مقاله ظریف در فارین افرز دارای فرامتنی است که به نظر میرسد از متن آن مهمتر است و لازم است روی آن دقت شود. فرامتنی که طراحی کلان دشمن را نمایان میکند. *ما شاهد تکرار شدن تجربه «همدستی «مجمع عقلا» با دشمن برای جلوگیری از رسیدن ملت ایران به قله» هستیم.
میدانیم جنگ تحمیلی سوم در روزهایی است که دشمن به دلیل شکستها در میدان نظامی به دنبال افزایش فشار بر جامعه ایران است. دشمن از مردم ایران عصبانی است و میداند تا مردم پشتیبان جنگ هستند شکستهای او ادامه دارد. دشمن هم میخواهد عقده گشایی کند و عصبانیت خود را تخلیه کند، و البته از آن مهمتر در سطح راهبردی به دنبال تحقق اهداف خود در جنگ با تنبیه عمومی مردم ایران است. او میخواهد جامعه ایرانی را به این نقطه برساند که از خودشان بپرسند «آيا ادامه جنگ ارزشش را دارد؟» و «آیا هزینه این جنگ نسبت به فواید آن میارزد؟». اما دشمن به تنهایی در این مرحله نمیتواند موفق باشد. او نیاز به نخبگان داخلی ایران دارد تا بتوانند ترجمان بومی خواست دشمن را بازگو و نمایندگی کنند و آن را به یک جریان موثر اجتماعی تبدیل کنند.
همین سیاست را در تحریمهای اقتصادی دیدیم. آمریکا پس از آنکه تحریمهای هدفمند (Targeted Sanction) نتوانست نظام سیاسی ایران را از سیاستهای خود منصرف کند (سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۰) ، به طراحی و استفاده از تحریمهای فلج کننده (Crippling Sanction) روی آورد و از سال ۱۳۸۹ (۲۰۱۰) با تصویب قانون جامع تحریم ایران (سیسادا) هدف خود را تنبیه جمعی مردم ایران قرار داد. نفیو در کتاب هنر تحریم میگوید که هدف این بود که نخبگان ایرانی از خودشان بپرسند «آیا ارزشش را دارد؟»
پس این سیاست تکراری است و دشمن انتظار دارد رفتار تکراری از سوی ایران رقم بخورد. در زمان اعمال تحریم فلج کننده که آثارش در اقتصاد کشور نمایان شد، زمزمههای لزوم سازش با آمریکا و حل مسایل از طریق گفتگو و مذاکره بالا گرفت. اتفاقا شخص ظریف و روحانی در این قضیه قابل توجه بود. ظریف در کتاب راز سر به مهر به تلاش خود برای ارایه یک تحلیل به مقامات ارشد نظام اشاره میکند. او در تهیه گزارشی مشارکت میکند که تلاشی جمعی برای منصرف کردن نظام سیاسی از پیگیری سیاستهای اصولی هستهای خود است. از طرف دیگر تلاشی با مشارکت ظریف و صالحی و روحانی صورت میگیرد تا نشان دهند که «مذاکره با آمریکا» یک گزینه عاقلانه است. آن هم در زمانی که ولی فقیه زمان راه درست را در اجرای «اقتصاد مقاومتی» بیان میکردند.
روایتهایی که از اواخر جنگ تحمیلی هشتساله وجود دارد همین تجربه را نیز تایید میکند. در آن مقطع در جبهه جنگ فشار خارجی افزایش یافته بود و آمریکا با حمله بزدلانه به هواپیمای مسافری ایران و نیز تشدید جنگ نفتکشها به میدان آمده بود و عراق نیز با تجهیز فراوانی که شده بود، دستآوردهایی در جبهه جنگ داشت. «مجمع عقلا» در داخل نیز با محوریت حسن روحانی و هدایت هاشمی رفسنجانی در منصرف کردن نظام برای ادامه جنگ و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در تلاش بودند. در آن مقطع ظریف هم در نمایندگی ایران در سازمان ملل تسهیل کننده این مسیر بود. آن هم در زمانی که ولی فقیه زمان راه درست را در ادامه جنگ میدانستند.
در هر دو تجربه اهالی «مجمع عقلا» (که روی افراد خیلی نباید قفل شد، احتمال تغییر چهرهها زیاد است و برای همین باید خط فکری را شناخت) علاوه بر *تردید افکنی در مسیری که ولی فقیه زمان تبیین کرده،* خود نمایندگی دوره مذاکرات و تسلیم شدن را بر عهده گرفتند و البته هیچگاه هم مسئولیت شکستها را گردن نگرفتند. آنها سیاست مطلوب دشمن را داخلی سازی کردند و نه تنها وعدههایی که به مردم دادند را محقق نکردند، بلکه فرصت حل پایدار مسایل امنیتی و اقتصادی را از ایران گرفتند.
لذا مقاله ظریف را باید در یک زمینه بزرگتر که برآمده از تجربه تاریخی در ایران است و حداقل دو تجربه مشابه و قابل اشاره داشته است، تحلیل و معنا کرد. خصوصا وقتی متن منتشر شده از سوی حسن روحانی را نیز میخوانیم که روز قبل از انتشار مقاله ظریف منتشر شد، این واقعیت بیشتر نمایان میشود.
تصویر کلی داستان:
▪️دشمن فشار را بر کل جامعه افزایش میدهد، چون در جبهه اصلی نتوانسته به صورت متعارف به پیروزی برسد، در داخل اهالی «مجمع عقلا» به بیانهای ظاهرا عاقلانه و دلسوزانه تردید در ادامه مسیر را برجسته میکنند و راههای مسالمتآمیز فریبنده را توجیه میکنند. این دو همچون دو سر یک قیچی به دنبال قطع خط مقاومت هستند. خطی که منافع و امنیت واقعی مردم ایران را تامین میکند را مانع میشوند تا یک شیرینی موقت اما همراه با تلخی بلند مدت بر ملت ایران تحمیل کنند.
بدانیم باطل السحر افسون «مجمع عقلا» پیروی بدون تردید از ولیفقیه زمان است.
فرامتن مقاله ظریف و آشنایی با نقش «مجمع عقلا»
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید