امروز: 1405/04/25 ساعت : 03:12

مصادره مفهوم مردم

رئیس محترم جمهور در نشست با مدیران رسانه های کشور چنین بیان می دارد: «در برابر ملت ایران و مطالبات مشروع آنان خود را مسئول و پاسخگو می‌دانیم. البته منظور از مردم، همه مردم ایران هستند، نه یک جریان یا گروه خاص.» احتمالاً مقصود از جریان یا گروه خاصی از مردم، همان کسانی هستند که چندین ماه است با حضور در خیابان ها، امنیت شهرها را در بحرانی ترین شرایط کشور حفظ کردند تا نیروهای مسلح با خیال آسوده در برابر دشمن متجاوز ایستادگی کند.
بیایید داستان را کمی تغییر دهیم. فرض کنید به دنبال طرح فیلترینگ یا قانون حجاب، عده ای از مردم دست به اعتراض می زنند. احتمالاً شما هم موافقید که رئیس محترم جمهور دیگر آن جمله بالا را تکرار نخواهد کرد و تغییراتی در آن خواهد داد. وی احتمالاً خواهد گفت: «ما آماده‌ایم صدای مردم را بشنویم، ما به دنبال تقابل ما مردم نیستیم. ما صدای مردمی هستیم که صدا ندارند.»
ظاهراً از نظر ریاست محترم دولت، زمانی مردم به معنای «همه مردم» است که مطالباتی مثل برداشتن فیلترینگ و آزادی پوشش و نظایر آن را داشته باشند. اما اگر مطالبات کمی تغییر کند، و مثلاً متوجه حفظ شروط رهبری در مذاکرات باشد، دیگر نمی توان از مفهوم مردم استفاده کرد، و باید مفاهیمی مثل جریان خاص یا گروه خاص را بکار برد.
مفهوم «مردم» یکی از پرکاربردترین مفاهیم در ادبیات سیاسی معاصر است. تقریباً هیچ دولت یا جریان سیاسی‌ای را نمی‌توان یافت که مدعی نمایندگی مردم نباشد. اما مفهوم مردم اغلب به ابزاری برای کسب مشروعیت سیاسی تبدیل می‌شود و نه بازتابی دقیق از واقعیت اجتماعی. دولت ها معمولاً مفهوم مردم را به شکلی گزینشی به کار می برند؛ هنگامی که بخشی از جامعه از سیاست‌های دولت حمایت می‌کند، آن بخش به عنوان «مردم» معرفی می‌شود و حمایت آنان به منزله تأیید عمومی تلقی می‌گردد. اما زمانی که گروهی دیگر به همان سیاست‌ها اعتراض می‌کنند، ناگهان از دایره مردم خارج شده و با برچسب‌هایی نظیر «اقلیت»، «گروههای خاص»، «افراطی» و «تندرو»، توصیف می‌شوند. این پدیده را می توان نوعی «انحصارطلبی» نامید؛ وضعیتی که در آن یک جریان سیاسی می‌کوشد حق سخن گفتن به نام مردم را به طور انحصاری در اختیار خود قرار دهد.
این انحصارطلبی موجب تضعیف جمهوریت نظام می شود. امری که دولت را به فروغلطیدن در دامان محافل قدرت و ثروت می کشاند. در واقع این روند خطری جدی هم برای جمهوریت و هم اسلامیت نظام به شمار می‌آید. زیرا می‌تواند به گذار تدریجی از مردم سالاری به الیگارشی منجر شود. الیگارشی وضعیتی است که در آن قدرت واقعی، هرچند در پوشش نهادهای دموکراتیک، در اختیار اقلیتی کوچک از صاحبان ثروت، نفوذ یا قدرت سازمانی قرار می‌گیرد و نهادهای سیاسی به تدریج از نمایندگی عموم شهروندان فاصله گرفته و در خدمت منافع گروهی محدود قرار می گیرند.
رئیس جمهور، رئیس جمهور همه مردم است، نه فقط حامیانش، و نمی توان بخش بزرگی از جامعه را به دلیل مخالفت با سیاست‌های دولت از دایره مردم خارج کرد و آنها را گروه های خاص نامید. هرگاه «مردم» تنها به حامیان دولت تقلیل یابد و مخالفان از این عنوان محروم شوند، جمهوریت به تدریج از درون تهی می شود و جای خود را به دولتی می‌دهد که به نام مردم، اما به کام محافل قدرت و ثروت حکومت می کنند.

محمدرضا طاهری

دکتر محمدرضا طاهری استاد علوم سیاسی و کارشناس حوزه های نظری در سیاست خارجی است؛ وی مترجم و نویسنده چند جلد کتاب از جمله «علیه لیبرالیسم» است

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم