امروز: 1405/04/25 ساعت : 05:25

لزوم هوشیاری و حفاظت از پیروزی درنقطه بزنگاهی

حضور حماسی و اعجاب انگیز مردم در میدان، موشک های غرور آفرین ایرانی، و سرداران، مسئولان، و دانشمندان شجاع و پر افتخار ایرانی که شهادت را بر اسارت و تسلیم در برابر استکبار و استعمار ترجیح دادند، همگی از رویش ها و ظهورات انقلاب اسلامی و تحول بنیادی و تمدنی آن هستند.
جنگ تحمیلی سوم نشان داد که سرمایه اصلی جمهوری اسلامی ایران، سرمایه اجتماعی و تمدنی آن است. مردم ایران برای قرون متمادی تحت سلطه نظام های سیاسی وابسته ای قرار داشته اند که تابع نظم و اراده های خارجی بوده اند. سرمایه اصلی و تکیه گاه چنین نظام هایی، بویژه در دوران پهلوی، قدرت های خارجی بوده است. کافی بود که قدرت های خارجی نظیر انگلیس یا آمریکا اراده کنند تا بالاترین مقام سیاسی، یعنی شاه ایران را تعیین، برکنار و حتی تبعید کنند. در زمان حاضر نیز بسیاری از ذهن های استعمارزده همچنان دست خود را به سوی دشمنان ملت ایران دراز کرده اند تا مگر دوباره بساط جمع شده استعمار و استبداد را در ایران پهن کنند.
قسمت فاجعه بار این داستان، توجیه نظری این خودتحقیری توسط برخی سیاستمداران و روشنفکران غربزده بوده است. تقی زاده ها، آخوندزاده ها و رزم آراهای قدیم و جدید، با توجیه نظری برتری غربی و فروتر بودن ایرانی، به تثبیت سلطه غربی، تضعیف استقلال سیاسی و خودباوری ملی و در نتیجه نابودی سرمایه اجتماعی همت گماشته اند.
حقیقت انقلاب ایران، طغیان در برابر همین سلطه طلبی و تحقیر استعماری ملت ایران بوده است. مردم در پیوند با ولایت، علیه استعمار خارجی و استبداد وابسته داخلی قیام کردند: نمونه ای درخشان از بعثت مردم در برابر نظم جاهلی و فرعونی. هر چند که در عمر چهل و هفت ساله جمهوری اسلامی، طیفی از روشنفکران و سیاستمداران همچنان راه حل مشکلات را در تسلیم به اراده خارجی و مهمترین سرمایه را سرمایه خارجی معرفی می کرده اند، راه روشن و خط مستقیم انقلاب که توسط امامین انقلاب ترسیم شد و در دوران قائد شهیدمان به شکل مستمر مورد پیگیری و محافظت گرفت، توانست از جوانه های خودباوری و استعمارستیزی، درخت تناوری از پیشرفت و سرمایه مردمی پدید آورد. درخت تناوری که رهبر شهید با خون خود نیز آن را آبیاری کرد، و اینک شاهد جلوه ای از آن را در حماسه حضور مردم در خیابان و رشادت سرداران و سربازان در میدان هستیم.
امروز دیگر این شجره طیبه انقلاب ایران آنقدر تنومند شده است که بزرگترین و وحشی ترین نیروی نظامی جهان نیز در برابر آن به زانو درآمده است. آشفته گویی های ترامپ در نابودی تمدن ایران و اقدام ابلهانه وی در محاصره ایران، نشان از عصبانیت و استیصال وی در برابر تمدن نوین اسلامی ملت ایران دارد. در حقیقت، امریکا بیش از آنکه از سلاح هسته ای بترسد، از آن تمدنی می ترسد که الهام بخش مقاومت و ایستادگی در برابر زورگویی و سلطه طلبی است. آمریکا از تمدنی می ترسد که انسان هایی چون سلیمانی، تنگسیری، شهریاری، طهرانچی، و عباسی پرورش می دهد، تمدنی که دین و دانش را به هم پیوند داده است و دانش را نه برای سلطه طلبی که برای رشد انسان ها و تحقق عدالت در جوامع بکار می گیرد. این همان تمدنی است که امریکا از آن در هراس است، چرا که دور نیست روزی که تمدن مبتنی بر زور، توحش و سلطه طلبی غربی را برچیند.
جنگ تحمیلی سوم نشان داد که نظام سیاسی ایران، با محوریت مردم و ولایت، توانسته است که الیگارشی و سرمایه سالاری حاکم بر جهان را به زانو در آورد. در چنین بزنگاهی، هر گونه سستی و ضعف در برابر زیاده خواهی های استعماری و نادیده گرفتن مطالبات مردمی می تواند نبرد در حال پیروزی را به شکست بکشاند و نظم رو به زوال استعماری را تقویت کند. همان منطق متعالی که مردم را به حضور در خیابان ها واداشته است، به مطالبه گری از مسئولان نیز وا می دارد. و این منطقی است که باید پاس داشته شود، و برای دوران پساجنگ نهادینه شود، چرا که بذر جنگ ها در دوران صلح کاشته می شوند، از اینرو باید مردم را صاحبان انقلاب و سرمایه اصلی نظام دانست و غلبه هر گونه نگاه ابزاری به مردم و حضور مقطعی آنان در میدان، به معنای تضعیف یکی از پایه های اصلی انقلاب اسلامی و تمدن نوظهور ایران خواهد بود.

عصر ایرانیان

روزنامه عصر ایرانیان به صورت منظم و ۱۷ سال در حال انتشار و تولید محتوا در جبهه انقلاب به صورت مستمر و بی وقفه است

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم