امروز: 1405/04/25 ساعت : 03:13

قدرت، جایگزین تصمیم گیری فلج

آتش‌بس‌های موقت به جای فرصتی برای اقدام راهبردی، بهانه‌ای برای انفعال بیشتر می‌شوند، و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که بسیاری از تحلیلگران جامعه‌شناسی سیاسی آن را «فلج تصمیم‌گیری» می‌نامند، اصطلاحی که در ساختار علوم سیاسی و مدیریت بحران به وضعیتی گفته می‌شود که در آن حجم بالای اطلاعات ضدونقیض و خطرات احتمالی، تحلیل را قفل می‌کند و به تبع، کل بستر متولی اجرای امور را در ورطۀ سرگردانی و انفعال تامّ فرومی برد.
این شرایط به واقع پیامد حسّ ترس است؛ ترس از مسؤولیت شکست، که آمیختگی با آن هر اقدامی را خطرناک‌تر از بی‌عملی یا انفعال نشان می‌دهد؛ و البته پیامدهایی را هم به دنبال خود می آورد، پیامدهایی چون
هزینه های آشکار و نهان بسیار که در روند جاری و آیندۀ کشور بسیار مؤثر اند و گاه چنان خارج از حیطۀ دید قرارمی گیرند که حتی خارج از دامنۀ محاسبه هم قرارمی گیرند
بهره برداری دشمن از وجود تردید دائمی و چشم پوشی مدام بر تصمیم گیری قاطع و مؤثر در تقابل با او و به تبع این دو،
فرسودگی جامعه از انتظار به عمل افراد و گروههایی که خود را مرجع عمل و تصمیم گیری کلان می دانند؛ گرچه این جامعه بر مبنای باورهای نهادین و گام برداری در مسیر آن باورها و آراء ولی امر خود، توانسته همچنان در مقابل این پیامد ایستادگی کند
که در این شرایط فشار خارجی، بحران های اقتصادی و فرهنگی و تهدیدهای امنیتی، نمودهای بسیار برجسته ای به خود می گیرند.
باری، دست و پازدن در شرایط انفعال و چشم پوشی از دریای بی پایان توان داخلی و به جای آن، فرورفتن در چاه کسب رضایت دشمن خارجی، آن چنان که در مواردی چون برجام و حتی پذیرش تصویب CFTو پالرمو رخ داد، همه مشکلات شامل تهدید خارجی، بحران اقتصادی و فشار فرهنگی را با هم بر سر جامعه و کشور فرو خواهد آورد و چنان خواهد شد که دشمن از تردید به جریان افتاده در مقابله با او، به سرعت دست به بهره برداری خود می زند و هزینۀ فرصت‌های از دست رفتۀ اقدام مناسب روزبه‌روز بیشتر می‌شود و جامعه علیرغم ایمان و اتقان وافر به همان جریانی که برمبنای آن، چشم خود را بر هر گونه سستی و دل مردگی بسته بوده و البته همچنان است، به خستگی از انتظار یک تصمیم عاقلانه و مؤثر در جهت ایفای نقش مناسب در مقابل دشمن، از جانب آنان که جامۀ این نقش را بر تن کرده اند، مبتلا می‌گردد.
اما برای مواجهه با این عارضه تصمیم گیری سیاسی و تفوق بر آن چه باید کرد؟
برای اقدام در این راستا، توجه به سه نکته مبنایی ضروری است:
1 هر عامل نقش آفرین در بسترهای مختلف تصمیم گیری، تصمیم سازی و اجرای امور موثر در حوزه های گوناگون خرد و کلان پیشرفت کشور این واقعیت را با سراسر وجود خود حس کند که برای هر روز بی‌تصمیمی، یک عدد مشخص از هدم سرمایه یا کاهش امنیت یا تضعیف فرهنگ در کل کشور به وقوع می پیوندد یا بسیار نزدیک می شود، و بر این مبنا، انفعال را با قدرت در هر موضوعی از خود بزداید.
2 این واقعیت فلج تصمیم گیری می تواند با ابتناء بر نبود توان اقدام قاطع در رویارویی با دشمن یا چشم پوشی بر آن به وقوع بپیوندد، و در پی آن به رخ نمودن هزینه های تلاش بر نادیده انگاری ضرورت اقدام قاطع، و از سوی دیگر عادت دادن خود و جامعه به واکنش‌های آنی و کوتاه‌مدت به جای راهبرد‌های تحول‌ساز بیانجامد.
3 مراجع مؤثر، چه نهادهای اقتصادی، چه فرهنگی و چه سیاسی به جای نشستن به تماشای تحولات و چشم به پذیرش تامّ آنها داشتن، به طراحی مسیر پیشرفت واقعی و ارتقاء جایگاه مادّی و معنوی آن، و در این راستا، خروج از بی‌عملی، و اثبات موقعیت ارتقاءیافته کشور به دوست و دشمن در همه زمینه ها بپردازند.
چنین است که در این برهه حساس دفاع مقدس سوم، با چشم پوشیدن از موضوع «آتش‌بس»، که قاعدتا با ابتناء بر اعتماد به طرف مقابل مفهوم می یابد، ضروری است «چشم دوختن به دهان دیگران» در میز مذاکره با «ایجاد حداقل یک اقدام عملی غیرقابل بازگشت» جایگزین شود، اقدامی که دشمن را به ورطه ای فرورونده بکشاند و او را با قدرت به خروج از منطقه غرب آسیا هدایت کند.

رضا قسیمی

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم