نگاهی به میز مذاکراتی که 3 مرتبه بمباران شد
آقای پزشکیان دوباره اظهارنظری کرد که محافل قدرت و ثروت را خوش آمد؛ این که «گفتوگو نکنیم، چه کنیم؟» درست همان بنبستنمایی از وضعیت کشور است که اصلاح رانت و فساد و ناکارآمدی داخلی را به حاشیه میراند. همان راهبرد جریان تحریف که القا میکند اگر برابر آمریکا کوتاه بیایید، مشکلات برطرف میشود. البته با دو باری که در یک سال اخیر میز مذاکره بمبارن شده، استفاده از واژه «گفتگو»، از معنا تهی کردن آن است. خصوصا آن که توهینها و تحکمهای ترامپ و ذکر بمباران بهعنوان بدیل «گفتگو»، به آن ضمیمه شده و این نوع واژهگزینی را خندهدار میکند. جملهای که در ظاهر خواسته سایه جنگ را دور کند، اما خود بزرگترین پیام ضعف است که مانند اظهارات پیش از دو جنگ گذشته، دشمن را تشویق به حمله میکند.
گفتگو معنای مشخصی دارد و شرایط خاص خود را میطلبد؛ با دشمن موجودیتی، گفتگو چیزی را حل نمیکند و تنها یک دستگرمی برای شروع دور جدید درگیری است. طرف مقابلی که با آن گفتگو میکنی باید منطق داشته باشد و به تعهداتش پایبند باشد. ترامپ اما اردیبهشت 97 یکطرفه از قرارداد بینالمللی برجام خارج شد و قاتل رهبری، حاج قاسم، دانشمندان، فرماندهان، کودکان میناب و غیرمسلحین ناو دناست و رسما سرکردگی وحوش آشوبهای دیماه را بر عهده داشت. در جنگ 12روزه با بی2 رسما به موضوع مورد مذاکره حمله کرد. این اورانگوتان در طول جنگ رمضان نیز خیال داشت تمدن ایران را نابود کند و بارها به مردم ایران توهین کرد.
پس از آغاز سکوت صحنه نبرد نیز بارها لفاظی و حتی مذاکرهکنندگان ایرانی را دیوانه خطاب کرده؛ روندی که در آخرین اراجیفش هم حتی پس از تیتر شدن این اظهارنظر پزشکیان در «سازندگی» ادامه داشته و گفته: «همه چیز (ایران) از بین رفته و تنها سوال این است که آیا ما میرویم و آن را تمام میکنیم، یا آنها قرار است یک سند را امضا کنند؟» آیا این «گفتگو» زیر سایه تهدید و توهین، آن طور که پزشکیان در ادامه عنوان کرده، از سر «عزت» است؟!
علاوه بر این که آنچه میان ایران و آمریکا میگذرد یک جنگ موجودیتی است و طرف مقابل از حداقل استانداردهای لازم برای یک «گفتگو» برخوردار نیست، شرایط کنونی دنیا نیز امید به میز مذاکره را کاملا از بین میبرد؛ دورانی که در آن نظم حاکم در حال تغییر است؛ نشانهاش هم همین دستوپازدنهای آمریکا که خود را در حال افول میبیند. درست همان که شی به ترامپ در پکن گفت. برای همین حتی به متحد نزدیک خود یعنی ناتو اعتنایی ندارد و بر گرینلند نیز ادعای سرزمینی میکند؛ و به تاسیسات هستهای کشوری که عضو انپیتی است، حمله میکند؛ با این که آژانس بارها تایید کرده ایران در حال ساخت بمب اتم نیست.
البته نشانههای فروپاشی نظم حاکم بسیار است و کسی که با محاسبه غلط بخواهد همچنان بازیگر خوب نظم قدیم باشد، اگر موجودیتش را از دست ندهد، سهمش از نظم جدید به حداقل خواهد رسید. این اتفاق تلخ که در دوران بزنگاهی گذشته برای ایران رخ داده، مقصد همان راهی است که محفلهای قدرت و ثروت در داخل آن را به ملت آدرس میدهند و در روزنامههای این جریان با ذوقزدگی آن را تبلیغ میکنند؛ تا با بهرهبردن از انفعال دولتهای متبوع، دستشان از بیتالمال و نشتیهای اقتصاد قطع نشود. وگرنه راه هست و آن هم قوی شدن است؛ نه التماس قدرت از آمریکای در حال افول در میز «گفتگو».
چه کنیم؟ همان که شهید رئیسی علیرغم تحویل گرفتن زمین سوخته و حسادتها و رقابتها در کمتر از سه سال انجام داد؛ آن هم پس از دورهای که عدهای حتی جان مردم را فدای سیاسی کاری کردند و واردات واکسن را منوط به پیوستن به FATF؛ تورم نقطه به نقطه 55.7درصدی که تحویل گرفت را به 35.7درصد تحویل داد که حالا به 67درصد رسیده و متوسط رشد اقتصادی را که 1.3درصد تحویل گرفت، 3.8درصد تحویل داد و حالا به 1.5درصد رسیده؛ علاوه بر همه اینها سوال اصلی که بانیان برجام و عاملان گفتگوهای مضر و غفلتآور اخیر باید پاسخ دهند این است که: این همه «گفتگو» کردید، چه شد؟
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید