آتشبس یکطرفه، امتیاز میدانی به دشمن میدهد تا در میز مذاکره خفتگیری کند
بامداد چهارشنبه گذشته، مردم کف خیابان از خبر ناگهانی آتشبس که مخالف خواستشان بود، متعجب شدند. تا زمانی که رهبر انقلاب در پیام خود با تشریح خطوط قرمز، مردم را به ادامه حضور دعوت، و با علم به مطالباتشان، تصریح کردند که «فریادهای شما در میادین، در نتیجه مذاکرات موثر است». روز ششم آتشبس بود که پس از نقض دو پیششرط و به نتیجه نرسیدن مذاکره بر سر ده ماده طرح پیشنهادی ایران در جلسه مذاکره اسلامآباد، آمریکا مدعی شد بنادر جنوبی ایران را محاصره دریایی کرده است. اقدامی که اگر در طول جنگ رخ میداد، قطعا دشمن را با پاسخ پشیمانکننده نیروهای مسلح و یا محور مقاومت مواجه میکرد و احتمالا ایران حتی یک پله بالاتر از آمریکا در نردبان تشدید تنش میایستاد. مانند واکنش بازیعوضکن به تعرض دشمن به تاسیسات پارس جنوبی.
آمریکا از سر استیصال در میدان و ناتوانی در بازگشایی تنگه هرمز، کمی آن طرفتر و در دریای عمان کشتیهای جنگی خود را به صف کرده تا امتیازی به دست آورد و در میز مذاکره آن را نقد کند. اگر بازی به این شکل است، دستگاه نظامی ایران و محور مقاومت نیز باید سایه به سایه تحولات را در میدان عمل پاسخ دهند و به عنوان مثال با انسداد تنگه بابالمندب، محاسبات غلط دشمن را بر هم زده و اورا متوجه عواقب این نه تنها نقض آتشبس، بلکه جنایت جنگی بکنند. جنایتی که با هدف صفر کردن درآمدهای نفتی ایران و جلوگیری از واردات بخشی از کالاهای اساسی، نان مردم ایران را نشانه گرفته است.
فارغ از اینکه دشمن تا چه حد توانایی و یا جرئت اعمال واقعی محاصره دریایی ایران را دارد، نفس اعلام این قصد از سوی آمریکا نیازمند پاسخ جدی است؛ اعلامی که صریحا نقض آتشبس است؛ نه مقدمه آن، یا نقض تقریبی، یا نقض روح و یا نقض نسبی؛ ادبیاتسازی برای حفظ آتشبس، مکمل پازل آمریکاست؛ به این شکل که ما بس کنیم و او به آتشافروزی و جنایت جنگیاش ادامه دهد. ناو جورج بوش که در راه پیوستن به این محاصره دریایی است، از ترس همین توانایی بالقوه ایران و محور حامی آن، با امتناع از عبور از تنگه بابالمندب، مسیر بسیار طولانیتر گشتن به دور قاره آفریقا را برگزید تا کاروان ناوهای آمریکایی را در نزدیکی مرزهای کشور و در تیررس موشکهای ایرانی کامل کند.
اقدامی که در طول جنگ به هیچ عنوان جرئت آن را نداشت و در همان روزهای ابتدایی، ناو آبراهام لینکلن پس از هدف قرار گرفتن توسط ایران، صدها کیلومتر گریخت و عملا کارایی خود را از دست داد و توالتهای ناو جرالد فورد هم به اذعان رسانههای غربی، در راه رسیدن به معرکه جنگ رمضان، توسط جنگاوران شجاع آمریکایی با لباس مسدود شد تا این ناو متوقف شده و دیرتر برسد. پس از رسیدن نیز اعلام شد در دریای سرخ به علت مشکلات رختشویخانه دچار آتش سوزی شده! و لذا، این ناو ۱۳ میلیارددلاری برای تعمیرات به سواحل یونان گریخت و دل سرنشینانش را شاد کرد. حالا دیپلماسی و حسننیت حداکثری ایران در برابر دشمن بدذات، عملکرد میدان را مختل کرده و گذر زمان را به این نحو، بر خلاف جنگ، به نفع دشمن رقم زده است.
محاصره دریایی عملا مقدمه خفتگیری در میز مذاکرات است؛ مذاکراتی که در دور اول آن به اذعان مرندی، هیئت مذاکرهکننده از امنیت خود هنگام برگشت اطمینان نداشت و با فرودی زودهنگام در مشهد نشست. حالا و با ادامه مذاکرات به موازات سکوت در میدان، حتما اگر تیم ایرانی بر حقوق خود پافشاری کند، شکاف موجود در دور اول مذاکرات که آن را به بنبست رساند، تشدید شده، و احتمال توافق را به صفر مطلق میرساند؛ مگر ان که یک طرف از حقوق خود کوتاه بیاید که آن، با توجه به رفتارهای تشدید شده دشمن در میدان، احتمالا آمریکا نخواهد بود. از این رو، التزام به خطوط قرمز رهبری و خواست صریح مردم، واجب است تا تجربه تلخ برجام و عبور از شروط ۹گانه امام شهید در صورت هرگونه توافقی، تکرار نشود و نهتنها یک دهه از عمر مردم بلکه این بار ثمره خون رهبر شهید و هزاران غیرنظامی و دلاوریهای رزمندگان اسلام نیز در میز مذاکره به حراج گذاشته نشود.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید