همانطور که در سه یادداشت گذشته اشاره شد مجمع عقلا در جنگ تحمیلی سوم با اهدافی که ولیفقیه زمان حضرت آیت الله مجتبی حسینی خامنهای در اولین پیامشان تبیین کردند، موافق نیستند و حتی مخالف هم هستند. آنها با ظاهر عقلایی به دنبال پایان سریع جنگ هستند و البته این را از مسیر ارایه امتیازهای بزرگ و عدم دنبال کردن اهداف راهبردی جنگ پیگیری میکنند. کار اصلیشان هم ایجاد تردید در میان جامعه است تا جامعه سست شود و آن وقت آنها بتوانند یکهتازی کنند. شواهد و خصوصا حضور شجاعانه و بابصیرت مردم حاکی از آن است که مجمع عقلا این بار تیرش به سنگ خورده است. اما لازم است که کار تبیین با قدرت ادامه یابد. خصوصا مردم باید تفاوتهای رویکرد مجمع عقلا با رویکرد رهبر انقلاب در جنگ تحمیلی سوم را به خوبی بشناسند تا فریب آنها را نخورند.
مهمترین هدف راهبردی جنگ که رهبر انقلاب در پیامشان روی آن تاکید کردند، پایان حضور نظامی آمریکا در منطقه است. ایشان فرمودند «در هجوم اخیر، بعضی از پایگاههای نظامی مورد استفاده قرار گرفت که طبعاً ما همانطور که هشدار صریح داده بودیم و بدون اینکه تعرّضی به آن کشورها صورت دهیم، صرفاً همان پایگاهها را مورد حمله قرار دادهایم. از این پس باز هم بناچار این کار را ادامه خواهیم داد؛ گرچه همچنان معتقد به لزوم دوستی بین خود و آن همسایگانمان میباشیم. این کشورها باید تکلیف خود را با متجاوزین به وطن عزیزمان و قاتلین آحاد مردم ما معلوم کنند. من توصیه میکنم هر چه زودتر آن پایگاهها را تعطیل کنند؛ چون لابد تابهحال فهمیدهاند که ادّعای برقراری امنیّت و صلح از سوی آمریکا دروغی بیش نبوده است.»
این سخنان صریح به معنای این است که هدف ایران در جنگ تحمیلی سوم تعطیل شدن پایگاههای نظامی آمریکا و پایان دادن به حضور نظامی او در منطقه خلیج فارس است. دلیل انتخاب این هدف جسورانه کاملا روشن است. تا زمانی که آمریکا در این منطقه حضور نظامی داشته باشد، علاوه بر آنکه تهدید زنده علیه امنیت مردم ایران است، اجازه تغییر معادلات و مناسبات را نخواهد داد. باقیماندن مناسبات فعلی مانع پیشرفت ایران است. این مناسبات باید تغییر کند و لازمه آن پایان یافتن حضور نظامی آمریکا است که اصلیترین پشتوانه نظم فعلی است.
این مهم دو گام اصلی دارد، اول انهدام پایگاههای موجود در کشورهای منطقه و دوم تغییر تصمیم سیاسی حاکمان این کشورها مبنی بر همکاری نظامی با آمریکا و عدم همکاری برای بازسازی مجدد پایگاهها. رهبر انقلاب هم تاکید کردند که ایران تا زمان باز و فعال بودن این پایگاهها به حملات خود ادامه خواهد داد و توصیه کردند که این کشورها تکلیف خودشان با آمریکا را معلوم کنند و همچنین سریعتر این پایگاهها را تعطیل کنند تا حملات ایران به آنها متوقف شود. اما به نظر میرسد حاکمان کشورهای عرب خلیج فارس هنوز و پس از گذشت ۳۵ روز از جنگ، حاضر به تغییر تصمیم غلط خود نیستند. پس لازم است که جنگ تا تحقق هر دو گام ادامه یابد.
اشاره شد که شکلگیری مناسبات جدید در منطقه وابسته به این مهم است که معادله کلان قدیمی که میان کشورهای عرب خلیج فارس و آمریکا ایجاد شده است، به هم بخورد و معادله جدیدی جایگزین شود تا منافع ایران تامین شود. این معادله که برخی آنها را پترو دلار نیز مینامند مبتنی بر ارایه خدمت امنیت از سوی آمریکا (حضور نظامی در کشور میزبان و تجهیز کردن ارتش آن با تجهیزات آمریکایی) و ارایه امتیازهای اقتصادی (فروش نفت به دلار و خرید تجهیزات از آمریکا و سرمایهگذاری در اقتصاد آمریکا) از سوی اعراب است. این معادله کلان و اساسی تا برقرار باشد، تهدید علیه ایران وجود دارد و شرایط امنیت پایدار حاصل نخواهد شد.
در مقاله ظریف و بیانیه روحانی هیچ اشارهای به این هدف مهم و زیرساختی نشده است. بلکه ظریف با پیشنهاد امضای پیمان عدم تجاوز متقابل میان ایران و آمریکا خلاف هدف بیان شده توسط رهبر انقلاب گام برمیدارد و حضور آمریکا در منطقه خلیج فارس و معادله کلان گذشته را تثبیت میکند. این نشان میدهد که ظریف اصلا متوجه اصل منازعه نیست و یا اینکه در حال ارایه خدمت ناخواسته به آمریکا است.
مجمع عقلا در واقع به دنبال حفظ نظم آمریکایی در منطقه خلیج فارس هستند و این یعنی نادیده گرفتن هزینههای مادی و معنوی که در این سالها به ایران تحمیل شده است. سالها اعمال تحریم و ترور و دو جنگ تحمیلی در کمتر از یک سال که خونهای زیادی را به زمین ریخته است. ظاهر فریبنده پایان یافتن جنگ نباید ما را فریب دهد. اگر بدون پایان یافتن حضور آمریکا در منطقه جنگ پایان یابد، در واقع پایان نیافته و خیلی زود با سطحی بالاتر برخواهد گشت.
مجمع عقلا پایگاههای آمریکا را دوست دارند!
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید