ظرفیت تنگه هرمز برای نظمسازی با مروری بر رسانهها و اندیشکدههای معتبر دنیا
نگاهی به دادهها و تحلیلهای رسانهها و مراکز معتبر دنیا، نشان میدهد تنگه هرمز ابزاری فوق استراتژیک است و دارای پتانسیلهای فراوان از جمله ایجاد بازدارندگی طولانی مدت و تغییر نظم؛ لذا نباید به آن نگاه حداقلی داشت و با خطای محاسباتی، به راحتی آن را از دست داد. فارن پالسی از تاثیر آن بر هلیوم و هوش مصنوعی نوشت؛ شورای روابط خارجی آمریکا از «ضربهگیر موقتی» بودن آزادسازی ذخایر نفتی گفت و ادعا کرد قیمت توانایی رسیدن به 150 دلار و حتی سطوح بالاتر را دارد؛ رویترز گزارش داد 71% قلب ذخیرهسازی نفت آمریکا خالی است و کپلر نوشت ذخایر نفتی ژاپن به پایینترین سطح تاریخی خود رسیده است. و بلومبرگ پیشبینی میکند ذخایر نفت دنیا تا شهریور به «کف عملیاتی» رسیده و بحرانی میشود. گزارش شورای روابط خارجی آمریکا در ۱۵ اردیبهشت تأکید میکند که بحران کنونی انرژی صرفاً یک اختلال مقطعی در عرضه نیست، بلکه در حال تبدیل شدن به یک تغییر ساختاری است. افزایش شدید قیمت نفت وLNG از ابتدای ۲۰۲۶ باعث شده در برخی کشورها اقدامات اضطراری مانند سهمیهبندی انرژی، محدودیت مصرف سوخت، تعطیلی موقت مدارس و ادارات به اجرا درآید.
در کنار نفت و گاز طبیعی، گزارش فارن پالیسی در۷ اردیبهشت نشان میدهد بحران ژئوپلیتیکی خاورمیانه به بازار هلیوم نیز سرایت کرده؛ هلیوم بهعنوان محصول جانبی استخراج گاز طبیعی، بهشدت به هابهای LNG در قطر و خلیج فارس وابسته است و حدود یکسوم عرضه جهانی آن از قطر تأمین میشود. اختلال در تأسیسات راسلفان و محدودیت عبور از تنگه هرمز باعث کاهش محسوس صادرات هلیوم و جهش حدود ۱۰۰ درصدی قیمت شده است.
بر اساس مدلهای بروکینگز در گزارش ۱ خرداد نیز پیش از این بحران، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی از تنگه هرمز عبور میکرد که حدود ۱۵ میلیون بشکه آن نفت خام بوده است. این مسیر حدود یکسوم تجارت جهانی نفت خام (نزدیک به ۴۵ میلیون بشکه در روز) را تشکیل میدهد. در سناریوی اختلال، جریان نفت به حدود ۲.۵ میلیون بشکه و سپس ۱.۵ میلیون بشکه در روز سقوط کرده که معادل توقف حدود ۹۰ درصد صادرات عبوری از این گلوگاه است. بخشی از کمبود از طریق مسیرهای جایگزین مانند خطوط لوله عربستان و امارات جبران میشود که مجموعاً حدود ۵.۷ میلیون بشکه در روز ظرفیت اضافی دارند. با این حال، شکاف میان عرضه از دسترفته و ظرفیت جایگزین باعث شده بازار بهشدت به ذخایر استراتژیک وابسته شود.
در همین راستا، گزارش شورای روابط خارجی آمریکا و دادههای آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد که آزادسازی ذخایر اضطراری (حتی در بزرگترین مقیاس تاریخی) تنها نقش ضربهگیر کوتاهمدت داشته است. با وجود تزریق حدود ۴۰۰ میلیون بشکه به بازار (معادل حدود ۲.۵ میلیون بشکه در روز در کوتاهمدت)، این اثر بهسرعت در حال فرسایش است و همزمان با ادامه بحران، ذخایر جهانی بهسرعت در حال تخلیه هستند.
بر اساس دادههای آژانس اطلاعات انرژی آمریکا EIA در ۲ اردیبهشت، ساختار ذخایر جهانی بهشدت نامتوازن است. چین با حدود ۱.۴ میلیارد بشکه بزرگترین ذخایر استراتژیک جهان را در اختیار دارد، پس از آن آمریکا با حدود ۴۱۳ میلیون بشکه، ژاپن با مجموع حدود ۴۸۳ میلیون بشکه (شامل ذخایر شرکتی) و اروپا با ۱۷۹ میلیون بشکه قرار دارند. در سمت تقاضا، گزارش رویترز در ۱۲ فروردین نشان میدهد چین به دلیل توسعه گسترده خودروهای برقی (حدود ۵۰ درصد فروش خودروهای جدید)، افزایش تولید داخلی نفت به ۴.۳ میلیون بشکه در روز و تنوع بالای منابع تأمین، نسبت به سایر اقتصادهای آسیایی تابآوری بیشتری دارد و ذخایر نفتی آن میتواند تا حدود ۷ ماه کسری ناشی از اختلال در هرمز را پوشش دهد.
اما آخرین گزارشات از ذخایر استراتژیک آمریکا برای اوایل خرداد، عدد 357 میلیون بشکه را نشان میدهند؛ دادههای رویترز در ۱۵ خرداد هم میگویند موجودی مخزن کوشینگ، قلب ذخیرهسازی نفت آمریکا، به حدود ۲۲.۴ میلیون بشکه رسیده که تنها ۲۹ درصد ظرفیت ۷۸.۴ میلیون بشکهای آن است و فاصله آن با سطح هشدار عملیاتی (۲۰ میلیون بشکه) بسیار محدود شده است؛ موضوعی که شکنندگی بازار WTI را افزایش داده است. بر اساس گزارش اخیر شرکت کپلر، همزمان با برداشت از ذخایر آمریکا، ژاپن نیز به پایینترین سطوح تاریخی ذخایر، یعنی کمتر از 300 میلیون بشکه رسیده.
دادههای اخیر بلومبرگ هم نشان میدهد با کاهش ذخایر جهانی به حدود ۷.۶ میلیارد بشکه، بازار وارد «فشار عملیاتی» میشود؛ سطحی که در آن انعطافپذیری سیستم برای جبران اختلالات بهشدت کاهش مییابد و نوسانات قیمتی تشدید میشود. مهمتر آنکه رسیدن ذخایر به حدود ۶.۸ میلیارد بشکه در شهریورماه بهعنوان «کف عملیاتی» تعریف میشود که وضعیتی بحرانی و عامل جهش دوباره قیمت خواهد بود.
در همین چارچوب، گزارش شورای روابط خارجی آمریکا تأکید میکند که ذخایر اضطراری و ابزارهای مدیریت کوتاهمدت، صرفاً نقش ضربهگیر موقت دارند و توان جلوگیری از روندهای ساختاری بازار را ندارند. بازار جهانی نفت در چنین سناریویی با سه لایه بحران همزمان مواجه میشود: اختلال در عرضه فیزیکی، تخلیه ذخایر استراتژیک، و محدودیتهای فزاینده در زیرساختهای عملیاتی انرژی. برآیند این شرایط میتواند قیمت نفت را در مراحل اولیه به بالای ۱۲۰ دلار و در صورت تداوم اختلال و تخلیه کامل ذخایر، به محدوده ۱۵۰ دلار یا حتی سطوح بالاتر سوق دهد.
اهمیت این اختلال تنها به بازار انرژی محدود نمیشود. بر اساس گزارش فارن پالیسی، هلیوم یکی از مواد حیاتی در تولید نیمههادیها، تجهیزات MRI، فیبر نوری و زیرساختهای مراکز داده و هوش مصنوعی است. این وابستگی باعث شده بحران هرمز بهطور غیرمستقیم به زنجیره فناوری جهانی نیز منتقل شود، بهویژه در اقتصادهایی مانند کره جنوبی و تایوان که به واردات هلیوم خاورمیانه وابستگی بالایی دارند. با توجه به رشد چندبرابری تقاضای هلیوم در صنعت تراشه و هوش مصنوعی، این بازار میتواند در دهه آینده به یکی از گلوگاههای پنهان توسعه AI تبدیل شود؛ بهطوری که حتی در صورت رفع فوری تنشهای ژئوپلیتیکی، بازگشت کامل تعادل عرضه و تقاضا ۴ تا ۶ ماه زمان نیاز خواهد داشت.
جمعبندی دادهها نشان میدهد تنگه هرمز نهفقط یک مسیر ترانزیت انرژی، بلکه یک متغیر تعیینکننده در تعادل کل سیستم انرژی و فناوری جهانی است. ایران خصوصا بعد از بهدست گرفتن مدیریت این نقطه استراتژیک، درست در ابتدای مسیری قرار گرفته که هژمونهای کنونی دنیا پیمودهاند. هزینههای بسیاری برای این موهبت الهی در دهههای اخیر و خصوصا جنگ رمضان پرداخت شده؛ حتی عوارضگیری هم نگاهی حداقلی به آن است و هوشمندانه آن است که از آن به عنوان ابزاری برای ایجاد بازدارندگی و تغییر نظم منطقه بلکه دنیا استفاده کرد و به راحتی وضعیت عبورومرور را به حالت عادی بازنگرداند؛ تا دنیا تلخی تعرض به خاک ایران را برای ابد در حافظهاش ثبت کند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید