امروز: 1405/04/25 ساعت : 03:00

فریب مذاکرات

سنگین ترین حملات در میانه مذاکرات دولت لبنان؛ وقتی لبنان بهای ساده‌لوحی سیاسی را می‌پردازد

بار دیگر همان سناریوی تکراری در لبنان در حال اجراست؛ مذاکره، وعده آتش‌بس، میانجی‌گری آمریکا و سخن گفتن از راه‌حل‌های سیاسی. اما پرسش اصلی اینجاست که مردم لبنان چند بار باید هزینه اعتماد به این وعده‌ها را بپردازند تا برخی مسئولان در بیروت واقعیت را بپذیرند؟
در حالی که دولت لبنان سرگرم مذاکره و انتظار برای فشار آمریکا بر اسرائیل است، واقعیت‌های میدانی مسیر دیگری را طی می‌کنند. هر بار که سخن از آتش‌بس و کاهش تنش به میان می‌آید، دامنه عملیات نظامی گسترش پیدا می‌کند و واقعیت‌های جدیدی بر زمین تحمیل می‌شود. این تناقض آشکار، بیش از هر چیز نشان‌دهنده شکست محاسبات کسانی است که امنیت لبنان را در گرو وعده‌های واشنگتن می‌بینند.
ساده‌لوحی سیاسی آنجاست که برخی تصور می‌کنند آمریکا می‌تواند هم حامی اصلی اسرائیل باشد و هم ضامن حقوق لبنان. تجربه دهه‌های گذشته در لبنان و منطقه نشان داده است که این تصور تا چه اندازه با واقعیت فاصله دارد. در بسیاری از توافق‌های آتش‌بس و تفاهم‌های امنیتی که با میانجی‌گری آمریکا شکل گرفته‌اند، یا اجرا به‌طور کامل صورت نگرفته یا طرف مقابل با تفسیر یک‌جانبه و ادامه عملیات‌های میدانی عملاً مفاد توافق را بی‌اثر کرده است. این الگو در پرونده‌های مختلف منطقه‌ای، از جمله مسئله فلسطین نیز تکرار شده و باعث شکل‌گیری بی‌اعتمادی عمیق نسبت به ضمانت‌های سیاسی بدون پشتوانه میدانی شده است. با این حال، هنوز کسانی در ساختار سیاسی لبنان وجود دارند که به جای تکیه بر قدرت ملی و عناصر بازدارندگی، چشم انتظار توافق‌هایی هستند که نتیجه آنها در میدان چیز دیگری بوده است.
امروز جنگ تنها در نوار مرزی جریان ندارد. تهدید به دروازه شهرهای بزرگ جنوب لبنان رسیده است. مردمی که روزی تصور می‌کردند فاصله‌ای امن با میدان نبرد دارند، اکنون هر روز اخبار حملات، تخریب و ناامنی را دنبال می‌کنند. این واقعیت تلخ نتیجه سیاستی است که به جای بازدارندگی، به امید وعده‌های خارجی نشسته است.
شهرها و روستاهای جنوب لبنان بهای این خوش‌بینی را پرداخته‌اند. خانه‌های ویران‌شده، زمین‌های سوخته، زیرساخت‌های تخریب‌شده و خانواده‌هایی که ناچار به ترک خانه‌های خود شده‌اند، حاصل اعتماد به روندی است که بارها ناکارآمدی خود را نشان داده است. هر بار که سخن از توافق و آتش‌بس مطرح شده، مردم امیدوار شده‌اند که جنگ متوقف شود، اما در عمل با واقعیت‌های سخت‌تری روبه‌رو شده‌اند.
در مقابل، مقاومت سال‌ها هشدار داده بود که نمی‌توان امنیت لبنان را به تصمیمات واشنگتن گره زد. مقاومت تأکید می‌کرد که تنها زبان قابل فهم در برابر تجاوز، قدرت بازدارندگی و توان دفاعی است. امروز حتی بسیاری از منتقدان مقاومت نیز ناچارند اعتراف کنند که اگر لبنان هنوز توان ایستادگی دارد، به دلیل وجود همین قدرت بازدارنده است.
جریان غربگرا در لبنان سال‌ها تلاش کرد این باور را القا کند که دوران مقاومت پایان یافته و مذاکرات جایگزین همه معادلات خواهد شد. اما تحولات اخیر بار دیگر نشان داد که در منطقه ما، قدرت و اراده ملی تعیین‌کننده است، نه وعده‌های دیپلماتیکی که با هر بحران جدید بی‌اعتبارتر می‌شوند.
مردم لبنان حق دارند از دولت خود بپرسند که نتیجه این همه اعتماد به آمریکا چه بوده است؟ آیا تجاوزها متوقف شده‌اند؟ آیا امنیت پایدار برقرار شده است؟ آیا مردم جنوب لبنان با آرامش به خانه‌های خود بازگشته‌اند؟ پاسخ این پرسش‌ها در واقعیت‌های میدانی نهفته است؛ واقعیت‌هایی که با هیچ بیانیه سیاسی قابل انکار نیست.
امروز لبنان در برابر یک آزمون تاریخی قرار دارد. آزمونی که در آن باید میان تجربه مقاومت و توهم حمایت خارجی یکی را انتخاب کند. تجربه سال‌های گذشته ثابت کرده است که هرگاه لبنان به قدرت خود تکیه کرده، توانسته از حقوقش دفاع کند و هرگاه به وعده‌های آمریکا دل بسته، نتیجه چیزی جز خسارت، ویرانی و افزایش فشار بر ملت لبنان نبوده است.
آنچه امروز در جنوب لبنان دیده می‌شود، صرفاً یک بحران امنیتی نیست؛ بلکه نتیجه مستقیم محاسبات اشتباهی است که تصور می‌کردند مذاکره بدون پشتوانه قدرت می‌تواند مانع تجاوز شود. اکنون زمان آن رسیده است که این توهم کنار گذاشته شود. امنیت لبنان نه از اتاق‌های مذاکره در واشنگتن، بلکه از اراده ملت، وحدت ملی و قدرت مقاومت به دست خواهد آمد؛ همان قدرتی که بارها ثابت کرده اجازه نخواهد داد سرنوشت لبنان در پایتخت‌های خارجی تعیین شود.
در ادامه تحولات میدانی اخیر، بمباران شدید شهر صور نیز بار دیگر نشان داد که دامنه درگیری‌ها محدود به خطوط مرزی باقی نمانده و عمق جغرافیای جنوب لبنان را هدف قرار داده است. حملاتی که زیرساخت‌های غیرنظامی را نشانه می‌گیرند، نه تنها بر شدت بحران می‌افزایند، بلکه نشان‌دهنده گسترش مرحله جدیدی از فشار نظامی بر مناطق جنوبی کشور هستند؛ مناطقی که همواره در خط مقدم مواجهه با تجاوز قرار داشته‌اند.
هم‌زمان، گزارش‌های مربوط به درگیری‌ها و نبرد زمینی در محور نبطیه نیز بیانگر آن است که صحنه نبرد از سطح تهدیدات هوایی فراتر رفته و به درگیری‌های مستقیم زمینی نزدیک‌تر شده است. این تحولات، بار دیگر واقعیت میدان را در برابر تحلیل‌های صرفاً سیاسی قرار می‌دهد؛ واقعیتی که در آن امنیت با توازن قدرت تعریف می‌شود، نه با وعده‌های دیپلماتیک.
در چنین شرایطی، حزب‌الله لبنان همچنان به‌عنوان نیروی اصلی بازدارنده در برابر این تجاوزها ایستاده و نقش محوری خود را در دفاع از جنوب لبنان حفظ کرده است. این ایستادگی، مقاومت، مانع از تثبیت اهداف تجاوز و گسترش بی‌دفاعی در مناطق مرزی شده و نشان می‌دهد که معادلات میدانی همچنان تحت تأثیر حضور و توان بازدارندگی نیروهای مقاومت قرار دارد.

مهدی محمودی

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم