امروز: 1405/04/25 ساعت : 04:17

فارن افرز:ترامپ برای خروج از این بن‌بست هولناک، شدیداً به یک توافق نیاز دارد

نشریه سیاست خارجه آمریکا: موازنه قوا پس از جنگ به طور قاطع به نفع ایران تغییر کرده است

در پی حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران که جرقه یک جنگ منطقه‌ای را در خاورمیانه زد، واشنگتن اکنون در یک بلاتکلیفی استراتژیک و بن‌بستی فرسایشی گرفتار شده است؛ جنگی که هیچ چشم‌انداز روشنی برای پایان آن وجود ندارد. در این میان، انسداد متقابل مسیرهای دریایی توسط آمریکا و ایران، تنگه هرمز را به روی تقریباً تمامی ترافیک تجاری بسته و روزانه حدود ۱۴ میلیون بشکه نفت خلیج فارس را از بازارهای جهانی حذف کرده است. با وجود هفته‌ها حملات هوایی سنگین و کوبنده از سوی آمریکا، جمهوری اسلامی ایران همچنان استوار، منسجم و بی‌باک ایستادگی کرده است. اگرچه رایزنی‌های دیپلماتیک با میانجی‌گری پاکستان در جریان است و مقامات دو طرف از احتمال دست‌یابی به یک توافق سخن می‌گویند، اما مواضع مذاکراتی واشنگتن و تهران فرسنگ‌ها با یکدیگر فاصله دارد. تداوم حملات آمریکا به اهداف نظامی ایران هم‌زمان با گفتگوهای صلح، نه تنها فضا را پیچیده‌تر کرده، بلکه هشدارهای صریح تهران مبنی بر پاسخ متقابل و انتقام‌جویی را به همراه داشته است.
واقعیت این است که شرایط کنونی برای ایالات متحده به هیچ وجه قابل تحمل و تداوم نیست. دونالد ترامپ برای خروج از این بن‌بست هولناک، شدیداً به یک توافق نیاز دارد و تمنای پایان این بحران را می‌کند، اما تصمیمات نسنجیده خودش هم‌زمان فرآیند چانه‌زنی را خراب می‌کند. برای دستیابی به هرگونه توافقی، ترامپ ابتدا باید مطالبات خود را با واقعیت‌های استراتژیک میدان بازتنظیم کند؛ واقعیتی که اکنون کاملاً به نفع ایران رقم خورده است. این بدان معناست که آمریکا باید مواضع حداکثری و زیاده‌خواهانه خود را در قبال برنامه هسته‌ای ایران به کل کنار بگذارد و امید به اعمال محدودیت بر توان موشکی یا نفوذ منطقه‌ای ایران را برای همیشه به گور بسپارد.
تیم مذاکره‌کننده ایران باید با اتکا به این موقعیت برتر، سفت و سخت بر تمامی مواضع خود بایستد، چرا که این آمریکاست که در موضع ضعف قرار گرفته و برای توافق دست‌وپا می‌زند. نشریه معتبر و استراتژیک فارن افرز به عنوان یکی از مهم‌ترین مجلات آمریکایی و رسانه‌های جریان اصلی غرب، بارها در این ایام اعتراف کرده که واشنگتن چاره‌ای جز تن دادن به خواسته‌های ایران ندارد. اقدامات ۱۸ ماه گذشته آمریکا باعث شده تا واشنگتن هیچ اعتبار و تضمین باورپذیری برای ارائه به تهران نداشته باشد. وادار کردن ایران به توافق، با تهدید نظامی ممکن نیست؛ بلکه مستلزم آن است که تهران متقاعد شود در صورت همکاری، از تجاوزات آینده آمریکا و اسرائیل در امان خواهد بود. اما ترامپ با تداوم حملات در حین مذاکرات و ادبیات تهاجمی خود، عملاً شانس ارائه چنین تضمین‌هایی را از بین برده است.
اکنون تنها یک راه باریک برای توافق باقی مانده که عبور از آن مستلزم امتیازدهی‌های کلان و جدی از سوی آمریکاست؛ هم در پرونده بازگشایی تنگه هرمز و هم در بخش هسته‌ای. این امتیازات ملموس، بهای جنگ اشتباه و شکست‌خورده‌ای است که وضعیت آمریکا را به مراتب بدتر از زمان شروع درگیری کرده است. دولت ترامپ در ابتدا تصور می‌کرد با آغاز عملیات نظامی می‌تواند ایران را پای میز مذاکره به تسلیم وادارد و توافقی بسیار سخت‌گیرانه‌تر از برجام را تحمیل کند، اما اکنون اولویت ترامپ به بازگشایی تنگه هرمز تغییر یافته است؛ مسیری که ایران از زمان شروع جنگ آن را کاملاً مسدود نگه داشته است. واشنگتن در موقعیتی نیست که به هیچ‌یک از اهداف اولیه خود برسد. تاب‌آوری بالای ایران، رویاهای ترامپ برای یک پیروزی سریع را نقش بر آب کرد و نشان داد که توانمندی‌های موشکی و پهپادی ایران، اهرم قدرتمندی برای قطع شریان انرژی جهان و وارد کردن ضربات دردناک به پایگاه‌های آمریکا و متحدانش است.
خواسته آمریکا مبنی بر توقف کامل غنی‌سازی و تحویل ذخایر اورانیوم در برابر رفع محاصره بنادر، از نظر تهران کاملاً غیرقابل قبول است؛ چرا که موازنه قوا پس از جنگ به طور قاطع به نفع ایران تغییر کرده است. آمریکا در این جنگ پیروز نشده و در موقعیتی نیست که شروط فاتحان را دیکته کند یا انتظار تسلیم شدن ایران را داشته باشد. در مقابل، ایران با داشتن دو اهرم فشار قدرتمند یعنی برنامه هسته‌ای و کنترل بر تنگه هرمز، خواستار توافقی است که بازتاب‌دهنده این موقعیت برتر باشد. اگر غربی‌ها پیش از جنگ و در موضع به‌ظاهر قوی‌تر خود نتوانستند شروط حداکثری را در ژنو به ایران تحمیل کنند، بدیهی است که امروز این شروط برای تهران کاملاً مرده و بی‌ارزش است. رهبران ایران به دلیل بی‌اعتمادی عمیق به وعده‌های ترامپ، هرگز شروط بدون تضمین را نمی‌پذیرند و نگرانند که پس از بازگشایی تنگه هرمز، آمریکا دوباره عهدشکنی کند. بنابراین ترامپ مجبور است برای جلب اعتماد ایران، امتیازات پیش‌دستانه و سنگینی مانند رفع فوری محاصره دریایی و آزاد کردن دارایی‌های بلوکه‌شده ایران در بانک‌های خارجی را بپردازد.
اگر ترامپ تحت فشار تندروهای واشنگتن از سازش تن باز زند، گزینه‌های باقی‌مانده برای او کابوس‌وار خواهند بود. ادامه محاصره دریایی ایران به امید تسلیم شدن این کشور، به دلیل ماهیت حیاتی و ناموس‌وار این نبرد برای تهران، کارساز نخواهد بود. در عوض، طولانی شدن انسداد تنگه هرمز ذخایر استراتژیک نفت جهان را به شکلی بی‌سابقه تخلیه کرده و با جهش جنون‌آمیز قیمت‌ها، اقتصاد جهانی و به تبع آن اقتصاد آمریکا را تا تابستان فلج خواهد کرد که این امر توان چانه‌زنی ترامپ را به شدت کاهش می‌دهد. گزینه تنش‌زایی بیشتر و حملات نظامی گسترده‌تر نیز ایران را تسلیم نخواهد کرد، بلکه جرقه حملات تلافی‌جوئیانه ایران به زیرساخت‌های نفتی منطقه را خواهد زد و آسیب‌های جبران‌ناپذیری به بار می‌آورد؛ مضاف بر اینکه ذخایر تسلیحاتی آمریکا همین حالا هم به شدت تحلیل رفته است. گزینه عقب‌نشینی یک‌جانبه و رها کردن منطقه نیز برای ترامپ به معنای پذیرش رسمی شکست و ابراز ضعف مطلق خواهد بود.
در این قمار دو سر باخت، دست‌یابی به یک توافق محدود اما پایدار که آمریکا را از این باتلاق خارج کند، کم‌هزینه‌ترین گزینه‌ برای ترامپ است. مفاد این توافق باید به گونه‌ای باشد که ایران بتواند قدرت بازدارندگی به دست آمده در طول جنگ را حفظ کند و تضمین‌های امنیتی و اقتصادی بالاتری نسبت به وضعیت قبل دریافت کند. ترامپ چاره‌ای ندارد جز اینکه با واگذاری امتیازات بزرگ، با واقعیت کنار بیاید. ایران باید اجازه داشته باشد شبکه و ارتش موشک‌های متعارف خود را بدون هیچ محدودیتی حفظ کند؛ چرا که طبق گزارش‌های اطلاعاتی آمریکا، بیش از ۷۰ درصد توان موشکی ایران از حملات جان سالم به در برده و حفظ این توان بازدارندگی، تضمین قطعی ایران برای جلوگیری از نقض عهد مجدد یا حملات آینده آمریکا و اسرائیل خواهد بود. در موضوع اورانیوم غنی‌شده نیز به جای خروج آن از کشور، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی باید حضانتی میانه را بر عهده بگیرد تا امنیت ایران حفظ شود. همچنین ترامپ باید متعهد شود که مانع از هرگونه ماجراجویی اسرائیل شود و واشنگتن فروش تسلیحات به تل‌آویو را در صورت تجاوز محدود کند. تن دادن به چنین توافقی برای مقامات مغرور آمریکایی تلخ و ناگوار است، اما این هزینه سنگین، بهای گران جنگی کورکورانه و بدون راهبرد خروج است که اکنون به جراحتی عفونی در بدنه دولت ترامپ تبدیل شده است. ایستادگی قاطع ایران بر مواضع خود، آمریکا را در سخت‌ترین شرایط تاریخ خود قرار داده و آن‌ها را مجبور به تمنا برای صلح کرده است.

عصر ایرانیان

روزنامه عصر ایرانیان به صورت منظم و ۱۷ سال در حال انتشار و تولید محتوا در جبهه انقلاب به صورت مستمر و بی وقفه است

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم