنه‌آمیزتر است. همان اقتصاد که خود را «لنگر ثبات جهانی» معرفی می‌کرد، با یک خبر جزئی درباره اختلال انرژی، رفتاری از خود نشان می‌دهد که بیشتر به بازارهای آسیب‌پذیر شبیه است تا یک قدرت مالی: بتای صنایع بالا می‌رود، ارزش‌گذاری شرکت‌ها کوچک می‌شود، و معامله‌گران با شتابی دو برابر معمول به سمت دارایی‌های امن فرار می‌کنند. اعتماد که قرار بود محکم‌ترین ستون باشد، با یک موج شوک عرضه، ترک‌هایی کاملاً قابل مشاهده پیدا می‌کند.

و اما نه تولید جدید یک‌شبه فعال می‌شود، نه پالایشگاه‌ها ظرف ۲۴ ساعت خوراک عوض می‌کنند، نه مسیرهای جایگزین ظرفیت اضافی دارند. به همین دلیل است که CPI، PPI و هزینه تولید، مثل سه قطعه یک دومینو، با یک تکانه کوچک از سمت انرژی پشت سر هم سقوط می‌کنند.

نتیجه‌گیری؛ جهان با گلوگاه‌ها اداره می‌شود، نه با ادعاها
درس علمی ماجرا روشن است:
▪️ شوک عرضه، سیاست پولی را بی‌اثر می‌کند.
▪️ مسیر انرژی از منبع انرژی مهم‌تر است.
▪️تاب‌آوری اقتصادی بدون امنیت مسیر، یک فرض روایی است.

فریبا کلهر

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم