نقدی بر سخنان عباس آخوندی
اشکال های متعددی به این متن وارد است که از جهاتی حتی فضاحت بار است. اولا حاکمیت بر تنگه هرمز، نوعی اعمال قدرت بر یکی از گلوگاه های اقتصادی جهان است که از برکاتش تحریم شکنی و اعمال تحریم است. شکستن تحریم، با گرو گرفتن منافع غرب اتفاق می افتد( مصادره کشتی ها و محموله های کشورهای تحریم کننده مانند آمریکا و اروپایی ها و تبعیت کننده از تحریم ها مانند کره و ژاپن و …) شبیه به آنچه سابق بر این، هرگاه کشتی های ما را در هر نقطه ای توقیف می کردند ما هم کشتی هایشان را در خلیج فارس توقیف می کردیم و پذیرفتند که نمیتوانند و نباید به کشتی های ما در هیچ نقطه ای از دنیا دست درازی کنند. تحریم کردن هم به وسیله مدیریت اجازه عبور و مرور و عدم اجازه به کشورهایی است که در جهت منافع صهیونیست ها و نسل کشی آنها اقدام می کنند. دوما: این اعمال حاکمیت، حتما عواید اقتصادی از این جنس را دارد، که محاسبه میزان نفعش، آسان و چه بسا ممکن نیست. نفع دیگر اقتصادی اش دریافت عوارض به عناوین گوناگون است که در موارد مشابه جهانی، امری مرسوم است. این نفع اقتصادی قابل محاسبه است. سوما: اینکه صهیونیسم جهانی و جهان غرب در کلیت رسانه ای اش، از این اعمال حاکمیت ما چگونه روایت سازی می کنند، نباید عامل تصمیم گیری ما باشد. جناب آخوندی هنوز در رویه معوج جناب ظریف حرکت می کند که خواستار بردن بازی شماتت است! رسانه دشمن هیچگاه روایت مطلوبی از اقدامات انقلابی ما نخواهد داشت و به دست آوردن دل آنها امری مضحک است. چهارم: این گونه مواضع مانند مقاله جناب ظریف در فارین افیرز، آنقدر عجیب است که با هیچ تحلیل عقلایی قابل توجیه نیست. کاش این بزرگواران بتوانند از جهت نداشتن گزک در دست دشمن، از خود رفع تهمت کنند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید