نشریه آمریکایی فارن پالیسی در شماره اخیر خود، در تحلیلی به قلم «هال برندز» استاد روابط بینالملل دانشگاه جانز هاپکینز، پرده از یک واقعیت مکتوم اما هولناک برای هیئت حاکمه آمریکا برداشته است: ورود واشنگتن به جنگ با جمهوری اسلامی ایران، به بهای تخلیه زرادخانههای راهبردی، فرسایش بیسابقه توان نظامی و سقوط ایالات متحده به ورطه «ورشکستگی استراتژیک» تمام شده است.
این اعترافنامه نشان میدهد که چگونه طمع دولت ترامپ برای بازدارندگی و ضربه زدن به ایران، ارتش آمریکا را در باتلاق غرب آسیا زمینگیر کرده و فضا را برای جهش نظامی چین در شرق آسیا کاملاً باز گذاشته است. طرح جلد این نشریه نیز که دستان چروکیدهای را در حال چلاندن پرچم آمریکا و چکیدن موشکها بر روی نقشه ایران نشان میدهد، گویای همین واقعیت است: قدرت آمریکا مچاله شده است.
از توهم «ضربت برقآسا» تا واقعیت تلخ زمینگیری
در روزهای آغازین نبرد که با نام «عملیات خشم حماسی» شناخته میشود، مقامات کاخ سفید با تکیه بر ابزارهای هوش مصنوعی و بمبارانهای سنگین، تصور میکردند کار ایران را یکسره کردهاند. هال برندز اعتراف میکند اگرچه ارتش آمریکا و رژیم صهیونیستی در ساعات اولیه دست به اقدامات تاکتیکی وحشیانه زدند و حجم عظیمی از تسلیحات (نزدیک به ۵۲۰۰ مهمات هوشمند در ۹۶ ساعت اول) را به کار گرفتند، اما این نمایش قدرت هرگز نتوانست ساختار مستحکم و تابآور نظام جمهوری اسلامی ایران را از هم بپاشد.
فارن پالیسی صراحتاً مینویسد: «این عملکرد پر زرق و برق، هرگز رژیم تابآور ایران را نابود نکرد. این جنگ نتوانست جلوی ایران را بگیرد تا با موج پهپادها و موشکهای خود به پایگاههای آمریکا در منطقه ضربه نزند و مجازات دردناکی را بر کشورهای حاشیه خلیجفارس تحمیل نکند. واشنگتن حتی نتوانست مانع از تسلط کامل ایران بر تنگه هرمز شود. نتیجه استراتژیک جنگ تا به این لحظه کاملاً مبهم است: ایران آسیب دیده، اما همزمان قدرتمندتر و جسورتر از قبل ظاهر شده است.»
این مقاله نشان میدهد که راهبرد نظامی آمریکا در برابر ایران عملاً به بنبست رسیده و واشنگتن اکنون مجبور است وارد یک فرآیند فرسایشی و هزینهبر برای «مهار طولانیمدت ایران» شود؛ مأموریتی که ارتش آمریکا را برای سالها اسیر این باتلاق خواهد کرد.
جارو شدن زرادخانههای پنتاگون در نبرد با ایران
هولناکترین بخش گزارش فارن پالیسی برای استراتژیستهای غربی، آمار خیرهکننده ذوب شدن توان تسلیحاتی آمریکا در این جنگ است. بر اساس دادههای فاش شده توسط «مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی»، ارتش آمریکا در فاز فشردۀ جنگ از اواخر فوریه تا اوایل آوریل، بیش از ۱۰۰۰ فروند موشک کروز دوربرد «تاماهاک» شلیک کرده است. این رقم یعنی یکسوم کل ذخیره استراتژیک موشکهای تاماهاک ارتش ایالات متحده تنها در چند هفته نابود شده است!
این فرسایش در بخشهای دیگر نیز فاجعهبار است:
• موشکهای جاسام (JASSM): مصرف یکچهارم کل ذخیره موشکهای کروز پیشرفته دوربرد آمریکا.
• پدافند بالستیک اسام-۳: شلیک و نابودی بین ۳۰ تا ۶۰ درصد کل رهگیرهای فوقپیشرفته نیروی دریایی آمریکا برای مصون ماندن از باران موشکی ایران.
• سامانههای تاد و پاتریوت: مصرف بیش از نیمی از موشکهای ذخیره این دو سامانه حیاتی.
هال برندز با لحنی نگران اعتراف میکند که این تسلیحات، ستون فقرات طرحهای جنگی آمریکا برای تقابل احتمالی با چین در اقیانوس آرام بودهاند. حالا با خالی شدن این انبارها، سندرومی در پنتاگون شکل گرفته که کارشناسان به آن میگویند: «هر طرح جنگی آمریکا، یک تهدید وجودی برای سایر طرحهای جنگی این کشور است.» به عبارت سادهتر، آمریکا برای نجات خود در غرب آسیا، امنیت خود را در بقیه جهان حراج کرده است. جبران این حجم از تسلیحات هدررفته، با نرخ تولید فعلی صنایع دفاعی بحرانزده آمریکا، حداقل به ۴ سال زمان نیاز دارد.
فرسودگی ناوگان دریایی؛ قصه پر غصه «جنرال فورد»
یکی از نمادهای بارز شکست و فرسودگی ارتش آمریکا در این گزارش، وضعیت ناو هواپیمابر «یواساس جرالد آر. فورد» است. این ناو آمریکایی به دلیل کمبود شدید تجهیزات در جهان، مجبور به انجام مأموریتهای متوالی و بدون استراحت در دریای مدیترانه، دریای کارائیب (برای محاصره ونزوئلا و دستگیری مادورو) و سپس اعزام شتابزده به غرب آسیا برای نجات نیروهای آمریکایی از دست ایران شده است.
این طولانیترین دوره استقرار مداوم یک ناو هواپیمابر آمریکایی در دریا از زمان جنگ سرد تاکنون است. واقعیت این است که بدنه دریایی آمریکا زیر بار این مأموریتهای بیپایان به شدت فرسوده شده و به اصطلاح «مچاله» شده است. در اوج بحران، واشنگتن مجبور شد ۳ ناوگروه هواپیمابر خود را همزمان در غرب آسیا مستقر کند؛ یعنی تمام توان عملیاتی در دسترس آمریکا در کل جهان، صرفاً برای مهار پسلرزههای جنگ با ایران دوقفل شد.
چین؛ برنده بزرگ باتلاق خودساخته آمریکا
بزرگترین کابوس واشنگتن این است که انهدام مواد مصرفی و استراتژیک ارتش آمریکا در غرب آسیا، دقیقاً با سال اوجگیری و بلوغ ارتش چین همزمان شده است. هال برندز سال ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ را سالهای «پرچم سرخ» برای ارتش چین میداند. شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، صنایع نظامی خود را با سرعت تمام به جلو میراند؛ از ساخت ناوهای هواپیمابر جدید تا فرستادن جنگندههای نسل ششم به آسمان و توسعه سریع تسلیحات اتمی.
پکن پیش از این به ارتش خود دستور داده بود تا سال ۲۰۲۷ برای الحاق تایوان آماده باشد. اکنون ارتش آمریکا در حالی به این «منطقه خطر» نزدیک میشود که خالی از موشک، فرسوده از جنگ و فاقد تمرکز ذهنی است. فارن پالیسی هشدار میدهد که این ضعف مادی، چین را به شدت تشویق میکند تا دست به ریسکهای بزرگتر بزند. همین حالا هم پکن با کاهش گشتزنیهای آمریکا در شرق آسیا، عملیات بزرگ جزیرهسازی خود را در دریای چین جنوبی از سر گرفته و متحدان واشنگتن را به شدت ترسانده است.
خیانت به متحدان و هراس در اردوگاه غرب
سرریز شدن توان آمریکا در باتلاق ایران، شرکای منطقهای واشنگتن را در شوک و انزوا فرو برده است. ارتش آمریکا برای پر کردن خلاءهای پدافندی خود در غرب آسیا، سامانههای موشکی «تاد» را از کره جنوبی و یگانهای تفنگداران دریایی را از ژاپن خارج کرد؛ آن هم درست زمانی که این کشورها بیش از هر وقت دیگری به حمایت آمریکا نیاز داشتند.
این رفتار، موجی از بیاعتمادی را در آسیا ایجاد کرده است. به طوری که «لی جائه میونگ» رئیسجمهور کره جنوبی صراحتاً اعلام کرد: «این جنگ ما را مجبور میکند به فکر خوداتکایی باشیم؛ زیرا همیشه باید به این فکر کنید که اگر حمایت خارجی وجود نداشته باشد، چه خواهید کرد؟» از سوی دیگر، واشنگتن تحویل ۴۰۰ فروند موشک تاماهاک به ژاپن را به دلیل نیاز خود در جنگ ایران به تعویق انداخته است. اروپاییها نیز قربانی دیگر این ماجرا هستند؛ چرا که آمریکا دیگر موشک پاتریوتی در انبار ندارد تا به اوکراین یا متحدان اروپایی برای مقابله با روسیه بفروشد.
نتیجهگیری: فرجام شوم یک ابرقدرت ورشکسته
هال برندز در پایان تلاش میکند با پیشنهاد افزایش بودجه نظامی آمریکا به ۵ درصد تولید ناخالص داخلی و تکیه بر صنایع دفاعی مشترک با متحدان، نوری از امید بتاباند، اما خود بلافاصله اعتراف میکند که این ایدهها در فضای فعلی آمریکا بیشتر به یک رویا شبیه است. زیرساختهای صنعتی آمریکا دچار گلوگاههای ساختاری شدید هستند، وضعیت مالی و بودجهای واشنگتن شکننده است و بدهیهای کلان اجازه بلندپروازی به ترامپ را نمیدهد.
واقعیت غیرقابلانکار از نظر این اندیشکده ارشد غربی این است: آمریکا وارد عصر «آسیبپذیری حاد استراتژیک» شده است. قمار واشنگتن در ورود به جنگ با ایران، نه تنها بازدارندگی ایجاد نکرد، بلکه به قیمت فرسودگی ماشین جنگی ایالات متحده و آشکار شدن عجز این ابرقدرت مدعی تمام شد. واشنگتن اکنون در حالی باید با چالشهای مرگبار چین و روسیه روبرو شود که بخش بزرگی از چنگ و دندان نظامی خود را در باتلاق مقاومت ایران جا گذاشته است. چرخهای که آغاز آن با تکبر آمریکایی بود، اما پایان آن را مچاله شدن قدرت واشنگتن رقم زد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید