مذاکره زیر آتش با دولت لبنان؛ فریب آمریکا و صهیونیستی برای ادامه جنایت
آنچه امروز در جنوب لبنان جریان دارد، تنها یک تجاوز نظامی یا درگیری مرزی نیست؛ این جنگی سازمانیافته علیه ملت لبنان، علیه مقاومت و علیه هر صدایی است که در برابر اشغالگری رژیم صهیونیستیایستاده است. رژیمی که موجودیت خود را بر پایه ترور، اشغال، کشتار غیرنظامیان و نقض مداوم قوانین بینالمللی بنا کرده، بار دیگر با حملات گسترده به جنوب لبنان، چهره واقعی و جنایتکار خود را آشکار کرده است. اما در پشت این ماشین جنگی، نقش مستقیم آمریکا بهعنوان شریک اصلی رژیم صهیونیستی بیش از هر زمان دیگری نمایان است؛ کشوری که با حمایت سیاسی، اطلاعاتی، نظامی و رسانهای، عملاً در تمام این جنایتها سهیم است. رژیم صهیونیستی در ماههای اخیر بارها آتشبسهای اعلامشده را نقض کرده و نشان داده که هیچ تعهدی به توافقات و قوانین بینالمللی ندارد. آتشبسهایی که از ابتدا چیزی جز فریب سیاسی و تاکتیکی برای خرید زمان و کاهش فشار افکار عمومی جهان نبود. در حالی که سخن از «کاهش تنش» و «راهحل دیپلماتیک» مطرح میشد، جنگندههای دشمن خانههای مردم جنوب لبنان را بمباران میکردند، روستاها را به آتش میکشیدند و خانوادههای بیگناه را قتلعام میکردند. این همان سیاست همیشگی رژیم صهیونیستی است؛ مذاکره در ظاهر و جنایت در میدان. دستور تخلیه روستاهای جنوبی لبنان، حملات مستقیم به خانههای مسکونی، تخریب زیرساختها، هدف قرار دادن مراکز غیرنظامی و ایجاد موج جدید آوارگی، بخشی از پروژه آشکار اشغال و ارعاب مردم جنوب لبنان است. رژیم صهیونیستی تلاش میکند با ایجاد رعب و وحشت، مردم را از سرزمین خود جدا کند و مقاومت را از پشتوانه مردمی محروم سازد. اما تاریخ لبنان ثابت کرده است که مردم جنوب هرگز در برابر اشغالگران تسلیم نشدهاند و خون شهدا، اراده آنان را برایایستادگی مستحکمتر کرده است. در این میان، ترور فرماندهان برجسته مقاومت در ضاحیه بیروت و مناطق مختلف لبنان، ماهیت تروریستی رژیم صهیونیستی را بیش از پیش آشکار کرد. شهادت فرماندهان یگان رضوان حزبالله و دیگر فرماندهان میدانی، نشان داد که دشمن از قدرت و آمادگی مقاومت هراس دارد. رژیمی که در میدان نبرد قادر به شکست مقاومت نیست، به ترور و جنایت علیه فرماندهان و غیرنظامیان پناه آورده است. اما تجربه سالهای گذشته ثابت کرده که مقاومت با شهادت فرماندهان خود متوقف نمیشود، بلکه قدرتمندتر و منسجمتر به مسیر خود ادامه میدهد. در کنار رژیم صهیونیستی، آمریکا شریک مستقیم این جنایتهاست. واشنگتن سالهاست با ارسال میلیاردها دلار کمک نظامی، تأمین سلاح، حمایت اطلاعاتی و استفاده از حق وتو در سازمان ملل، زمینه ادامه تجاوزات رژیم صهیونیستی را فراهم کرده است. هر بمبی که بر خانههای مردم جنوب لبنان فرود میآید، رد پای حمایت آمریکا را با خود دارد. آمریکا در ظاهر از صلح و ثبات سخن میگوید، اما در عمل بزرگترین حامی جنگ، اشغال و کشتار در منطقه است. سیاست آمریکا در لبنان و منطقه، نه حمایت از ملتها بلکه تضمین امنیت و برتری رژیم صهیونیستی به هر قیمت ممکن است. در این شرایط، عملکرد دولت لبنان نیز با خشم و اعتراض گسترده مردم روبهرو شده است. دولتی که به جای دفاع قاطع از حاکمیت ملی وایستادن در کنار مردم جنوب، همچنان به مذاکرات بینتیجه و میانجیگریهای آمریکایی دل بسته است. مذاکراتی که نه مانع حملات شد، نه جلوی ترورها را گرفت و نه حتی توانست ابتداییترین تضمینها را برای امنیت مردم لبنان فراهم کند. بسیاری از مردم لبنان امروز معتقدند این مذاکرات چیزی جز فریب سیاسی و پوششی برای ادامه تجاوزات دشمن نیست. خیانت واقعی آنجاست که برخی جریانهای سیاسی وابسته به غرب در داخل لبنان، به جای محکوم کردن جنایتهای رژیم صهیونیستی و حامی آمریکاییاش، مقاومت را مسئول بحران معرفی میکنند. آنان به جای حمایت از مردمی که زیر بمباران و تهدید زندگی میکنند، سلاح مقاومت را هدف حملات سیاسی خود قرار دادهاند. این در حالی است که تجربه لبنان بهروشنی نشان داده تنها عامل بازدارنده در برابر اشغالگری و تجاوز، قدرت مقاومت بوده است. اگر مقاومت نبود، امروز بخشهای گستردهای از لبنان زیر اشغال مستقیم رژیم صهیونیستی قرار داشت. لبنان امروز در برابر پروژهای خطرناک قرار گرفته است؛ پروژهای آمریکایی ـ صهیونیستی که هدف آن شکستن اراده ملت لبنان، تضعیف مقاومت و تحمیل معادلات جدید بر منطقه است. اما خون شهدا، ویرانی خانهها و فشارهای سیاسی، هرگز نتوانسته مردم لبنان را از مسیر مقاومت جدا کند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید