حضرت امام خمینی در طرحشان برای حرکت انقلاب اسلامی، از یک حقیقت وحدتبخش پرده برداشتند. ایشان مسئله فلسطین را بهعنوان مسئله وحدتبخش مطرح کردهاند و آن را در رأس مسائل جامعه مسلمین قرار دادند. شواهد تاریخی روزبهروز درجهت تحقق این طرح امام ره نمایان میشوند. اما چه عواملی باعث شد که در واقعیت جوامع، این مسئله در رأس امور قرار گیرد؟
مسئله فلسطین دو وجه دارد.
وجه اول، برقراری نسبت ایجابی با مردم مظلوم فلسطین است که دهههاست از کشور خود رانده شدهاند و در محرومیت شدید زندگی میکنند. این وجه از زندگی مردم فلسطین، ادبیات تراژیک و بسیارقوی را میان ملتهای دنیا ایجاد کرده است و بسیاری از مردم دنیا که حس نوعدوستی دارند را بر آن داشته است که به شیوههای مختلف، با مردم فلسطین، اعلام و اظهار و احساس همبستگی داشته باشند. جنبشهای حمایت از فلسطین در سراسر دنیا به راه افتاده است. خیریههای جهانی، مجامع سیاسی بینالمللی خصوصی و دولتی و سالانه صدها عملیات رسانهای، حقوقی، اقتصادی و … در این مسیر به راه افتاده است. سرودن شعر، برگزاری تئاتر و ساخت فیلم و موسیقی و سرود در حمایت از این مردم مظلوم نیز وجه هنری این حمایت را تقویت کرده است.
اما اگر تنها این وجه از ماجرا بود، مسئله فلسطین نمیتوانست جهانی شود. چرا که در همین حال، هستند مردمی در دنیا که با نگرشهای ملیگرایانه، منطقهگرایانه، نژادپرستانه و … دغدغهای به جز حوزه زندگی خود را نداشته باشند. مردمی که علاوهبر محرومیت مردم فلسطین، محرومیتهای فراوان دیگری را نیز در دنیا میبینند و ساکت هستندف توجهی به این مسئله نمیکنند. آنها این محرومیت را یکی از همان محرومیتهای معمول تلقی میکنند و بهدلیل حس خودخواهی، نژادپرستی، رفاهطلبی، ملیگرایی و … چه بسا کمک به فلسطین را ایجاد محدودیتی برای خود میدانند که برای آن توجیه کافی ندارند. بهعنوان مثال میتوان در خود ایران که محور حمایت از فلسطین است نیز در ادوار مختلف، این انسانها را مشاهده کرد. انسانهایی که زمانی شعار میدادند: نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران.
اما مسئله فلسطین، وجه دیگری هم دارد. طرف دوم ماجرای فلسطین، رژیم صهیونیستی است. رژیمی که از حیث ظلم، با سایر رژیمهای ظالم تفاوت ماهوی دارد. ممکن است در نقاطی دیگر از دنیا ظالم و مظلوم وجود داشته باشند اما دعوای ظالم و مظلوم در این مناطق، معمولا حیثیتی جزئی و منطقهای دارد. اینگونه نیست که ظالم، پس از ظلم و ازبینبردن مظلوم یا به محرومیت کشاندن آن، بهدنبال تسری ظلم خود به سایر نقاط دنیا باشد. اما رژیم صهیونیستی چنین وضعیتی ندارد. رژیمی ایدئولوژیک و تمامیتخواه که از هیچ فرصتی در دنیا برای تسری ظلم نمیگذرد. لذا تقریبا ملتی در دنیا وجود ندارد که از آسیبهای این رژیم در امان مانده باشد. از آسیبهای اقتصادی تا فسادهای سیاسی و اخلاقی و …
از این روست که تنفر نسبت به رژیم صهیونیستی، حس مشترک عموم مردم دنیاست. بهعنوان مثال تعداد اندکی ایرانی که پیش از این به برکت جمهوری اسلامی، تا حد زیادی از گزند اسرائیل در امان مانده بودند و تا قبل از جنگ احساس میکردند میتوانند با این رژیم همراهی کنند نیز پس از شروع جنگ رمضان، به این حقیقت رسیدهاند که نمیتوان با همراهیهای اینچنینی، از گزند آن در امان ماند. لذا وجه سلبی نگاه به رژیم صهیونیستی در مسئله فلسطین، مکمل وحدتبخش وجه ایجابی آن یعنی همبستگی با مردم فلسطین و حمایت از آنهاست.
بنابراین در مسئله فلسطین با دو حیثیت وحدتبخش مواجه هستیم که این دو حیثیت جهانی در کنار یکدیگر، توانسته است مردم دنیا را حول این مسئله به اتحاد برساند. از ۷ اکتبر تا امروز در سراسر جهان از دانشگاهها تا میادین شهرهای مختلف دنیا شاهد راهپیماییهای حمایتی نسبت به مردم فلسطین و اعتراضی نسبت به رژیم اسرائیل است. تا جایی که چندین جریان آزادیبخش فلسطین در قالبهای مختلف شکل گرفته است که آخرین آنها، جریان صمود است که تلاش میکند با حرکت قایقها و کشتیهای متعدد به سمت غزه، این منطقه را از محاصره نجات دهد.
جنگ رمضان، قطعهای دیگر از این پازل وحدتبخش جهانی را تکمیل میکند. در این جنگ، کل جبهه مقاومت در حال رویارویی با جهانی است که از اسرائیل حمایت میکند. برخی از کشورهای دنیا رفتهرفته در حال پیوستن به جبهه مقاومت هستند (هرچند در قالبهای غیرنظامی). رفتهرفته شاهد حمایت مردم دنیا از جبهه مقاومت بهعنوان شمشیر حامی مردم مظلوم فلسطین هستیم. این پازل در حال نزدیک شدن به نقطه تکمیل است یعنی زمانیکه دنیا وحدت مطلق نسبت به این مسئله پیدا کند.
آن روز حقیقتی که امام خمینی ره بیش از ۶۰ سال قبل در خشت خام آینده تاریخ میدید، پیش چشم مردم دنیا آشکار میشود.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید